پایاننامه کارشناسی ارشد حسابداری ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده REVA

۱۱۰ هزار تومان ۷۵ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه کارشناسی ارشد حسابداری ارزش افزودة اقتصادي پالايش شده REVA با ایمیل زیر در ارتباط باشید

sellthesis@gmail.com


پایاننامه کارشناسی ارشد حسابداری ارزش افزودة اقتصادي پالايش شده REVA


پایاننامه کارشناسی ارشد حسابداری بررسی ارتباط میان ارزش افزودة اقتصادي پالايش شده REVA و بازده سهام در شرکتهای بورس اوراق بهادار


1-1- مقدمه

رشد و توسعة شرکت هاي سهامي در گذر زمان به پيدايش و فزوني قشري از صاحبان سرمايه انجاميد که در ادارة شرکت ها مشارکت مستقيم نداشته و از طريق انتخاب هيأت مديره، امور شرکت را هدايت و بر آن نظارت مي کنند. اين تحول جديد گروه تازه اي از مديران حرفه اي را پديد آورد که در سرماية مؤسساتي که اداره مي کنند، سهمي ناچيز دارند و يا اصولاً سهمي ندارند و بدين ترتيب مديريت مؤسسات از مالکيت سرماية آنها تفکيک و متمايز شد. تشکيل شرکت هاي سهامي و مشارکت تعداد به نسبت زياد سرمايه گذاران در بازار سرمايه، تحولاتي را در مناسبات سهامداران و مديران حرفه اي اين گونه شرکت ها ايجاد و عملاً مالکيت را از مديريت جدا کرده است.
استفاده از سیستم مدیریت مالی سنتی دلیل شکست تلاش های شرکت ها به منظور ایجاد ارزش برای سهامداران در گذشته بوده است (استیوارت،1991).
از موضوعاتی که به نظر استیوارت (1991) باید مورد توجه و تاکید قرار گیرد ابزار ارزیابی عملکرد و رویه های ارزیابی است.یکی از روش های ارزیابی عملکرد معرفی شده در سال های اخیر، ارزش افزوده اقتصادی است اما به نظر باسیدرو و همکاران(1997)، ارزش افزوده اقتصادی دارای ایراداتی از جمله استفاده از ارزش دفتری برای انجام محاسبات است.برای رفع این ایراد صاحبنظران مالی شکل پالایش شده ای از ارزش افزوده اقتصادی را به عنوان ” ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده”مطرح کردند.
شرکت هاي سهامي امروزي از کوشش هاي دسته جمعي گروه هايي نظير مديران، کارکنان، سهامداران و اعتباردهندگان تشکيل شده اند. اين گروه ها از طريق انعقاد قراردادهاي رسمي و غير رسمي گوناگون در يک شرکت سهامي گرد هم مي آيند. براي ساليان متمادي در گذشته، اقتصاددانان فرض مي کردند که تمامي گروه هاي مربوط به يک شرکت سهامي براي يک هدف مشترک فعاليت مي کنند اما در 25 سال گذشته موارد بسياري از تضاد منافع بين گروه ها و چگونگي مواجهة شرکت ها با اين گونه تضادها توسط اقتصاد دانان مطرح شده است؛ اين موارد به طور کلي با عنوان “تئوري نمايندگي ” مورد اشاره قرار مي گيرد. طبق تعريف جنسن و مک لينگ (1976)، «رابطه نمايندگي» عبارت است از قراردادي که به موجب آن يک يا چند نفر سهامدار يا سهامداران، فرد يا افرادي را به عنوان نماينده براي انجام برخي خدمات از طرف خود انتخاب مي کنند. اين خدمات به موجب قرارداد شامل داشتن اختيار اتخاذ برخي تصميمات است. اين فرض که هر دو طرف در اين رابطه به دنبال حداکثر کردن منافع خويش مي باشند، دلالت بر اين موضوع دارد که نماينده هميشه در جهت حداکثر نمودن منافع موکل عمل نمي کند. موکل (سهامدار) مي تواند کاهش و اختلاف منافع خود را از طريق پرداخت حقوق و مزاياي مناسب براي نماينده و قبول هزينه هاي نظارت براي محدود کردن اقدامات و فعاليت هاي نابجاي نماينده، تعديل سازد. نظارت بر عملکرد هر نماينده از طريق سازوکارهاي گوناگون امکان پذير است. مواردي مانند دخالت مستقيم مالک در مديريت واحد اقتصادي، انعقاد قراردادهاي مبتني بر مشروط بودن جبران خدمات مديران، تهيه و ارائه گزارشهاي مالي در مقاطع مختلف زماني معين دربارة عملکرد واحد اقتصادي و نيز استفاده از ابزارهاي مالي و اقتصادي از جملة چنين سازوکارهايي محسوب مي شود. اما از اين ميان، شايد اصلي ترين ابزار نظارت مستمر بر عملکرد، تهيه و ارائة مجموعة صورت هاي مالي واحد اقتصادي باشد. شواهد بسياري نشان مي دهد که گزارش اطلاعات سود حسابداري از سوي واحدهاي اقتصادي نشانگر عملکرد واقعي نماينده در جهت حداکثرسازي ثروت مالکان نيست. براي ارزيابي عملکرد مديران و تعيين ارزش شرکت روشهاي متعددي وجود دارد که بسياري از آنها داراي معايب اساسي مي باشند و چنانچه به عنوان معيار ارزيابي عملکرد و تعيين ارزش شرکت مورد استفاده قرار گيرند منجر به انعکاس اطلاعات واقعي مربوط به ارزش شرکت در قيمت سهام آن نخواهد شد. در هر برهه اي از زمان معيار و ابزار خاصي براي ارزيابي عملکرد پيشنهاد شده و هر ذينفعي با توجه به ديدگاه و نوع علاقة خود از معيارهاي متفاوتي استفاده مي کند. با عنايت به ايرادات وارده بر معيارهاي مبتني بر سود حسابداري و در جهت رفع نواقص آنها تلاشهاي فراواني صورت گرفته که به ارائه معيارهاي جديد منجر شده است. بنابراين، مالکان همواره به دنبال معياري هستند که با استفاده از آن، عملکرد مديران را به بهترين نحو ممکن ارزيابي نمايند.
هرچند معرفی ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده به عنوان معیارهای برتر ارزیابی عملکرد پاسخی به نارسایی های مطرح شده در رابطه با معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد بوده است اما این که آیا معیارهای ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با خلق ارزش برای سهامداران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط دارند؟ و همچنین اینکه در صورت وجود رابطه، همبستگی کدام یک از این معیارها (ارزش افزوده اقتصادی ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده) با خلق ارزش بیشتر است؟ پرسش هایی است که در این پژوهش که به آن ها پاسخ داده خواهد شد.


1-2- بیان مساله

وقوع انقلاب صنعتی و تداوم آن در اروپای قرن نوزدهم، ایجاد کارخانه های بزرگ و اجرای طرح های عظیمی چون احداث شبکه های سراسری راه آهن را می طلبد که سرمایه های پولی کلانی نیاز داشت. تامین چنین سرمایه هایی از امکانات مالی یک یا چند سرمایه گذار و حتی دولت های آن زمان فراتر بود و از سویی یک یا چند سرمایه گذار نیز آمادگی قبول خطر تجاری چنین فعالیت های بزرگی را نداشتند.از این رو با بهره گیری از دو دستاورد بزرگ و مفید انقلاب صنعتی یعنی سازماندهی و همکاری، نخستین شرکت های سهامی شکل گرفت که مسئولیت صاحبان سهام آن ها محدود به مبلغ سرمایه گذاریشان بود.این قالب نوین(یعنی شرکت سهامی) راه حل مناسبی برای تامین سرمایه کلان و توضیع مخاطرات تجاری بود.
برای سالیان متمادی در گذشته، اقتصاددانان فرض می کردند که تمامی گروه های مربوط به یک شرکت سهامی برای یک هدف مشترک فعالیت می کنند،اما در 25سال گذشته موارد بسیاری از تضاد منافع بین گروه ها و چگونگی مواجه ی شرکت ها با این گونه تضادها توسط اقتصاددانان مطرح شده است؛ این موادر بطور کلی به عنوان “تئوری نمایندگی” مورد اشاره قرار می گیرد طبق تعریف جنسن و مک لینگ(1976) رابطه نمایندگی عبارت است از قراردادی که به موجب آن یک یا چند نفر سهامدار یا سهامداران فرد یا افرادی را بعنوان نماینده به عنوان برخی خدمات از طرف خود انتخاب می کنند.شواهد بسیاری نشان می دهد که گزارش اطلاعات سود حسابداری از سوی واحد های اقتصادی نشانگر عملکرد واقعی نماینده در جهت حداکثر سازی ثروت مالکان نیست.برای ارزیابی عملکرد مدیران وتعیین ارزش شرکت روش های متعددی وجود دارد که بسیاری از آن ها دارای معایب اساسی می باشند و چنانچه به عنوان معیار ارزیابی عملکرد و تعیین ارزش شرکت مورد استفاده قرار گیرند منجر به انعکاس اطلاعات واقعی مربوط به ارزش شرکت در قیمت سهام آن نخواهد شد. همانطوریکه می دانید حقوق صاحبان سهام یک منبع اقتصادی است و دارای هزینه فرصت می باشد که صورت های مالی هزینه فرصت می باشد حقوق صاحبان سهام را در نظر نمی گیرند.EVA با کم کردن هزینه فرصت حقوق صاحبان سهام از سود خالص به دست می آید،بنابراین معیاری است که هزینه فرصت همه منابع به کار گرفته شده در شرکت را مدنظر قرار می دهد.

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.