پایاننامه کارشناسی ارشد زبان ادبیات فارسی اعتراض شعر فروغ

۲۷۵ هزار تومان ۱۸۰ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه کارشناسی ارشد زبان ادبیات فارسی اعتراض شعر فروغ با ایمیل sellthesis@gmail.com در ارتباط باشید


دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی اعتراض در شعر فروغ


پایاننامه کارشناسی ارشد زبان ادبیات فارسی اعتراض شعر فروغ


چکیده

یکی از جنبه های اجتناب ناپذیر شعر، وجه اعتراضی آن است. از زمانی که شاعر با استفاده از احساس، اندیشه و تخیّل خود، شعرسرود، عنصر اعتراض، جزء لاینفک شعر او گشت. این اعتراض در تاریخ شعر فارسی، در قرن ها و سبک های مختلف، ابعاد و روش های متفاوتی به خود گرفته است. در برهه ای از تاریخ این سرزمین، در رهگذر کودتای 28 مرداد سال 1332، سکوت و خفقان، حکمرانی خود را بر سرزمین ما آغاز می کند، روشن فکران و شاعران منزوی شده و تنها پناه گاه خویش را در سرزمین عشق های زمینی می جویند و رژیم می کوشد تا جوانان را از سیاست دور کند. در این میانه، ناگهان زنی از راه رسید. زنی که بر خلاف پیشینیانِ خود، بی پروا، به تشریح و بیان احساساتِ زنانه ی خود می پرداخت و چون سنّت شکن بود و بی پرده حرف می زد، نامش بر سر زبان ها افتاد. فروغ فرخ زاد با انتشار پنج مجموعه ی شعری، با نام های اسیر، دیوار، عصیان، تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد،یکی از چهره های برجسته ی شعر معاصر ایران است. از این رو حوادث مختلف شخصی، از زمان تولد تا مرگ، به ویژه شکست در ازدواج و دوری از فرزند، طعنه ها و سرزنش اطرافیان در واکنش به شعر او و از سویی دیگر فضای ملتهب جامعه، حوادث و اتفاقات سیاسیِ پس از کودتای 28 مرداد و ویژگی های شخصیّتی فروغ، از او در عرصه ی شعر، زنی معترض ساخت. فروغِ معترض، با طی کردن سیر و سلوک
فکری و زبانی و با انتشار پنج مجموعه ی خویش، ابعاد گوناگون اعتراض را به شیوه های مختلف، بیان می کند. سه مجموعه ی نخستین او چون آیینه ای است که منعکس کننده ی دغدغه های فردی و اعتراضات شخصیِ زنی تنهاست. شکست در ازدواج، دوری از فرزند، وصف لحظات جانگداز دوری از معشوق، درد غربت، طرد شدن از خانواده، نکوهش خداوند به دلیل ناکامی ها و شکست در زندگی فردی، بخصوص در مجموعه ی عصیان، از جمله مضامینی هستند که فضای اعتراضی این سه مجموعه را پر کرده اند. زنی بی-پروا که در کنار بیان این احساسات، با محکوم کردن مرد، به عنوان مسبّب اصلی اسارت، بر او می شورد. فروغ در دو مجموعه ی پایانی، از منِ شخصی می گذرد و به منِ جهانی می رسد و ابعاد گوناگون اعتراضات اجتماعی و سیاسی را به تصویر می کشد. اعتراض به سکوت روشن فکران و بی تفاوتی مردم، در قبال جامعه ی پس از کودتا، انتقاد از بی عدالتی و فقر، به تصویر کشیدن جامعه ای با بافت سنتی آمیخته با جهل و خرافات، اعتراض به بی اعتمادی و دروغ، نکوهش زندگی تکراری و مصنوعی در جامعه و در نهایت فریاد بلند تنهایی، یأس و بدبینی، از جمله مضامینی است که فروغ در دو مجموعه ی پایانی خویش، با به کار بردن واژه ها و اوزان مدرن شعری و با رهایی از قالب چارپاره، به تصویر می کشد. بنابراین پرداختن به مقوله ی اعتراض در پهنای ادبیات فارسیِ این سرزمین و عوامل تأثیرگذار بر اشعار اعتراض آمیز فروغ و همچنین بررسی مجموعه آثار فروغ از دیدگاه اعتراضی، به جهت مشخص کردن تحوّل فکری او و در آخر، تشریح ابعاد گوناگون اعتراض در آثار فروغ از جمله موضوعاتی هستند که فصـل های دوم تا پنجم این پایـان نـامه را به خـود اختصـاص داده اند.

کلید واژه ها: فروغ فرخ زاد، اعتراض، عصیان، بی پروایی، منِ فردی، منِ اجتماعی


فهرست مطالب

عنوان       صفحه
چکیده     1
مقدمه     3
فصل اول: کلیّات تحقیق
1-1- بیان مسأله     6
1-2- پیشینه تحقیق        8
1-3- هدف و ضرورت تحقیق        11
1-4- پرسش های تحقیق    12
1-5- فرضیه های تحقیق    12
1-6- روش تحقیق    13
فصل دوم: اعتراض و رویکرد آن در شعر فارسی
 مقدمه     15
2-1- اعتراض     16
2-2- ادبیات اعتراض        17
2-3- شعر اعتراض    24
2-4- شیوه های بیان اعتراض در شعر فارسی   31
2-4-1- بیان اعتراض به شیوه ی مستقیم   32
2-4-1-1- هجو     34
2-4-2- بیان اعتراض به شیوه ی غیر مستقیم       34
2-4-2-1- گفتگو یا پدیده های فرا زمینی   35
2-4-2-2- نوستالژی    37
2-4-2-3- داستان های تمثیلی    38
2-4-2-4- طنز     40
2-4-2-5- نماد و سمبل    43
2-4-2-6- شعر انتظار    46
2-5- ابعاد اعتراض در شعر فارسی    47
2-5-1- اعتراضات شخصی    47
2-5-1-1- اعتراض به خویشتن    47
2-5-1-2- اعتراضات عاشقانه        48
2-5-1-3- اعتراض به مرگ یا دوری از عزیزان       52
2-5-1-4- اعتراض به پیری        53
2-5-1-5- اعتراض به تنهایی        54
2-5-1-6- اعتراض به فقدان آدمیّت        55
2-5-2- اعتراضات سیاسی        57
2-5-3- اعتراضات اجتماعی    59
2-5-4- اعتراضات دینی        63
2-5-5- اعتراضات فلسفی        68
2-6- سیر تاریخی اعتراض در شعر فارسی       69
2-6-1- اعتراض در ادبیات کلاسیک    69
2-6-2- اعتراض در شعر مشروطه    77
2-6-3- اعتراض در شعر شاعرانِ پس از کودتای 28 مرداد 1332  81
2-6-3-1- جریان رمانتیک فردگرا        81
2-6-3-2- جریان رمانتیک جامعه گرا    85
2-6-3-3- جریان سمبولیسم اجتماعی   88
2-6-3-4- جریان شعر مقاومت چریکی       92
2-7- سیر اعتراض در شعر شاعران زن معاصر   96
فصل سوم: سال شمار و عوامل تأثیرگذار در اشعار اعتراض آمیز فروغ
 مقدمه     103
 3-1- سال شمار زندگی فروغ فرخ زاد    103
 3-2- عوامل سیاسی، اجتماعی و ادبی       109
 3-2-1- اشغال ایران توسط متفقین        112
 3-2-2- کودتای 28 مرداد 1332        116
 3-2-3- قیام 15 خرداد 1342    121
عنوان        صفحه
 3-3- حوادث تولد تا مرگ        125
 3-4- زنانه بودن زبان شعری        141
 3-5- تابو شکنی     147
 3-5-1- تابوشکنی فروغ در ادبیات غنایی   148
3-5-2- تابوشکنی اخلاقی فروغ    151
 3-5-3- تابوشکنی و ممنوعیّت های دینی و فلسفی   154
فصل چهارم: بررسی مجموعه آثار فروغ از دیدگاه اعتراضی مقدمه     158
 4-1- دوره ی اول شعر فروغ    159
 4-1-1- مجموعه ی اسیر    160
 4-1-2- مجموعه دیوار    162
 4-1-3- مجموعه عصیان    164
 4-2- دوره ی دوم شعری فروغ    169
 4-2-1- تولدی دیگر    169
 4-2-2- ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد       173
 4-3- بسامد واژه ها در آثار اعتراضی فروغ       176
 4-3-1- بسامد واژه ها در سه مجموعه اول       178
 4-3-2- بسامد واژه ها در دو مجموعه پایانی   179
فصل پنجم: اعتراضات در شعر فروغ فرخ زاد
 مقدمه         182
 5-1- اعتراضات شخصی        183
 5-1-1- اعتراض به ازدواجی زودهنگام       183
 5-1-2- اعتراضات پیرامون فرزندش کامیار   186       
5-1-3- اعتراضات ناشی از درد غربت   187
5-1-4- اعتراض به خویشتن    188
5-1-5- اعتراض پیرامون شعر و شاعری خویش   189
5-1-6- اعتراضات عاشقانه    194
5-1-7- نوستالژی اعتراض در شعر فروغ   202
5-1-7-1- نوستالژی حسرت بر گذشته   203
5-1-7-2- نوستالژی کودکی    205
5-1-7-3- نوستالژی معشوق    206
5-2- اعتراضات سیاسی    208
5-2-1- اعتراضات سیاسی – اجتماعی       208
5-2-1-1- اعتراض به روشن فکران    210
5-2-1-2- اعتراض به شاعران        216
5-2-2- اعتراضات سیاسی – چریکی        217
5-2-3- اعتراض به فقر، فاصله طبقاتی و بی عدالتی   222
عنوان       صفحه
5-3- اعتراضات اجتماعی        225
5-3-1- اعتراضات فمنیسمی    225
5-3-2 اعتراضات سیاه        237
5-3-2-1- نگاه بدبینانه به انسان    239
5-3-2-2- یأس و ناامیدی    242
5-3-2-3- تنهایی    246
5-3-3- اعتراض به دروغ، تزویر و نیرنگ در جامعه   252
 5-3-4- اعتراض به زندگی تصنعی امروزی   254
 5-3-5- اعتراض به فقدان عشق و انسانیّت در جامعه   256
5-4- اعتراضات دینی – فلسفی    260
5-4-1- اعتراض به آفرینش و برخی بنیادهای دینی- فلسفی  262
 5-4-2- اعتراض به فقدان ایمان در جامعه   270
 5-4-3- اعتراض به تزویر و ریاکاری   272
 5-4-4- اعتراض به خرافات و برخی باورهای دینی   275
 فصل ششم: نتیجه گیری و پیشنهادها
 نتیجه گیری     280
پیشنهادها     283
 فهرست منابع     284
چکیده انگلیسی     293


مقدمه

در جامعه، زنانی هستند که چون نمی خواهند خفّاش صفت در تاریکی ها پروازکنند و میل ندارند که در این راه، ریا و نفاقی به کاربرند، به مصونیّت  ظاهری که در پشت نام شوهر دارند، اهمیّت نمی دهند و حتّی به حرف مردم و آن چه به رسوایی تعبیر می شود، وقعی نمی گذارند و زندگی و آرامش ظاهری خود را برهم می زنند. فروغ فرخ زاد یکی از این زن ها بود. با این تفاوت که سرنوشت بسیاری از این زنان، سرگشتگی در زناشویی های متعدد، با عشق های بی فرجام و ماجراهای تلخ و شیرینِ هواهای دل است، تا سرانجام شیارهای شکستگی بر رخسارشان و برف پیری بر سرشان بنشیند و تن تب دارشان را رفته رفته به برودت مرگ نزدیک کند؛ اما فروغ به عنوان یک شاعر، پس  از رهایی از رنجیر زناشویی، دیگر تن به اسیری نداد؛ بلکه عصیان کرد و برای همیشه رها شد و رها زیست؛ زیرا اگر او از شوهر گسست، به شعر پیوست.  پیوند او با شعر، در دالان پرپیچ  و خم ادبیات این سرزمین، نخستین ها را درپی داشت. فروغ فرخ-زاد نخستین زنی بود که نظام مردسالاری در شعر را درهم شکست. او نخستین زن شاعری بود که در شعر خود، زبان زنانه را به کاربرد. فروغ اولین کسی بود که در حوزه ی شعر، بی پروا و با شهامت تمام، با علمِ قرارگرفتن در مقابل تیر طعنه ها و اتّهامات، از معشوق مرد سخن گفت. او کسی بود که به خود جرأت داد تا در حوزه ی اخلاق، برای نخستین بار در شعر، به تابوشکنی اخلاقی دست  بزند. او شاعری بود که برای نخستین بار، آداب، رسوم اجتماعی و قراردادهای زندگی زناشویی را درهم شکست. فروغ فرخ زاد نخستین زنی بود که با شهامت تمام، بسیاری از مفاهیم و مسائل هستی و آفرینش را به چالش کشاند و با زبانی اعتراضی، به گفتگو با خداوند نشست. همه ی این نخستین ها، در جامعه ای با  
بافت سنّتی و مذهبی، از او شاعری معترض ساخت. از این رو، شعر فروغ، شعر اعتراض است.. شعر فروغ در ذات و سرشت و نهادش، شگفتی اعتراض و فریادی است که از ماهیّت جان و زبان زنانه پرده برداشت و از یگانه زبان و ذهنیّت تغزّلی مردانه، آشنایی زدایی کرد. همان گونه که هلن سیکو، طرف دار مکتب انتقادی اصالت زن و دیگر هم اندیشان می گویند: زن باید خود را از سانسور، رهایی بخشد و شایستگی-های خود، تمنّاهای خود و قلمرو پهناور هستی خود را که مهر و موم نگهداری شده است، بازیابد و به این ترتیب همواره، از سخنی که نظام مردسالار، آن را تنظیم می کند، فراتر خواهدرفت و بدین سان فروغ فراتر رفت و در دوره ای که زنان در پس پرده ها و پستوها و حرم سراها به سرمی برند و نمی توانستند موجودیّت مستقلّی داشته باشند، فروغ با زبان اعتراض خویش، با انتشار مجموعه های شعری خود، قیامی تازه را جان بخشید. فروغ با انتشار اشعارخود و بیان حرف ها و تجربه های شخصی وناکامی های زندگی خویش، عقده ی دردناک و متورّم سکوت زن ایرانی را که باعث خفقان او شده بود، گشود.ابتدا ذهن و اندیشه ی او در سه مجموعه ی شعری نخستین خود یعنی سایه، دیوار و عصیان، از ناکامی های شخصی زندگی خویش، با زبان اعتراض پرده برداشت و سپس همان ذهن که در مجموعه ی پایانیِ تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، مظهر تجلّی اندیشه و عاطفه ی انسانی و اجتماعی شده بود، فروغ را وا داشت تا از فضای مضامین شخصی و فردی که از تمنیّات و احساسات او برمی خاست، فراتر رود و به اجتماع پیوند خورد و دردِ اجتماع و نابسامانی های رشدیافته در آن را با زبان اعتراضی و دردآلود فریاد زند؛ ولی افسوس که در اوج شکوه و اعتراض بود که ناگاه دست تقدیر و سرنوشت، او را از ادامه ی فریادهایش بازداشت و وجودش را از پیکره ی ادبیات اعتراض جدا ساخت؛ اما اعتراضش و نامش هنوز در گوش انسان های دردکشیده و مظلوم تاریخ، طنین افکن است.


تابو شکنی و ممنوعیت های دینی و فلسفی در شعر فروغ

« بشرکمتر از زندگی راضی بوده و این مسأله او را به طرح سؤالات فلسفی و دینی کشانده است. گاهی سؤالات، صرفاً سؤال عادی است. زیرا آدمی کنجکاو است و در بسیاری از موارد اعتراض، شک و تردید و حتی انکار است، به عبارتی نوعی تابوشکنی است.» (یعقوبی،113:1386) «درگستره ی ادبیات فارسی، سؤالات از نوع اخیر کم نیست؛ ولی در ادبیات کلاسیک ممتازترین چهره در این زمینه خیام است.
«دارنده چـــو تــرکیب طبایع آراست           از بهر چه  افکندش انـدر کم و کاست
گر نیک آمــد  شکستن از بهر چه بود          ور نیک نیامد این صورعیب که راست.»
                                                                                             (خیام،26:1371)
 اگر بر دالان تاریک و روشن ادبیات فارسی این مرز و بوم نظر افکنیم، چه بسیاری شاعران و عارفانی را می بینیم که از این گونه تابوها به ویژه در حوزه ی مذهب گذشتند و تاوان سنگینی را نیز در جامعه ی خویش تحمل کردند. هر چند در نظر آنان گذشتن از تابو در آن زمان در واقع به معنای درک درست و عاقلانه از دین بوده است؛ اما یا به دلیل عدم درک گفته هایشان از سوی حاکمان و مراجع وقت یا به دلایل واهی دیگر، متحمّل عذاب های شدیدی شدند که رد شدن از آن خط قرمز برای جامعه ی زمان خویش تابو به حساب می آمده است. فروغ در مجموعه ی عصیان،از این تابو گذشت؛ اما مورد نکوهش و سرزنش مذهبیون قرار گرفت زیرا در آن زمان، حکومت پهلوی، خود به چنان حرکت هایی میدان می داد و آن را دامن می زد. شاعر در مجموعه ی عصیان، از تابوهای دینی و فلسفی می گذرد و بر جمله کارهای جهان می تازد و به همه چیز از دریچه هیچ بودن می-نگرد.گذشتن از این تابو و نکوهش آفرینش و پوچ در پوچ گرفتن نظام هستی، تنها نتیجه ی نومیدی، سرخوردگی و شکست در زندگی فردی و اجتماعی اوست که او را به تابوشکنی دینی و فلسفی، وامی دارد. «عصیانی سطحی و کم مایه که از عمق فلسفی و تفکرات عمیق کاملاً خالی است.» (حسن بیگی، 1381: 113) پرسش های فروغ در این نوع تابوشکنی از بافت و خمیره ی همان پرسش هایی است که انسان عمیقاً مذهبی را بر مذهب می-شوراند. «تشبیهات و استعاره هایی که فروغ در مجموعه ی عصیان به کار می برد. حرام بودن می و معشوق در این جهان و روان بودنِ می و مستی و حوریان بهشتی در آن جهان، سودا کردن چشمه ی سلسبیل و سایه ی سدر و طوبی با می خوارگی و رسوایی و بدنامی، بافت و فضای این شعرها را از واژه ها و مفاهیم آشنای مذهبی و عرفانی می انبارد.» (فرخ زاد، 1381: 286) شمس لنگرودی در کتاب تاریخ تحلیلی شعر نو در این باره می نویسد: « در کتاب ادبیات نوین ایران، می خوانیم که فروغ در مجموعه ی عصیان، ساده ترین و عمیق ترین مضمون کشف شده ی هویت انسانی را، هویت شیطانی را و مسأله بنیادی فلسفی اختیار و جبر را عرضه کرده است. … فروغ بیان می کند که شیطان که خود آفریده ی خداوند است و تمام وسایل و وسوسه ی عاشقانِ لذّت و زیبایی در اختیار اوست، فقط وظایفی را انجام می دهد که خداوند در اختیار او قرار داده است…. او با اقامه ی محدودیت-های موجودات، یعنی شیطان و انسان، قدم به بحث دیگری می گذارد، موضوع خدایی را پیش می کشد و خدا را به خاطر آفریدن جهانی پر از معصیت و گناه به گله می نشیند. » (لنگرودی، 1387: جلد2، 475-474) اساس تابوشکنی فروغ، بی ایمانی به وجود خداوند نیست بلکه ایمان درهم شکسته ی اوست. او به خداییِ خداوند، کاری ندارد و تنها از نحوه ی این خدایی آزرده است. این که چرا این جهان را بهشت نساخته و سعادت را نصیب جهان دیگر کرده است:
ساختی دنیای خــــــاکی را و می دانی              پای تا سر جز سرابی، جز فریبی نیست
   ما عروسـک ها و دســتان تــو در بازی             کــفر مــا، عصیان ما، چیز غریبی نیست…
                                                                                                    (فرخ زاد، 1368: 24)

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.