پایاننامه کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی رسیدن به فیلمنامه دینی

۱۲۵ هزار تومان ۸۰ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی رسیدن به فیلمنامه دینی با ایمیل sellthesis@gmail.com در ارتباط باشید


پایان نامه کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی بررسی پیش فرض ها برای رسیدن به فیلمنامه دینی


پایاننامه کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی رسیدن به فیلمنامه دینی


چکیده

مسئله تحقیق، بررسی پیش فرض ها برای رسیدن به فیلمنامه دینی است. برای پاسخ به این مسئله از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. چارچوب نظری، تبدیل عالم معقول به جهان محسوس در نظریه آیت الله جوادی آملی، – ﺧﻠﻖ آثاری ﮐﻪ نقطه شروعش فهم ﻋﻘﻞ، میانه اش درک و پردازش معقول در دستگاه مخیله و در نهایت محسوس کردن آن معقول، در عالم خارج است؛- و همچنین مبانی نظری شهید آوینی در باب سینمای دینی است.
نتایج مهم به دست آمده عبارتند از اینکه فیلمنامه دینی باید فرایند معقول کردن محسوس را طی کند. حلقه رابط در محسوس کردن معقول، وهم و تخیل قوی است. ﻫﻨﺮی ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﻁﻞِ ﺣﺲ ﻭ ﺧﻴﺎﻝ قدم بردارد، ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺍﺵ چیزی جز همین هنر و سینمای فاسد هالیوودی نیست. برای خلق فیلمنامه دینی، تنها عنصر تاثیرگذار فیلمنامه نویس است، چرا که هر راهی برای خلق فیلمنامه دینی پیشنهاد شود باید از فیلتری به نام نویسنده بگذرد. بخش اعظم فیلمنامه در درون نویسنده شکل می گیرد؛ پس نباید توقع داشت همچون فرمول ریاضی راهی برای دینی شدن فیلمنامه ارائه کرد. تنها نویسنده دین مدار است که خودآگاه و ناخودآگاه، فیلمنامه دینی را از درون خویش بر کاغذ می نگارد. اگر ذات و درون نویسنده، تزکیه یافته و متعهد قلبی و عملی به احکام، فلسفه و اخلاق اسلامی بود، فیلمنامه ای که خروجی می دهد بی شک دینی خواهد بود، و إلا هر راهکاری هم ارائه گردد به واسطه ی عدم وجود نویسنده متدین، راه به جایی نخواهد برد.
«فهم دینی»، «درک هنری» و «مطیع دین بودن» سه ضلع مثلثی است که نویسنده دین مدار را به فیلمنامه دینی می رساند؛ از یک طرف «فهم دینی» راهنمای او در به کارگیری محتوای مطلوب دین است و از طرف دیگر «درک هنری» به او می آموزد که چه عناصر فرمی با محتوایش هماهنگ یا در تضاد است؛ در نهایت «مطیع دین بودنِ» چنین نویسنده ای او را از به کارگیری عناصر متضاد با محتوای دینی اش بر حذر می دارد. اینچنین است که احکام، فلسفه و اخلاق اسلامی، به اندازه ی تقید شخص نویسنده، در فیلمنامه بروز و ظهور می یابد و آن را دینی می کند.

كليد واژه‌ها: فیلمنامه، دین، احکام اسلامی، فلسفه اسلامی، اخلاق اسلامی، فرم، محتوا، داستان، ژانر.


فهرست مطالب

فصل اول: کلیات و مفاهیم
1-1 طرح مسئله .2
1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق .5
1-3 اهداف تحقیق .6
1-3-1 هدف اصلی 6
1-3-2 اهداف فرعی 6
1-4 سوالات تحقیق .7
1-4-1 سوال اصلی .7
1-4-2 سوالات فرعی .7
1-5 فرضیات تحقیق .8
1-6 تعریف مفاهیم .9
1-7 كاربردهاي تحقيق .16

فصل دوم: پیشینه تحقیق و چارچوب نظری
2-1 بررسی تحقیقات پیشین .18
2-1-1 پیشینه طرح 19
2-2 چارچوب نظری تحقیق 26
2-2-1 سینمای دینی از دیدگاه برایان پی. استون .26
2-2-2 تبیین مولفه های سینمای دینی از منظر اندیشه اسلامی .29
2-2-2-1 تبیین نظریه آیت الله جوادی آملی در باب هنر .30
2-2-2-1-1 سینمای دینی با عدل محوری، نه اعتدال محوری 31
2-2-2-1-1-1 عدل محوری، با استناد به کدام منابع 33
2-2-2-1-2 نگاه فقیهانه در سینمای دینی .35
2-2-2-1-3 جمال و رابطه آن با هنر 36
2-2-2-1-3-1 جمال و هنر دینی 37
2-2-2-1-3-2 زبان فطرت زبان بین المللی است .38
2-2-2-1-3-3 لزوم پرداخت به جمال محض در سینمای دینی .39
2-2-2-1-4 فرایند محسوس کردن معقول 41
2-2-2-1-4-1 فرایند شکل گیری هنر، از دیدگاه حکما .41
2-2-2-1-4-2 نظریه آیت الله جوادی آملی،محسوس کردن معقول .44
2-2-2-2 مبنای فطری سینمای دینی (تبیین مبانی نظری شهید آوینی) 47
2-2-2-2-1 ذائقه ی بیمار مخاطب سینما و لزوم تغییر آن .49
2-2-2-2-2 اصالت شخص هنرمند در رسیدن به هنر متعهد .50
2-2-2-2-3 جذابیت، بودن یا نبودن؛ مسئله این است .52
2-2-2-2-4 تفاوت افق سینمای اسلامی به مثابه تفاوتی روشن .55
2-2-2-2-5 آرمان آوینی و اوضاع امروز سینما و تلویزیون .56
2-2-2-2-6 آغازی بر یک پایان 58
2-2-2-2-7 جمع بندی دیدگاه شهید آوینی 60

فصل سوم: روش تحقیق
3-1 روش تحقیق 62
3-2 ابزار گردآوری اطلاعات .64
3-3 روش تجزیه-تحلیل اطلاعات .65

فصل چهارم: یافته های تحقیق
4-1 تعریف سینمای دینی .67
4-1-1 ابتناء تعریف سینمای دینی بر تعریف دین 69
4-2 سینمای دینی ممکن یا غیر ممکن .71
4-2-1 سابقه سینمای دینی در جهان .74
4-3 بایدها و نباید های سینمای دینی 75
4-3-1 ناکارآمدی عقل ابزاری سکولار 75
4-3-2 لزوم علم، برای ورود به سینمای دینی 78
4-3-3 لزوم توجه به توقع محتوایی و دینی جامعه 79
4-3-4 بایدها و نبایدهای سینمای دینی، از منظر متفکران اسلامی .82
4-3-5 مفاد و موضوعات سینمای دینی .83
4-3-5-1 موضوع سینمای دینی .84
4-4 رسیدن به داستان دینی .86
4-4-1 شخصیت پردازی 88
4-4-2 دیالوگ نویسی 90
4-4-3 اصالت شخص نویسنده دین مدار، در رسیدن به داستان دینی .92
4-5 دیدگاه های موجود در امکان ایجاد فیلمنامه دینی .93
4-5-1 نظریه اول 94
4-5-2 نظریه دوم 95
4-5-3 نظریه سوم 96
4-5-4 نظریه چهارم .96
4-6 مقایسه و بررسی پیش فرض های مطرح 98
4-6-1 روایت تاریخ و شخصیت های مقدس .98
4-6-2 واقع گرا بودن فیلمنامه .100
4-6-3 به تماشا درآوردن نادیدنی ها و مرئی کردن نامرئی ها 102
4-6-4 محتواگرایی در فیلمنامه دینی 102
4-6-5 رعایت همه شئونات دین، در اثر .104
4-6-6 راه دینی شدن فیلمنامه از فیلمنامه نویس دین مدار می گذرد 105
4-6-7 جمع بندی 106
4-7 تعیین پیش فرض مختار و بیان دلایل .107
4-7-1 «فهم دینی»، «درک هنری» و «مطیع دین بودن» 109

فصل پنجم: ارائه راهکار و نتیجه گیری
5-1 راهکارها برای دست یابی به فیلمنامه دینی 111
5-1-1 تشکیل اتاق فکر 111
5-1-2 اصلاح شیوه ی آموزش دانشگاه های هنر 111
5-1-3 حمایت و ساخت فیلمنامه های دینی .112
5-1-4 برطرف کردن دغدغه های معیشتی نویسندگان .113
5-1-5 کشف و تربیت نویسندگان متعهد به دین و مستعد به فیلمنامه نویسی .113
منابع و مآخذ 115


1-1 طرح مسئله

در میان متفکران فیلمنامه نویسی ایران و جهان پیش فرض هایی برای رسیدن به فیلمنامه دینی در نظر گرفته شده است؛ مثلا برخی همین که موضوع فیلمنامه در مورد مفاهیم دینی، یا در مورد یکی از قدیسین، یا حتی تنها و تنها روایت داستانی که بر گرفته از واقعیت باشد را فیلمنامه دینی می دانند. در صورتی که اشکالاتی بر این نظریه ها مطرح می شود نظیر اینکه شاید موضوع فیلمنامه در مورد مسائل دینی باشد اما نتیجه گیری ضد دین باشد، یا آیا میتوان برای رسیدن به نتیجه دینی، دست به دامن وسیله های غیر دینی شد؟(آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟)و .
سوال اصلی این است که آیا پیش فرض علمی برای دستیابی به فیلمنامه دینی، توسط نظریه پردازان ادبیات نمایشی در نظر گرفته می شود؟
دین یگانه راه ارتباط مخلوقات با خالق است؛ این سخن تمام ادیان الهی از حضرت آدم(علیه السلام) تا حضرت خاتم(صلی الله علیه وآله و سلم) است. با بحث تفصیلی که در ادامه خواهد آمد این نکته روشن می شود که ما هر تعریفی از دین ارائه بدهیم، هنر دینی به طور عام و فیلمنامه دینی به طور خاص تحت تاثیر همان تعریف قرار می گیرد؛ “از سوی دیگر وقتی ما از دین به طور کلی سخن می گوییم در معرض خطر مبهم گویی و بی دقتی هستیم و چه بسا ظرایف مهم و پیچیده ادیان موجود را تحریف کنیم. برای مثال دین معمولا (ونه همیشه) با اعتقاد به قلمرویی مافوق طبیعی یا الهی همراه است اما اعتقاد به یک قلمرو مافوق طبیعی در بعضی ادیان وجود ندارد (نظیر مکاتب بودایی که قائل به وجود خداوند نیستند) و در ادیانی هم که وجود دارد (نظیر نائوئیسم و هندوئیسم و اسلام) نقشهای بسیار متفاوتی ایفا می کند. در میان ادیان تفاوت های عظیمی وجود دارد، به همین دلیل است که یافتن یک حداقل مشترک یا سخن گفتن تفصیلی از دین به طور کلی دشوار است. [ .] حتی بعضی افراد مدعی اند که انسان گرایی سکولار و کمونیسم هم دین هستند یا دست کم خصائص دینی را به قوت نشان می دهند.” (پترسون و سایرین، 1383: 19). پس به ناچار باید در ابتدا دین مورد نظر و تعریف آن را مشخص کرد تا بعد بتوان وارد بحث اصلی شد.
در طول تاریخ بشر پیامبرانی از جانب پروردگار برای شناساندن راه چگونه زیستن به سوی مردم روانه شدند؛ این راه چگونه زیستن را همان دین می نامیم که در هر زمانی مطابق با شرایط و مردمان آن زمان از جانب پروردگار تعیین و بوسیله پیامبران الهی به مردم ابلاغ می گردد. تمام ادیان الهی دارای احکام، اخلاق و فلسفه ای هستند که انسان را در زندگی دنیوی و اخروی به سوی حق راهنمایی می کند. این مثلث احکام، اخلاق و فلسفه برای جزء جزء زندگی بشر تکلیفی را تعیین کرده که با عمل به آن سعادت دنیوی و اخروی را برای عاملینش به ارمغان می آورد. با اندک تاملی به این نکته که طبق تعریف ادیان الهی، انسان ها مکلفینی هستند که در تمام مراحل زندگی خود موظف به اجرای فرامین دین می باشند، روشن می شود که نمی توان در مرحله ای از زندگی دین را اجرا کرد و در مرحله ای مثلا در هنر، دین را رها کرد و بی قیدِ دین، هنری را که هیچ سنخیتی با دین ندارد بوجود آورد و باز ادعای دینداری هم کرد.
با مشخص شدن نکات بالا حال به این سوال می رسیم که مراد کدام دین است؟ روشن است که با آمدن دین جدید آیین های قبلی منسوخ می شود و همه ناگزیر باید از آیین جدید تبعیت کنند؛ اگر طالب راه حق هستند. شکی در این نیست که دین مبین اسلام، آخرین دین فرستاده از جانب پروردگار است و توسط حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله و سلم) بر جهانیان نازل شده است. حلقه اتصال دین مبین اسلام با آسمان قطع نشده و با وجود امام معصوم(علیه السلام) راه برای تفسیر و اجرای فرامین اسلامی مطابق با زمان و شرایط بشر امروز باز است. فقه شیعه، فقهی پویاست و با اصول محکمی که از قرآن و سنت به ما رسیده حتی در شرایط غیبت امام معصوم(علیه السلام) راه بر علمای ما بسته نیست و با تفسیر قرآن و عمل به احادیث معصومین(علیهم السلام) می توان به سر منزل مقصود رسید.
به ناچار باید دایره را از این هم تنگ تر کنیم چون مذاهب اسلامی با تمام اشتراکاتی که در اصول دارند هر کدام تعریفی متفاوت از دین ارائه می دهند. علوم انسانی برخاسته از هر مذهب، متاثر از تعریف آن از اسلام است. شکی نیست که با تمام ادله عقلی و نقلی(حدیث غدیرخم؛ وجوب انتصاب جانشین طبق قاعده لطف؛ حدیث منزلت و ) که در این بحث مختصر نمی گنجد، تشیع یگانه راه حق و استمرار اسلام ناب محمدی است؛ پس با این یقین که باید تمام مشی زندگی خود را از مبانی شیعه استخراج کنیم و اینکه مراد از دین در بحث های آینده اسلام شیعی است، بحث را ادامه می دهیم.
ضرورت فیلمنامه در سینما و فیلمنامه دینی در سینمای دینی: “درنوشتن یک فیلمنامه، مانند هدیه دادن، نیت مهم است .” (ویلیام گلدمن) این به معنی آن است که هدف و هرآنچه که قرار است به تماشاگر منتقل شود باید به خوبی ازسوی فیلمنامه نویس درک شود و به خوبی نیز به بیننده منتقل شود. این هدف ممکن است هدف هایی چون: ترساندن و یا تفکر و تامل در فیلم های خاص و غیرمتعارف باشد. در هر حال این هدف هر چه باشد باید به شیوه ای درست و متعالی ارائه شود و نه با دست گذاشتن بر روی سخیف ترین جنبه های بشری. باید به تماشاگر احترام گذاشت و او را به شیوه ای مناسب با فیلم همراه کرد. یک فیلمنامه نویس همیشه می تواند از الگوهای موفق و تضمین شده استفاده کند، اما هرگز نباید از خلاقیت و نوآوری و ارائه نکات و ویژگی های جدید پرهیز کند. در واقع باید تلاش کند تا اگر می تواند تماشاگرش را در یک تجربه تازه دخیل کند. یک فیلمنامه نویس هرگز نباید تماشاگر را فراموش کند. او باید اطلاعات مورد نیاز تماشاگر برای همراهی با فیلم را در زمان های مناسب به او بدهد تا او گیج نشود و به دلیل بی اطلاعی قصه را گم نکند. مثلا یکی از اصول فیلمنامه نویسی کلاسیک آن است که شخصیت های مهم و اصلی فیلم باید در یک سوم اول فیلم به بیننده به گونه ای معرفی شوند. و یا در فیلم های جنایی نمی توان از دادن اطلاعاتی که تماشاگر را برای حل معما کمک می کند ممانعت کرد؛ این یکی از مهم ترین جنبه های فیلم نامه نویسی است. (دانشنامه رشد)
به اعتراف تمامی سینماگران، فیلمنامه یکی از اساسی ترین ستون های ساخت یک فیلم است. باید گفت که فیلمنامه نقشه اولیه ای است که فیلم طبق آن بنا می شود؛ این فیلمنامه هر مسیر و هدفی را مشخص کرده باشد به ناچار بقیه عوامل فیلم آن را دنبال می کنند. هر چند تغییری کوچک از جانب کارگردان صورت گیرد اما در انتها، مسیر همان مسیر اولیه فیلمنامه است.
با توجه به نکات بالا اهمیت فیلمنامه برای رسیدن به سینمای دینی که مد نظر همه دلسوزان فرهنگیست مشخص می شود. به حکم جبر، تنها با یک فیلمنامه دینی است که می توان یک فیلم دینی ساخت. پر واضح است که با یک فیلمنامه که مثلا بر مبنای سکولار نگاشته شده نمی توان یک فیلم دینی استخراج کرد. این ساده لوحیست که برخی گمان می کنند با جا دادن یکی دو صحنه یا حتی سکانس اخلاقی می توانند فیلمشان را دینی بنامند؛ این سخن مانند این است که بخواهیم شخص جذامی را با آرایش، سالم و زیبا جلوه دهیم؛ این خانه از پای بست ویران است.

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.