پایاننامه کارشناسی ارشد تربیتی صفات شخصیت راهبردهای شناختی تنظیم هیجان

۱۵۰ هزار تومان ۱۰۵ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه کارشناسی ارشد تربیتی صفات شخصیت راهبردهای شناختی تنظیم هیجان با ایمیل زیر در ارتباط باشید

sellthesis@gmail.com


پایاننامه کارشناسی ارشد تربیتی صفات شخصیت راهبردهای شناختی تنظیم هیجان


پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی تعیین رابطه صفات شخصیت، سبکها و ابعاد دلبستگی با راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در دانش آموزان


چکیده

پژوهش حاضر به تعیین رابطه بین صفات شخصیت، سبک ها و ابعاد دلبستگی با راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در دانش آموزان پسر و دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز پرداخته است. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، شامل تمامی دانش آموزان پسر و دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز در سال تحصیلی 93-1392 بود. 313دانش آموز (153 پسر، 160 دختر) به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای براساس جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه صفات شخصیت نئو، پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال کولینز و رید و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایچ استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به شیوه ورود مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بین صفات شخصیت و راهبردهای مثبت و منفی تنظیم هیجان رابطة معنادار وجود دارد. هم چنین بین سبک ها و ابعاد دلبستگی با راهبردهای مثبت و منفی تنظیم هیجان رابطة معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون بیانگر آن بود که از میان متغیرهای پیش بین، به ترتیب دو متغیر وظیفه شناسی و برون گرایی در پیش بینی راهبردهای مثبت تنظیم هیجان به صورت مستقیم نقش داشتند و هم چنین دو متغیر روان رنجوری و تجربه پذیری در پیش بینی راهبردهای منفی تنظیم هیجان به صورت مستقیم و متغیر توافق پذیری به صورت معکوس نقش داشت. در نهایت، تبیین های احتمالی برای یافته ها و هم چنین پیشنهادات و محدودیت های این پژوهش ارائه شده است.
کلید واژه‎ها: راهبردهای مثبت تنظیم هیجان، راهبردهای منفی تنظیم هیجان، صفات شخصیت، سبک های دلبستگی، ابعاد دلبستگی


فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: طرح کلی پژوهش
1-1- مقدمه . 2
1-2- بیان مسئله 5
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش . 9
1-4- متغیرهای اساسی پژوهش . 12
1-5- اهداف پژوهش 12
1-5-1- هدف کلی 12
1-5-2- اهداف جزئی 12
1-6- فرضیه های پژوهش 12
1-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 13
1-7-1- تعریف مفهومی صفات شخصیت . 13
1-7-2- تعریف عملیاتی صفات شخصیت 13
1-7-3- تعریف مفهومی سبک های دلبستگی 13
1-7-4- تعریف عملیاتی سبک های دلبستگی 13
1-7-5- تعریف مفهومی راهبردهای شناختی تنظیم هیجان . 14
1-7-6- تعریف عملیاتی راهبردهای شناختی تنظیم هیجان . 14
فصل دوم: پیشینه پژوهش
2-1- مقدمه . 16
2-2- پیشینه نظری . 16
2-2-1- تنظیم هیجان 16
2-2-1-1- مبانی هیجان 16
2-2-1-2- تعاریف هیجان و نظریات مرتبط با آن 17
2-2-1-3- ابعاد هیجان 18
2-2-1-4- تعاریف مختلف تنظیم هیجان 19
2-2-1-5- انواع روش های تنظیم هیجان . 20
2-2-1-6- فرآیندهای مؤثر در تنظیم هیجانات . 22
2-2-1-7- انواع استراتژی های هیجان از نظر گارنفسکی و همکاران 28
2-2-1-8- انواع استراتژی های تنظیم هیجان از نظر سایر نظریه پردازان . 30
2-2-1-9- نظریه های تنظیم هیجان . 34
2-2-1- 10- تنظیم هیجان و تمایز آن با سبک های مقابله 35
2-2- 11-1- پیامد تنظیم مؤفق هیجانات . 36
2-2-12-2- پیامد تنظیم نامؤفق هیجانات 37
2-2-12- شخصیت 39
2-2- 12-1- تعریف شخصیت 39
2-2-12-2- عوامل تعیین کننده شخصیت . 41
2-2-12- 3- رویکردهای اصلی شخصیت 42
2-2-12-3-1- رویکرد روان تحلیل گری 42
2-2-12-3-2- رویکرد رفتار گرایی . 44
2-2-12-3-3- رویکرد شناختی . 44
2-2-12-3-4- رویکرد انسان گرایی .45
2-2-12-3-5- رویکرد صفات 45
2-2-12-4- نظریه های شخصیت . 46
2-2-12-4-1- نظریه بقراط 46
2-2-12-4-2- نظریه آلپورت . 46
2-2-12-4-3- نظریه کتل 48
2-2-12-4-4- نظریه آیزنک . 49
2-2-12-4-5- نظریه رابرت مک کری و پل کاستا . 51
2-2-12-4-5- 1- تاریخچه ای از پنج عامل بزرگ . 53
2-2-12-4-5-2- تفسیر ابعاد نظریه شخصیتی مک کری و کاستا . 55
2-2-12-4-6- نظریه ابن سینا 59
2-2-13- دلبستگی 60
2-2-13- 1- تعاریف دلبستگی . 60
2-2-13-2- تفاوت دلبستگی با وابستگی 63
2-2-13-3- اصول نظریه دلبستگی 63
2-2-13-4- مراحل دلبستگی . 64
2-2-13-5- مبنای نظری دلبستگی 64
2-2-13-5-1- نظریه های دلبستگی 65
2-2-13-5-2- نظریه روان تحلیل گری فروید . 65
2-2-13- 5-3- نظریه آنافروید . 66
2-2-13-5-4- نظریه اریکسون . 66
2-2-13-5-5- نظریه یادگیری . 67
2-2-13-5-6- نظریه کردارشناسی . 68
2-2-13-5-7- نظریه شناختی . 68
2-2-13-5-8- نظریه آدلر . 69
2-2-13-5-9- نظریه اشپیتز . 70
2-2-13-5- 10- نظریه ماهلر . 70
2-2-13-5-11-نظریه ملانی کلاین 71
2-2-13-5-12- نظریه کارن هورنای 72
2-2-13-5-13-نظریه هارلو 72
2-2-13-5-14- نظریه دونالد وینی کات . 73
2-2-13-5-15- نظریه سالیوان .74
2-2-13-5-16- نظریه مازلو . 74
2-2-13-5-17- نظریه دلبستگی بالبی 74
2-2-13-6- انواع سبک های دلبستگی(سه گانه) در کودکان . 77
2-2-13-7- دلبستگی نوجوانان . 79
2-2-13-8-1- دلبستگی بزرگسالان . 80
2-2-13-8-2- سبک های سه گانه دلبستگی بزرگسالان 82
2-2-13-9- تفاوت دلبستگی بزرگسال و کودک 84
2-2-13-10- الگوهای فعال درونی . 85
2-2-13-11- الگوی چهارگروهی دلبستگی بزرگسال . 87
2-2-13-12- تغییر در دلبستگی 90
2-3- پیشینه پژوهشی 92
2-3-1- پژوهش های انجام شده در داخل کشور 92
2-3-2- پژوهش های انجام شده در خارج از کشور 98
2-4- جمع بندی . 101
فصل سوم: روش پژوهش
3-1- مقدمه 104
3-2- روش تحقیق 104
3-3- جامعه آماری . 104
3-4- نمونه و روش نمونه گیری 104
3-5- ابزارهای پژوهش 105
3-5- 1- پرسشنامه شخصیتی نئو 105
3-5-2- پرسشنامه دلبستگی بزرگسال کولینز و رید . 106
3-5-3- پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان . 108
3-6- نحوه اجرای پرسشنامه ها و جمع آوری داده ها 109
3-7- روش تجزیه و تحلیل داده ها . 110
فصل چهارم : یافته های تحقیق
4-1- مقدمه 112
4-2- یافته های توصیفی . 112
4-3- یافته های استنباطی 115
4-3-1- آزمون فرضیه ها . 115
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه . 125
5-2- بررسی و مقایسه نتایج پژوهش با یافته های پژوهش های پیشین . 125
5-3- نتیجه گیری . 133
5-4- پیشنهادهای پژوهش 134
5-4-1- پیشنهادهای پژوهشی . 134
5-4-2- پیشنهادهای اجرایی 134
5-5- محدودیت های پژوهش 135
فهرست منابع و مأخذ
منابع فارسی 136
منابع لاتین . 145


ﻣﻘﺪﻣﻪ
امروزه جهان با تحولات عظیم و پی در پی روبرو است، تحولاتی که دانش ها و نیازهای جدیدی می آفریند. نیازهایی که از یک طرفی به رفاه بیشتر جوامع کمک می کند و از طرف دیگر به مشکلات آنها می افزاید که موجب بروز برخی بیماریها و ناراحتی های روانی و تضعیف روابط و ارزشهای انسانی گردیده است. در واقع مشکلات انسانها پیچیده تر و متنوع تر شده است، همه انسانها هیجانها و عواطف را در زندگی خود تجربه می کنند و این کاملاً طبیعی است که در مواجهه با موقعیت های گوناگون، هیجانها و عواطف متفاوت از خود نشان دهند. اما هیجانها و عواطف منفی شدید، غیر عادی است و نه تنها سازنده نیست، بلکه آثار مخرب و زیان باری دارد (کاویان پور، 1391).
ﻫﻴﺠﺎن همانا یکی از اجزای زندگی روانی و ﭘﺪﻳﺪه اي اﺻﻠﻲدرﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎي اﻧﺴﺎن اﺳﺖ و ﻧﻘﺶ ﺑﻪﺳﺰاﻳﻲ در ﺑﻘﺎ و اﻧﻄﺒﺎقﮔﻮﻧﻪ اﻧﺴﺎن دارد (ﮔﺮاس و ﺗﺎﻣﭙﺴﻮن ، 2007؛ ﻧﺲ و اﻟﺰورث ، 2009). از نظر پاسر و اسمیت ( 2001)، ﻫﻴﺠﺎنﻫﺎ حالت عاطفی مثبت یا منفی هستند که از الگوی شناختی، فیزیولوژیکی و واکنش های رفتار نسبت به رویداد ها ناشی می شوند (به نقل از صیادی، 1389). لویس و هاویلند (2000)، هیجان را نخستین علت ایجاد کننده شناخت، تصمیم و عمل
می دانند، موضوعی که می تواند در حل و پدید آیی مشکلات و تجارب بین فردی و درون فردی نقش بی بدیل داشته باشد. هیجان ها در سطح ﺑﻴﻦﻓﺮدي ﺑﻪ ﺷﺨﺺ ﻛﻤﻚ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﺗﺎ از حالتﻫﺎي دروﻧﻲ و ﻣﻘﺼﻮدﻫﺎي رﻓﺘﺎري دﻳﮕـﺮان آﮔـﺎه ﺷـﻮد (ﻓﺮﻳجدا ، 1986؛ به نقل از زارع، لطیفیان و فولاد چنگ، 1392)، ﺗﺒﺎدلﭼﻨﻴﻦاﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﺑـﺮاي رواﺑﻂ اﻧـﺴﺎﻧﻲ، ﺿﺮوري و ﺗﻌﻴﻴنﻛﻨﻨﺪه ﻣﻬﻤﻲ درﺑﻬﻜﺎﻣﻲ روانﺷﻨﺎﺧﺘﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺳﺖ. ﻋﻼوه ﺑﺮاﻳﻦ، ﻫﻴﺠـﺎن داراي ﻛﺎرﻛﺮدﻫـﺎي درونﻓـﺮدي ﻧﻈﻴـﺮ ﻳـﺎﻓﺘﻦ ﺑﻴﻨﺶ درﻣﻮرد ارزشﻫﺎيﺷﺨﺼﻲاﺳﺖ (ﺑﭽﺎرا، داﻣﺎﺳﻴﻮ و داماﺳﻴﻮ ،2000). به طور کلی، توانایی های هیجانی برای تشخیص پاسخ های هیجانی مناسب در مواجهه با رویدادهای روزمره، گسترش دامنه ی بینش و ایجاد نگرش درباره وقایع و هیجانات نقش مؤثری دارند. بنابراین کسانی که توانایی تشخیص، کنترل و استفاده ازاین توانش های هیجانی را دارند از حمایت اجتماعی، احساس رضایتمندی و سلامت روانی بیشتری برخوردار خواهند شد (تاج دهقانی، 1391). ﻻزم ﺑﻪذﻛـﺮ اﺳـﺖﻛـﻪ اﮔﺮﭼﻪ ﻫﻴﺠﺎن ﺑﺴﻴﺎرﻛﻤﻚﻛﻨﻨﺪه اﺳﺖ، اﻣﺎ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ آﺳﻴﺐزا ﻧﻴﺰ ﺑﺎﺷـﺪ؛ ﻣـﺜﻼً ﻫﻨﮕﺎﻣﻲﻛﻪ در زﻣﺎن ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ اﺑﺮاز ﺷﻮد. هم چنین ﭘﺎﺳﺦﻫﺎي ﻧﺎﻣﻨﺎﺳـﺐ ﻫﻴﺠـﺎﻧﻲ در ﺑـﺴﻴﺎري از ﺷـﻜﻞﻫـﺎي آﺳـﻴﺐﺷﻨﺎﺳـﻲرواﻧـﻲ (ﻛﻤﭙﻞ- ﺳـﻴﻠﺰ و ﺑـﺎرﻟﻮ ، 2007)، مشکلات اﺟﺘﻤـﺎعی (اﻳﺰﻧﺒـﺮگ، ﻫـﻮﻓﺮ و واﮔـﺎن ؛ 2007،ﺷـﻴﻮر و ﻣﻴﻜﺎﻟﻴﻨﺴﺮ ، 2007) و ﺣﺘﻲ ﺑﻴﻤﺎريﻫﺎي ﺟﺴﻤﻲ ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ.
ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻫﻴﺠﺎن ﻣﻮﻓق در زﻧﺪﮔﻲ اﻧﺴﺎن ﻧﻘﺶ اﺳﺎﺳـﻲ اﻳﻔـﺎ ﻣﻲﻛﻨﺪ (ﮔـﺮاس، 2007). ﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎي ﻣﺘﻌﺪد رواﻧﻲ، ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ، ﻓﻴﺰﻳﻮﻟﻮژﻳﻜﻲ و رﻓﺘـﺎري ﺑـﻪ ﻣﻮﻓﻘﻴـﺖ اﻓـﺮاد درﺗﻨﻈـﻴﻢ ﻫﻴﺠﺎﻧـﺎت واﺑﺴﺘﻪاﺳﺖ (ﮔﺮاس و ﺗﺎﻣﭙﺴﻮن، 2007؛ ﻋﻼﻗﺒﻨﺪ و همکاران،1391). ﺗﻨﻈﻴﻢﻫﻴﺠﺎن از ویژگی های فطری است که در نوزادان هم دیده می شود و تأثیر زیادی از محیط و به ویژه شیوه های تربیتی و فرزند پروری والدین می گیرد. تنظیم هیجان در محیط رشد دهنده تکوین می یابد و در غیر این صورت به شکل غیر انطباقی عمل می کند (زارع و همکاران، 1392).
حال عوامل متعددی می توانند بر کنترل و تنظیم هیجانات اثر بگذارند؛ عواملی که یا نشأت گرفته از درون فرد، شخصیت و ویژگی های فردی است و یا این که در نتیجه محیطی که فرد در آن قرار گرفته است به وجود آمده اند. از جمله این عوامل می توان به صفات شخصیت ، سبک ها و ابعاد دلبستگی اشاره نمود. در واقع با با درنظر داشتن این دو نظریه می توان به نقش ژنتیک و عوامل اجتماعی در کنترل و تنظیم هیجان توجه داشت. نظریه دلبستگی به طور کلی بر علل اجتماعی سبک های دلبستگی تأکید دارد در حالی که نظریه پنج عامل بزرگ شخصیت عمدتاً بر ژنتیک، مبانی خلق و خو یا علل صفات شخصیتی متمرکز است (نیلفروشان، 1389).
ویژگی های شخصیتی به عنوان مجموعه سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتاً پایدار در افراد که بر روی هم، یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز می سازد (شاملو،1382) می تواند بر کنترل و تنظیم هیجان تأثیر بگذارد. در واقع بر اساس یافته های پژوهشی می توان گفت که صفات شخصیتی نقش مهمی در انتخاب راهبرد های تنظیم هیجان ایفا می کنند و نوع راهبرد های تنظیم هیجان متناسب با صفات شخصیتی مسلط در فرد می باشد.
بنا براین آگاهی از ویژگی های شخصیتی، برای مقابله با مشکلات زندگی مفید و سودمند است. از آنجا که ویژگی های شخصیتی عمیقاً با نحوه ادراک و تفسیر فرد از جهان و واکنش او به رویداد های استرس زا مرتبط است، طبیعی است که برخی ویژگیهای شخصیتی از ویژگی های دیگر انعطاف پذیرتر است. افرادی که دارای ویژگی های شخصیتی انعطاف نا پذیری می باشند و همچنین کسانی که نمی توانند پاسخ های خود را با تقاضای یک موقعیت خاص منطبق سازند فاقد مهارت‎های زندگی بوده و بدترین واکنش ها را به زندگی نشان می دهند. در واقع خصوصیات شخصیتی انسان را مستعد انجام رفتار های مختلف در موقعیت های خاص می نماید. مطالعه خاص رفتار فرد، یک نوع تعیین شخصیت او می باشد و از این رو با شناخت رفتار فرد، می توان پیش بینی کرد که از این شخص با این نوع شخصیت در موقعیت های مختلف چه نوع رفتاری بروز خواهد کرد (تاج دهقانی، 1391).
همانطور که گفته شد یکی دیگر از عواملی که می تواند بر تنظیم هیجان مؤثر باشد، سبک های دلبستگی است. دلبستگی پیوند عاطفی نیرومندی است که هر فرد در زندگی اش برای افراد خاصی ایجاد می کند (بالبی ، 1969). تجارب دلبستگی اولیه با مراقبان، احساسات، افکار و رفتار را در روابط بعدی هدایت می کند. نظریه دلبستگی بالبی (1969) بیان می دارد که روابط کودک با مراقبان (مادر یا جانشین مادر) در سالهای اولیه زندگی منجر به تشکیل الگوهای روانی خاصی می شود که مبنای بیشتر روابط بین فردی در بزرگسالی است. نظریه دلبستگی بزرگسال (هازان و شیور، 1987) که از نظریه دلبستگی بالبی و آینسورث نشأت گرفته است، برای تبیین تفاوت های فردی در شناخت ها، احساسات و رفتارهایی که در زمینه روابط نزدیک و صمیمی در دوره نوجوانی رخ می دهد، مطرح شده است. بر طبق این نظریه تفاوت های فردی در سبک دلبستگی، از تجربیات افراد از روابط نزدیک قبلی شان نشأت می گیرد که این تجربیات با رابطه دلبستگی بین کودک و مراقب اولیه اش( معمولاً مادر) شروع می شود (میکالینسر و شیور، 2007).
نظریه دلبستگی مبنای نظری مهمی را برای درک وجود مشکلات رفتاری و هیجانی در نوجوانی در اختیار محققان قرار داده است. در نظریه دلبستگی همواره بر دو نکته تأکید شده است: اول این که رابطه گرم، نزدیک و پیوسته مادر (جانشین دائم وی) با کودک برای سلامت روانی اش ضروری است و دوم این که جدایی از مادر و طرد شدگی از سوی وی در اغلب مشکلات رفتاری و اضطراب کودکان تأثیر دارد. مطالعات مختلف نشان داده اند که سبک دلبستگی نوجوان با الگو های رفتاری سازش نایافته و کنش وری روانی – هیجانی در سال های بعدی زندگی مرتبط می باشد (کاسیدی ، 2001 ؛ براون فیلد و تامپسون، 2003).
هم چنین ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﭘﮋوﻫﺸﯽ در ﻣﻮرد ﺳﺒﮏﻫﺎي دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ درﮐﻮدﮐﯽ (بالبی، 1969؛ دی واﯾﺖ و همکاران،2010؛ روك و ورﯾﺴﯿﻤﻮ ، 2011) نیز نشان داده اند که حساسیت و پاسخ دهی مراقب اولیه به حالت های هیجانی کودک، تعیین کننده اصلی یادگیری روش تنظیم عواطف درمانده ساز و رابطه با دیگران است و هم چنین تعیین کننده مهم شیوه ای است که کودک یاد می گیرد تا هیجانات خود را تنظیم و آنها را به دیگران نشان دهد (وردن ، لوسی و واگان، 2003). ﺗﺠﺮﺑﻪﻫﺎي ﮐﻮدﮐﯽ ﺑﺎ ﻣﺮاﻗﺒﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎﯾﺸﺎن را ﻧﺸـﺎن ﻧﻤﯽدﻫﻨﺪ و اﺑﺮاز ﻧﻤﯽﮐﻨﻨﺪ، ﯾﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽﮐﻪ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎي در ﺣـﺎل ﺗﺤﻮل و ﺷﮑﻞﮔﯿﺮي ﮐﻮدك را ﺑﻪ رﺳـﻤﯿﺖ ﻧﻤـﯽﺷﻨﺎﺳـﻨﺪ و ﺑـﺎ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎي ﮐﻮدك ﺧﻮب رﻓﺘﺎر ﻧﻤﯽﮐﻨﻨـﺪ، ﻣـﯽﺗﻮاﻧـﺪ ﺗـأﺛﯿﺮي ﻋﻤﯿﻖ ﺑﺮ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻋﺎﻃﻔﻪ در ﻣﺮاﺣﻞ ﺑﻌﺪي زﻧﺪﮔﯽ داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ (دی واﯾــﺖ و ﻫﻤﮑــﺎران، 2010؛ روك و ورﯾﺴــﯿﻤﻮ 2011؛ ﮔﺮﺷــﺎم وﮔــﻮﻻن ، 2012). بنابراین آﻧﭽــﻪ ﻣــﺎ در ﻣــﻮرد ﻫﯿﺠــﺎنﻫــﺎي ﺧــﻮد و ﺗﻮاﻧــﺎﯾﯽ ﺑﺎزﺷﻨﺎﺳﯽ، ﺗﻮﺻﯿﻒ و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻋﻮاﻃـﻒ ﺧﻮدﻣـﺎن ﻣـﯽداﻧـﯿﻢ ﺗـﺎ ﺣﺪود زﯾﺎدي ﺗﺤﺖ ﺗأﺛﯿﺮ ﺗﻌﺎﻣﻞﻫﺎي اوﻟﯿﻪ ﺑﺎ ﻣﺮاﻗـﺐ اﺳـﺖ.
با عنایت به موارد فوق پژوهش حاضر سعی در تعیین رابطه صفات شخصیت، سبک‎ها و ابعاد دلبستگی با راهبردهای شناختی تنظیم هیجان دارد.

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.