پایاننامه معماری طراحی مجموعه مسکونی مفهوم واحد همسایگی

۱۴۵ هزار تومان ۱۱۰ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه معماری طراحی مجموعه مسکونی مفهوم واحد همسایگی روی لینک افزودن به سبد خرید یا ایمیل زیر در ارتباط باشید

sellthesis@gmail.com


پایان نامه کارشناسی ارشد معماری طراحی مجموعه مسکونی در سبزوار با توجه به مفهوم امروز واحد همسایگی


پایاننامه معماری طراحی مجموعه مسکونی مفهوم واحد همسایگی


چکیده:

مساله آن است که ساختار محلات در دوران معاصر ایران، به واسطه تغییر در شکل شهر سازی معاصر از جمله شبکه ها و شریان های حمل ونقل و غیره دست خوش تییر شده است و شکل گیری واحدها ی مسکونی در کنار یکدیگر را با مشکلاتی مواجه کرده است، که طراحان معاصر را بر آن داشته تا اين گروه هاي اجتماعي را در قالب مقوله جديدي با نام واحد همسايگي احياء كنند. از این رو ضرورت دارد، در طراحی مجموعه مسکونی به شکل دهی یک واحد همسایگی که ارتقاء دهنده ی تعاملات اجتماعی و سر زندگی و غیره، که در نهایت به آرامش و آسایش ساکنان منجر شود توجه کافی به ابعاد کالبدی_ فضایی آن شود. هدف اصلی در این پژوهش طراحی الگویی نوین از تجمع در مقیاس واحد همسایگی است، که بتواند پاسخگوی تغییرات ارتباطات انسانی در زندگی امروزباشد و باعث هر چه بیشتر شدن تعاملات اجتماعی شود. و نیز در صدد پاسخ به این که یک معمار چگونه می تواند برای هر چه ییشتر کردن روابط اجتماعی با توجه به تغییرات ارتباطات انسانی در زندگی امروز، الگوهای نوینی در مجموعه های مسکونی ارائه دهد؟ با استفاده از چه راهکار هایی می توان به خلق یک واحد همسایگی مطلوب و رضایت بخش برای ساکنین دست یافت؟ روش پژوهش و طرح به این صورت بوده است که در ابتدا مفهوم مسکن و معیار های کیفی مطلوب مسکن و همچنین و عوامل موثر بر کیفیت مجموعه های مسکونی بررسی شده است و در ادامه به روند شكل گيري واحد های همسایگی در کشورهای غربی و تاثیرات آن بر نظام شهر سازی ایران پرداخته شده است. نتايج در قالب اصول و معیار هایی براي طراحي محيطهاي مسكوني با هدف تقويت روابط اجتماعي و انساني مطرح مي شودکه جمع آوری مطالعات با روش توصیفی – تحلیلی و بر پایه ی مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. در پايان، معيارهاي در نظر گرفته شده از عوامل اجتماعي در كنار عوامل فضايي كالبدي ترکیب گرديده اند، که شامل راه کار های همچون مركزگرايي ؛ توجه بیشتر به عرصه نیمه عمومی( فضاي سبز و فضاهاي جمعي مناسب از جمله تراس های همسایگی در آپارتمان ها) مي باشد، و در آخر عوامل مذکور در قالب ایده های برای طراحی مجتمع مسکونی به کار رفته است. تا بتواند به عنوان يكي از راه حل هاي پيشنهادي براي ارتقاي كيفيت زندگي و مطلوبيت بخشي و پويايي زندگي در شهرستان سبزوار بیان شود.

کلید واژه: معماری، واحد همسایگی، طراحی مجموعه مسکونی، زندگی امروز


فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول:معرفی پروژه    1
1-1-مقدمه    2
1-2-بیان مسئله    2
1-3-پيشينه طرح    3
1-4- اهميت و ضرورت طرح    6
1-5- اهداف تحقيق    7
1-6-پرسش های تحقیق يا فرضيه ها طرح    7
1-7-روش تحقیق    7
1-8-فرآیند تحقیق    8    

فصل دوم: مسکن    9
2-1- مفاهيم و تعاريف مسکن    10
2-2- مسکن و انسان    11
2-3- روش زندگي و مسكن    14
2-4- ويژگي هاي کیفی مسكن مطلوب    18
2-4-1- توجه به انسان    18
2-4-2- امنيت و ايمني    19
2-4-3- محرمیت    19
2-4-4- آرامش    19
2-4-5- خلوت    20
2-4-6- امكان ارتباط با طبيعت    20
2-4-7- ميانه روي    21
2-4-8- احترام به حقوق ديگران    21
2-4-9-وحدت جامعه    21
2-4-10-احترام به خانواده    22
2-5- مبانی طراحی مسکن مطلوب    22
2-5-1- مقياس انساني    23
2-5-2- کلیت     23
2-5-3- ساسله مراتب     24
2-5- 4- هماهنگی    24
2-5-5- درونگرائی    25
2-5-6- تعادل    25
2-5-7- مکانیابی مناسب    26
2-6- برقراری استاندارد های مسکن    27
2-6-1-تعریف استاندارد    27
2-6-2- انواع استاندارد های ممکن    27
2-6-3- هدف از تدوین استاندارد های مسکن     27
2-6-4-عوامل موثر در تدوین استاندارد های مسکن    28
2-6-5- عوامل متشکله مسکن و محیط مسکونی که در بحث استاندارد ها باید مورد توجه باشند    29
2-7- مفاهیم و نظریات مرتبط با مجتمع های مسکونی    30
2-8- سیر تحول تاریخی مجتمع های مسکونی در ایران و شهر تهران    32
2-9- ابعاد و معیارهای مجتمع های مسکونی    33
2-10- مقیاس عوامل انسانی-محیطی موثر در طراحی کالبدی مجموعه های مسکونی    34
2-11- دسته بندی عوامل موثر در طراحی:    34
2-11-1- تداوم کالبدی-اجتماعی    34
2-11-2- هویت و شناسه    36
2-11-3- خلوت و تعامل اجتماعی    37
2-11-4- امنیت در مجموعه های مسکونی    39
2-11-5- دسترسی پیاده    40
2-11-6- دسترسی سواره    41
2-11-7- ترکیب داخلی واحدهای مسکونی    42
2-11-8- اقلیم و صرفه جویی در مصرف انرژی    43
2-12-رویکردها به گونه شناسی مسکن    44
2-13- گونه شناسي مجتمع هاي مسكوني    45
2-14- انواع مجتمع هاي مسكوني    47
2-14-1- مجتمع هاي مسكوني كوتاه (يك تا دو طبقه )    47
2-14-2- مجتمع مسكوني متوسط 3( تا 5 طبقه    47
2-14-3- مجتمع هاي بيش از دو واحد مسكوني (هر طبقه يك واحد )    47
2-14-4- مجتمع هاي مسكوني دو واحدي (هر طبقه دو واحد )    48
2-14-5- مجتمع هاي مسكوني سه واحدي (هر طبقه سه واحد )    48
2-14-6- مجتمع هاي مسكوني شش واحدي    48
2-14-7- مجتمع هاي مسكوني هشت واحدي    49
2-14-8-مجتمع هاي مسكوني شانزده واحدي    49
 2-14-9-مجتمع هاي داراي چند بلوك ساختماني    50
2-15- دستورالعمل هاي طراحي مجتمع هاي مسكوني    50
2-15-1- دستورهاي عام    50
2-15-2- دستورالعملهاي ويژه مجتمع هايي با تعداد متوسط بالا و زياد ( 51 واحد به بالا )    51

 فصل سوم:واحد همسایگی    54
3-1- مروری بر سوابق    56
3-2- واژه شناسی همسایه    57
3-3- درك از اجتماع همسايگي    58
3-4- نگرش به محله    59
3-5- مفهوم واحد همسایگی    60
3-6- ایده واحد همسایگی (شکل گیری در غرب):    60
3-6-1- واحد همسایگی ( مجموعه مسکونی خود اتکا)    60
3-7- شش شاخصه مشترک واحد همسایگی    61    
3-7-1- حمل و نقل، خارج از بافت مسکونی    61
3-7-2- حریم اجتماعی و خصوصی    62
3-7-3- جمعیت بهینه در واحد همسایگی    62
3-7-4-مراکز فرهنگی و آموزشی در واحد همسایگی    62
3-7-5- حدود فیزیکی واحد همسایگی    63
3-7-6- خدمات شهری    63
3-8-کاربری های عمده مهم در طرح کلارنس پری (واحد همسایگی)    63    
3-8-1-دبستان    63        
3-8-2-پارکها    64
3-8-3-مغازه های محلی    64
3-8-4- کاربری مسکونی    64
3-8-5- خیابان ها و معابر عمومی    64
3-9-(رادبرن ؛ نمونه ای اجرا شده)    65
3-10- توسعه الگوي واحد همسـايگى در نظام شهرسازي غرب    66
3-11- بررســى نقش و جايگاه واحد همســايگى در شهرسازي معاصر غرب    67
3-11-1- مكانى جهت سكونت و ارائه خدمات و نيازهاى اوليه ساكنين    67         
3-11-2- ارتقاءدهنده تعاملات اجتماعى وايجادكننده حس جامعه محلى    67
3-11-3- زمينه ساز مديريت شهرى و مشاركت اجتماعى    67
3-11-4- ايجاد كننده هويت و معنى    68
3-11-5- امكانى براى پايدار نمودن توسعه شهرى    68    
3-12- واحد همسايگي پايدار    68
3-12-1- خودكفايي    68        
3-12-2- كاهش سفرهاي شهري    68
3-12-3- جامعه پذيري و مفهوم اجتماع    68
3-12-4- مفهوم مكان و هويت    69
3-12-5- مشارك    69
3-13- محله (در ایران)    69
3-14- جايگاه محلات در ساختار كالبدى-فضايى و اجتماعى شهرهاى تاريخى ايران     70
3-14-1- اصول به كار رفته در ساختار كالبدى- فضايى محلات    71
3-14-1-1- پيوند ميان مركز شهر و مراكز محلات    71
3-14-1-2- مرکزیت    71
3-14-1-3- پيوند ميان شبكه راههاي منطقه اي با شبكه گذرهاي اصلي محلات    71
3-14-1-4- قلمرو محله اى    71
3-14-1-5- سلسله مراتب    71
3-14-1-6- انعطاف پذيرى    72
3-14-2- اصول به كار رفته در ساختار اجتماعى محلات    72
3-14-2-1- اتحاد و همبستگى اجتماعى    72
3-14-2-2- انعطاف پذيرى جمعيتى    72
3-14-2-3- مديريت محله اي    72
3-15- تحولات محله هاي شهري پس از انقلاب اسلامي ( 1357 ) تاكنون    73
3-16- شهرنشيني شتابان، مدرنيسم و آثار آن بر تغييرات ساختاري و عملكردي محله هاي شهري    74
3-17- مقايسه محله در شهرنشينى ايران و واحد همسايگى درشهرسازى معاصر غرب    75

فصل چهارم : معرفی نمونه های مشابه داخلی و خارجی    78
4-1- مجتمع مسکونی زیتون اصفهان    79
4-2- شهرک جدید شوشتر    84
4-3- «ها لا ینوف»    90
4-4- خانه شماره 13     95
4-5- پروژه مسکونی راج روال     98
4-6- دهکده ی بازی های آسیایی    101

فصل پنجم: مقدمات طراحی    105    
5-1- موقعيت و ساختار وضع موجود منطقه    106
5-2- بررسي وضع موجود ناحيه    106
5-3- بررسي و شناخت كليات ضوابط و مقررات ساختماني و شهرسازسي در شهر    107
5-4- بررسي كاربريها    108
5-5-بررسي دسترسي ها    109
5-6-بررسي ديد و منظر    110
 5-7-بررسي عوامل طبيعي    111
5-8- معرفي محدوده سايت    111
5-9- فرايندطراحي    112    
5-9- 1- عرصه عمومی    114
5-9-1-1- بررسي تاثيرات سايت پروژه    114
5-9-2- عرصه نيمه عمومي    119
5-9-3–نیمه خصوصی    121
5-9-4-خصوصی    125
5-9-5-طراحي در مقياس خرد    126
منابع و ماخذ    139   


تعريف مسکن

مسكن بعنوان يك مكان فيزيكي، سرپناه اوليه و اساسي خانوار به حـساب مـي آيـد. در ايـن سـرپناه برخـي از نيازهاي اوليه خانوار يا فرد همچون خواب، اسـتراحت، حفاظت در برابر شرايط جوي و خلاصه شرايط زيست در مقابل طبيعت تأمين مـي شـود (– و ديگـران، 1367). مقوله مسكن علاوه بر ساخت فيزيكي كه يك خانواده به عنوان سـر پنـاه مـورد اسـتفاده قـرار ميدهد، كل محيط مسكوني را نيز در بر مي گيرد كـه شامل كليه خدمات و تأسيسات اجتماعي و تسهيلات عمومي ضروري مورد نياز براي بهزيستي خـانواده و طرح هاي اشتغال، آمـوزش و بهداشتی افـراد اسـت. در واقع تعریف و مفهوم عام مسکن یک واحد مسکونی نیست بلکه کل محیط مسکونی را شامل می شود (–،1363). به عبارتی مسکن تنها یک ساختار نیست بلکه نهادی است که برای پاسخگویی به مجموعه ای پچیده از اهداف ایجاد می شود. از سوی دیگر مسکن پدیده ای اجتماعی است و انتظام و نوع فضاها و همچنین فرم ظاهری آن از عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تأثیر می پذیرد. هدف اصلی مسکن به وجود آوردن محیطی سازگار و منطبق بر روش زندگی انسان است. علاوه بر تأمین نیازهای فردی، مسکن باید قادر به برآورده ساختن نیازهای اجتماعی انسان نیز باشد. (–، 1382).

واحد همسایگی

از اواسط قرن نوزدهم در پی چاره جویی برای هویت بخشیدن نظام شهری یکی از موضوعاتی که مورد توجه قرار گرفت سلسله مراتب شهری بود.طی دهه 1920 در شوروی مجموعه هایی از ساختمان های مسکونی مجهز به خدمات جنبی ساخته شد. در دهه ی 30 این نگرش در خانه سازی آلمان به طور گسترده دنبال گردید. در سال 1923 کلارنس پری در آمریکا مقاله ای تحت عنوان واحد همسایگی نوشت. مهم ترین انگیزه پری اثبات لزوم ایجاد خدمات اساسی بود که باید در نزدیکی ساختمان های مسکونی مستقر می شدند. انگیزه دیگر او تقویت زندگی جمعی در شهرهای صنعتی آمریکا بود. پری وجود اتومبیل را خطری برای انسان ها و زندگی جمعی می دانست و پیشنهاد کرد که مسیرهای دسترسی به خدمات نباید توسط خیابان های اصلی قطع شوند. خدماتی که برای این واحدها پیشنهاد می کرد عبارت بودند از حداقل یک دبستان، چند مغازه و زمین های بازی و ورزش، یک سالن اجتماعات قابل تبدیل به تئاتر، کتابخانه، باشگاه و….. (–،1386)

ویژگیهای کیفی مسکن مطلوب

يكي از نكات ضروري و بسيار مهم آن است كه مسكن بايد محل و فضايي فراهم آورنده آرامش، آسايش و سكينه براي ساكن خويش باشد. مسكن نه تنها بايد شرايطي را داشته باشد تا خانوار ها از نظر اقتصادي توان تهيه آن را داشته باشند، بايد شرايطي را داشته باشد كه بتواند به عنوان محل امن، سكني و ارامش انسان عمل نمايد. براي مسكن و عوامل مربوط به مقولة سكونت دو دسته ويژگي اصلي را مي توان مطرح كرد : دستة اول مشتمل بر ويژگي هاي اثباتي كه مرئي داشتن آن توصيه مي شود و دستة دوم ويژگي هاي سلبي هستند كه حذف و يا عدم اجازه به ظهورشان ضرورت دارد. لازم به ذكر است كه هر دوي اين ويژگي هاي اثباتي و سلبي نيز به نوبة خود مشتمل بر مقولاتي جزيي تر هستند كه از جمله آنها عبارتند از : صفات مسكن ( مثل امنيت و ايمني، خصوصيت، آرامش و امثال آن، امكانات مسكن ( از قبيل امكان ارتباط انسان با طبيعت، امكان مرتفع شدن نيازهاي انساني، و امكان دسترسي به منابع تامين كنندة نيازها ) و انتظارات از مسكن يا تاثير مسكن بر مقولات اجتماعي ( مانند ترجيح هويت جمعي به هويت فردي، احترام به حقوق ديگران، كمك به وحدت جامعه و امثال آن ) به شمار مي رود(– 1379).

تعریف استاندارد مسکن

تعاریف متعددی از مفهوم استاندارد برای مسکن به عمل آمده که در زیر به سه تعریف اشاره می شود:
1- مجموعه ای از معیار های به هم پیوسته که به منظور دست یابی به بهترین توازن ممکن بین نیاز ها و منافع گروه های مختلف مردم در مراحل گوناگون توسعه و تدوین می شود، استاندارد های مسکن معمولا بعنوان معیارهای مقبولیت مسکن در زمان و مکان معین و در یک مجموعه آوری و فرهنگی معین به کار می اقتصادی و فن روند (–،1373).
2- استاندارد ها معمولا به مانند یک حد واسط میان آنچه وجود دارد و آن چه که باید وجود داشته باشد و یا به عنوان حد واسط میان کمال مطلوب، وضع موجود وواقعیت نقش ایفا میکنند (–، 1372).
3- استاندارد ها در واقع ابزاری برای ارتقای کیفیت موجودی مسکن، یا تضمین شرایط قابل قبول زیست برای اکثر خانواده ها هستند.

مفاهیم و نظریات مرتبط با مجتمع های مسکونی

شناخت تعاریف مربوط به مجتمع های مسکونی و بررسی سیر تحول تاریخی آنها در تجزیه تحلیل مسائل مربوط اهمیت بسزایی دارد. مسکن شهری را می توان به طور کلی به دو الگوی تک خانواری و آپارتمانی تقسیم کرد. آپارتمان ها را می توان به دو گروه اصلی تقسیم نمود که در آن، ساختمان های متعارف یا کوتاه مرتبه تا 8 طبقه، و بیش از آن بلند مرتبه یا برج نامیده می شوند. مجتمع های مسکونی را نیز می توان شامل تعدادی بلوک ساختمانی در نظر گرفت که می تواند شامل گونه های مختلف مسکن (تک خانواری، آپارتمان های کوتاه و بلند مرتبه) باشد. در این مجتمع ها، بلوک های آپارتمانی در یک قطعه زمین و بر اساس طرحی از پیش اندیشیده شده قرار می گیرند. بلوک ها می توانند در اشکال مختلفی با یکدیگر ترکیب شوند و فضای باز در ارتباطی معنی دار با ساختمان ها قرار گیرد. از خصوصیات دیگر مجتمع های مسکونی می توان به حریم و محدوده مشخص و تفکیک شده آنها از بافت پیرامون شهری اشاره کرد که در برخی موارد می تواند آنها را به صورت جزیره ای کالبدی- اجتماعی در شهر مشخص گرداند. (–، 1384). منشأ مجتمع های مسکونی به فرم امروزی را می توان در دوران پس از انقلاب صنعتی یافت. در نیمه دوم قرن نوزدهم، از دست رفتن سلامت و بهداشت و بحران های مداوم و برخوردهای اجتماعی فراوان، متفکرین اجتماعی را وادار به اندیشیدن برای انتظام بخشی به وضعیت نامطلوب شهرها نمود. به عقیده این افراد، ایجاد تغییر و رسیدن به نظمی جدید در مقابل هرج و مرج موجود بر اساس شرایط جدید اجتماعی- اقتصادی ضروری بود و برای ایجاد این تغییر، تئوری های این افراد بر مبنای نظم دادن به اسکان افراد به عنوان مهم ترین اصل مورد توجه قرار گرفت. در این راستا، تفکر ایجاد چندین کانون یا اجتماعات الگو که هدف اصلی آنها تأمین بهداشت، سادگی، سلامت و ایمنی برای ساکنان بود، مورد توجه قرار گرفت (–، 1384).

سیر تحول تاریخی مجتمع های مسکونی در ایران و شهر تهران

در الگوهای شهرسازی کهن ایران، خانه ها و ساختمان های پشت به پشت به یکدیگر متصل بوده و تنها در کوچه های باریک شهر به صورت اجتماعی ظاهر می گردیدند و در آنها واحد برنامه ریزی اجتماعی اداری و کالبدی در هر شهر ” محله ” نامیده می شد (–، –، 1386). اصولی نظیر هم پیوندی عناصر شهری و واحدهای مسکونی، محصوریت فضایی، مقیاس و تناسب انسانی، هماهنگی از نظر وحدت شکل نیز از خصوصیات فضاهای مسکونی در شهرهای ایران بوده است (–، 1365). رشد ناگهانی شهرهای ایران از سال های آغاز قرن حاضر، باعث انقطاع روند تغییرات کالبدی- فضایی شهرها در تداوم منطقی با گذشته گردید. این تغییرات با ورود واژگانی جدید همچون آپارتمان همراه بود که تغییرات شگرفی بر الگوی مسکن در شهرهای ایران گذشت (–، –، 1386). اولین نتایج فیزیکی این روند در محیط های شهری از سال های 1316-1309 قابل تأمل است که در این دوره های ساختمان های بلندی برای ساخت وزارتخانه ها و سازمان های مختلف در تهران احداث شدند. آغاز دهه 1330 مصادف با آغاز بلند متربه سازی در تهران از یک طرف و رواج ایده احداث کوی ها و شهرک های مسکونی برای اسکان مهاجران و اقشار کم درآمد بر پایه برنامه اول توسعه از طرف دیگر است که کوی هایی نظیر چهارصد دستگاه، نارمک و نازی آباد از آن جمله اند. از دهه 1340 احداث مجتمع های مسکونی برای اقشار میان درآمد، بار مشارکت بخش خصوصی مورد توجه واقع شد (نمونه شهرک اکباتان در تهران) (–، 1386).

گونه شناسي مجتمع هاي مسكوني
برحسب نيازهاي پژوهشي و پيشينه شكل گيري الگوهاي مسكن در كشورهاي مختلف، گونه شناسي خانه از مقياس مجموعه تا بلوك، شامل فضاي داخلي واحد و كل واحد مسكوني با معيارهاي مختلفي صورت گرفته است. يكي از گونه شناسي ها بر اساس نحوه قرارگيري واحد مسكوني در زمين و همجواري، معيار گونه شناسي بوده است. معيارهاي ديگري چون همنشيني فضاي پر و خالي، دسترسي، حجم ها و ابعاد بنا عامل مشترك تعريف گونه ميباشد. محقق ايتاليايي “كامبي”، خانه هاي حياط دار را بر اساس موقعيت حياط، به صورت خانهاي I شكل، L شكل، U شكل، T شكل، Z شكل، چليپايي و خطي دسته بندي كرده است (–، 1392). محققان آمريكايي، “تيس”، “شرود” و “پليزويدس”، خانه هاي حياط دار لس آنجلس را بر حسب نحوه اشتغال زمين، به خانه هاي يك سويه، دو سويه، L شكل، U شكل و حياط مركزي دسته بندي كرده اند. محققان آلماني “پفايفا” و “برانك” در كتاب گونه شناسي خانه هاي حياط دار، خانه ها را به گروه هاي خانه هايي با باغ مركزي، خانه هاي L شكل، خانه هاي پاسيودار و خانه هاي آتريوم دار تفكيك كرده اند. به صورت كلي گونه شناسي داخل خانه هاي معمولاً برگرفته از نحوه ي دسترسي و يا گردش فضاهاي داخلي انجام مي شود (–، — 1389).

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.