پایاننامه حقوق خصوصی اعطای نیابت نمایندگان قانونی به غیر

۱۶۵ هزار تومان ۱۲۵ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه حقوق خصوصی اعطای نیابت نمایندگان قانونی به غیر روی دکمه افزودن به سبد خرید یا با ایمیل زیر در ارتباط باشید

sellthesis@gmail.com

دانلود پایان نامه ارشد حقوق


پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق خصوصی اعطای نیابت نمایندگان قانونی به غیر


پایاننامه حقوق خصوصی اعطای نیابت نمایندگان قانونی به غیر


چکیده

نهاد نمایندگی قانونی امروزه یکی از نهادهای رایج حقوقی است.زیرا از زمانی که انسان پا به عرصه وجود می نهد بسان لوح ساده ای است که نقش و نگاری بر صفحه ی وجود آن دیده نمی شود. و همچون جسمی است که دارای هیچ گونه قدرت تشخیص و ادراکی نیست. در اینصورت است که نهاد نمایندگی قانونی باید بسان امینی دلسوز بار امانت امور مولی علیه را به نحو احسن اداره کند. پس این قاعده نظام هستی است.و ضرورت وجود نمایندگان قانونی جزء لاینفک زندگی انسانها تلقی می گردد. نمایندگی قانونی رابطه ای است حقوقی بین دو شخص که به حکم قانون ایجاد می شود و به موجب آن شخص صلاحیت دخالت در امور اصیل را با رعایت مصلحت و غبطه دارا می باشد. به هر حال منشاء وجود نمایندگان قانونی وقتی که احساس شد در اینصورت با توجه به فلسفه تاسیس این نهاد انجام هرگونه اعمال حقوقی از جمله اعطای نیابت جهت انجام وظایف نمایندگی برای بهبود وضعیت و اداره امور مولی علیه (اصیل) صحیح بوده و این ایجاد کننده قاعده عام نمایندگی قانونی است که برای نافذ شناختن اعمال او نیازی به مجوز خاصی ندارد و اعمال حقوقی ایجاد شده حتی بعد از رشد مولی علیه هم نفوذ حقوقی دارد و مولی علیه حق فسخ و یا ابطال آنرا ندارد. مگر اینکه ثابت کند اقدام ولی به منظور رعایت مصلحت او صورت نگرفته است. اما در وکالت اعطائی توسط نماینده قانونی برای مولی علیه باید قائل به تفکیک شد. اگر نیابت و وکالت به دیگری از سوی نماینده برای انجام کارهائی که به عهده دارد برای خودش باشد وکالت با پایان ولایت از بین می رود اما اگر نیابت برای مولی علیه باشد با انقضای ولایت،موجبی برای انفساخ آن متصور نیست.


فهرست مطالب

عنوان صفحه
چکیده    1
مقدمه    2
1-انگیزه و اهداف موضوع تحقیق    4
2-پیشینه تحقیق    4
3-موانع و مشکلات تحقیق    5
4-سوالات تحقیق    5
5-فرضیه    5
6-روش کار تحقیق    6
7-تقسیم بندی مطالب     7
بخش اول :کلیات نیابت و نمایندگی 8
فصل اول: نیابت    9
مبحث اول: مفهوم و ماهیت حقوقی نیابت    9
گفتار اول: تعریف و اوصاف نیابت    9
بند اول: تعریف    9
بند دوم: اوصاف نیابت    12
گفتار دوم:نیابت و جایگاه آن در دیگر اعمال حقوقی    13
بند اول:نیابت و اجاره خدمه     14
الف:وکالت و قرارداد کار    14
ب: وکالت و قرارداد مقاطعه    15
بند دوم:نیابت در تصرف یا حفظ    15
مبحث دوم:شرایط ایجاد نیابت    16
گفتار اول: تراضی    17
بند اول: ایجاب و قبول صریح  17
الف: ایجاب    18
ب:قبول    19
بند دوم:ایجاب و قبول تلویحی(فحوایی)  21
الف:نیابت غیر مستقیم    21
ب:نیابت ظاهری    22
ج: نیابت فضولی    22
گفتار دوم: اهلیت طرفین    23
بند اول: اهلیت نیابت دهنده     23
بند دوم: اهلیت نیابت گیرنده    24
گفتار سوم: موضوع نیابت    26
بند اول: امکان انجام به وسیله موکل    26
بند دوم: قابلیت پذیری اعطای نیابت    28
بند سوم: معلوم بودن موضوع  30
فصل دوم: نمایندگی      33
مبحث اول: تعریف و ماهیت نمایندگی و ضرورت آن.    33
گفتار اول: مفاهیم  33
بند اول: تعریف نمایندگی    33
بند دوم: ماهیت نمایندگی     35
گفتار دوم: سیر ایجاد ماهیت نمایندگی    37
بند اول: پیشینه تاریخی نمایندگی     37
بند دوم: ضرورت نمایندگی     39
مبحث دوم: اقسام نمایندگی     42
گفتار اول: به اعتبار مبنا و سبب نمایندگی    42
بند اول: نمایندگی قراردادی  42
بند دوم: نمایندگی قانونی  44
بند سوم: نمایندگی قضائی  45
بند چهارم: نمایندگی مختلط  45
گفتار دوم: به اعتبار رابطه طرفین  46
بند اول: نمایندگی مستقیم  46
بند دوم: نمایندگی غیر مستقیم  46
گفتار سوم: به اعتبار تقسیم حقوق  47
بند اول: حقوق بین الملل  47
الف:عمومی  47
ب:خصوصی  47
بند دوم: حقوق داخلی یا ملی  48
الف: عمومی  48
ب: خصوصی  48
فصل سوم: نمایندگان قانونی در امور مدنی 48
مبحث اول: قواعد عمومی  49
گفتار اول: نمایندگی قانونی، ولایت و اقسام آن 49
بند اول: تعریف  49
بند دوم: نمایندگان قانونی چه کسانی هستند؟ 50
الف- ولی قهری  50
1- پدر  50
2- جد پدری  51
ب- وصی منصوب از سوی ولی قهری  51
گفتار دوم: تعارض دو ولایت  53
مبحث دوم: نمایندگی قانونی و رابطه آن با دیگر مفاهیم 55
گفتار اول: نمایندگی قانونی ومقایسه آن با دیگر نمایندگی ها 56
گفتار دوم: رابطه ولایت و نمایندگی با حضانت 58
گفتار سوم: رابطه ولایت و نمایندگی با قیمومیت 61
بخش دوم : شرایط و موضوعات و نحوه اعطای نیابت از سوی نمایندگان قانونی  63
فصل اول: شرایط و حدود اختیارات نمایندگان قانونی در اعطای نیابت  64
مبحث اول: شرایط نمایندگان قانونی و زمان اعتبار آن 64
گفتار اول:شرایط نمایندگان قانونی  64
بند اول: اهلیت  64
بند دوم: وضع خاص غیر رشید  64
بند سوم: اسلام  65
بند چهارم: عدم عجز ولی  65
گفتار دوم: زمان اعتبار شرایط نمایندگی  66
مبحث دوم: حدود اختیارات و وظایف نماینده قانونی 67
گفتار اول:اختیارات نمایندگی  67
بند اول: نمایندگی عام  67
بند دوم: محدودیت های نمایندگی  69
الف- محدودیت های قانونی  69
ب- محدودیت های قضائی  71
گفتار دوم: تکالیف و وظایف  72
بند اول: سرپرستی محجوران  73
بند دوم: اداره اموال  73
بند سوم: اجرای تعهدات و وصول مطالبات 74
فصل دوم:موضوعات قابل نیابت و نحوه اعطای آن از سوی نمایندگان قانونی  74
مبحث اول: شرایط لازم برای موضوعات قابل نیابت 74
گفتار اول: شرایط موضوعی  76
بند اول: مشروع بودن  76
بند دوم: مطلق بودن  77
گفتاردوم: شرایط شخصی برای موضوعات قابل نیابت 78
بند اول: وجود شخص نماینده  78
بند دوم: وجود شخص اصیل     78
بندسوم: وجود صلاحیت برای تصرف در امور دیگران    79
بند چهارم: واسطه صرف بودن نماینده در تصرف    79
بند پنجم: قائم به شخص نبودن نمایندگی    80
بند ششم: قائم به شخص بودن نمایندگی    80
گفتار سوم: مصادیقی مشابه از نمایندگی قانونی و تعمیم آن بر موضوعات قابل نیابت    81
بند اول:تادیه دین دیگری  81
بند دوم:اداره مال غیر  82
بند سوم: نمایندگی ولی قهری سابق در نکاح باکره 83
بند چهارم: وضعیت طلبکاران عادی  83
مبحث دوم:نحوه اعطاء نیابت از سوی نمایندگان قانونی 84
گفتار اول: تفویض نمایندگی  85
گفتار دوم: نمایندگی اجتماعی  88
گفتار سوم : نمایندگی ترتیبی  90
بخش سوم: بررسی انواع روابط حقوقی ایجاد شده و تعهدات و مسئولیت های ناشی از نیابت و روش های زوال آن 91
فصل اول: بررسی روابط حقوقی ایجاد شده در اثر نیابت      92
مبحث اول: روابط حقوقی فی مابین طرفین نیابت و طرف قرارداد     92
گفتار اول: رابطه نماینده(نایب) با اصیل     92
بند اول: تعهدات نماینده(نایب)     92
بند دوم: تعهدات اصیل  96
بند سوم: تعهدات متقابل  97
گفتار دوم: رابطه وکیل انتخابی با طرف قرارداد 98
گفتار سوم: رابطه اصیل با طرف قرارداد  100
مبحث دوم:رابطه حقوقی فیمابین نمایندگان قانونی باطرفین نیابت و ثالث 101
گفتار اول: رابطه نماینده با اشخاص ثالث  101
گفتار دوم: رابطه نماینده قانونی با طرف قرارداد 102
مبحث سوم: تاثیرنقش اراده واهلیت نماینده قانونی ونحوه عملکرد اراده وکیل
   103
کفتار اول:تاثیر اراده نماینده قانونی در اراده وکیل 103
گفتار دوم: تاثیر اهلیت نماینده قانونی و وکیل انتخابی 104
بند اول: اهلیت نماینده قانونی  104
بند دوم: اهلیت وکیل  106
گفتار سوم: نحوه عملکرد اراده وکیل انتخابی  107
بند اول : ماهیت نقش اراده وکیل  107
بند دوم : تعدد نیابت اعتباری در اراده یک شخص 111
فصل دوم : بررسی تعهدات، صلاحیت ها و مسولیت های ناشی از نیابت  112
مبحث اول:تعهدات ناشی از نیابت  113
گفتار اول: تعهدات طرفین  113
بند اول: تعهدات وکیل  113
الف: مفاد اجرا  113
ب: چگونگی اجرا  115
بند دوم :تعهدات موکل  116
الف: اجرت  116
ب: سایر هزینه ها  117
گفتار دوم : تعهدات طرفین نسبت به ثالث  117
بند اول : تعهدات موکل نسبت به ثالث  118
بند دوم : تعهدات وکیل نسبت به طرف قرارداد 119
مبحث دوم: صلاحیت ها و مسولیت های ایجاد شده ناشی از نیابت 120
گفتار اول:صلاحیت های ایجاد شده برای نیابت 120
بند اول: قلمرو صلاحیت و حدود آن  120
بند دوم:صلاحیت در فسخ قرارداد  121
گفتار دوم : مسولیت مدنی و کیفری ناشی از نیابت 123
فصل سوم: موجبات زوال نیابت اعطایی و نمایندگی قانونی 124
مبحث اول :اسباب ایجاد زوال در نیابت اعطایی 124
گفتار اول: زوال ارادی  125
بند اول: فسخ یا رجوع از اذن  125
الف: عزل موکل  125
ب: استعفای وکیل  127
بند دوم: انفساخ عقد بواسطه تحقق شرط فاسخ 127
بند سوم: انقضای مدت  127
بند چهارم: انجام شدن موضوع نیابت  127
بند پنجم : توافق طرفین  128
گفتار دوم:زوال غیر ارادی  128
بند اول: موت و جنون طرفین  128
بند دوم:حجر یکی از طرفین  131
بند سوم: از بین رفتن موضوع نیابت  132
مبحث دوم : اسباب ایجاد زوال نمایندگی قانونی 133
گفتار اول : اسباب ایجادزوال ولی قهری  133
گفتار دوم: اسباب ایجاد زوال وصی منصوب  135
نتیجه گیری و پیشنهادات  137
فهرست منابع  140


ماهیت حقوقی نیابت

برای تبیین و تفسیر موضوع نیابت بیان مختصری از تعریف نیابت و سپس ماهیت آن را ارائه داده و در نهایت به ارتباط این دو واژه می پردازیم.

تعریف نیابت

عقدی که به موجب آن یکی از طرفین به دیگری برای انجام امری نایب خود قرار می دهد را نیابت گویند که تعریف مزبور از مضمون ماده 656قانون مدنی در بحث وکالت بدست می آید و از این تعریف نتایجی بدست می آید که در شناخت ماهیت و اوصاف نیابت اهمیت دارد.
1 – اعطای نیابت اثر عقد وکالت است بدین معنی که موکل (نایب) اقدام وکیل را در مورد انجام اعمال حقوقی به منزله اقدام خود می داند و به او اختیار می دهد که به نام و حساب موکل تصرفاتی انجام دهد بنابراین وکیل نسبت به آثار اموری که انجام می دهد در حکم واسطه است و آنچه می کند برای موکل است تعهد هایی که پذیرفته می شود بر موکل تحمیل می شود و اگر نفعی در بین باشد برای او است.پاره ای از مولفان جوهر وکالت را در اعطاءسلطه به دیگران دانسته اند نه دادن نیابت و اذن در تصرف.و از این تعریف نتیجه گرفته اند که وکالت در تمام عقود است زیرا هیچ کس را نمی توان بطور قهری مسلط بر امری قرارداد در حالی که اگر اثر نیابت و وکالت تنها دادن اذن و مباح ساختن تصرف باشد بایستی در شمار ایقاعات در آید. ولی اکثریت قاطع نویسندگان وکالت را مبتنی بر اعطای نیابت یا دادن نمایندگی شمرده اند. بطور معمول عمل حقوقی را که وکیل و نماینده انجام می دهد به نام موکل است یعنی در قرارداد از او نام می برد تا طرف دیگر بداند با چه کسی پیمان می بندد. ولی هرگاه نیز نام موکل در این رابطه پنهان می ماند قرارداد به حساب موکل و به نام وکیل منعقد می شود و او خود عهده دار اجرای تعهد های ناشی از عقد می گردد.(ماده 196 قانون مدنی)در حقوق تجارت نیز حق العمل کار به اسم خود و به حساب آمر معامله می کند (ماده 357قانون تجارت)قانونگذار آن را در حکم وکالت می داند و جز در موارد استثنایی رابطه حق العمل کار و آمر تابع مقررات وکالت در قانون مدنی می داند(ماده 359 قانون تجارت).
2- از ظاهر ماده 656 قانون مدنی چنین بر می آید که موضوع وکالت ممکن است انجام یک عمل حقوقی باشد مانند فروش خانه یا فسخ اجاره و طلاق یا امر دیگری که در شمار اعمال مادی است و برای موکل انجام می شود مانند مقاطعه ساختن بنا یا تهیه نقشه آن یا انجام اعمال صرفاً شخصی مانند جراحی ونقاشی.چراکه حقوق ایران در این باره صراحت ندارد

وکالت و قرارداد مقاطعه

در تمییز این دو عقد عامل وابستگی و اطاعت بکار نمی آید چراکه مقاطعه کار در کار خود استقلال دارد و تنها دستور صاحبکار را اجرا نمی کند پس باید بر عنصر نمایندگی تکیه کرد وکیل اعمال حقوقی خود را به نیابت از برای موکل در برابر ثالث انجام می دهد در حالیکه مقاطعه کار بر چنین مبنایی اقدام نمی کند متعهد به انجام کارهای مادی می شود و در برابر آن دستمزد می گیرد بدون اینکه به نمایندگی صاحبکار باشد به اضافه معوض بودن مقاطعه کاری و شکل مبادله مستقیم تعهد به کار با پول نیز می تواند در این مورد در شمار معیار های تمیز قرار گیرد.

وکالت و قرارداد کار

در جایی که موضوع اصلی عقد انجام کار مادی است مانند ساختن پل و تعمییر اتومبیل اختلافی بوجود نمی آید زیرا اعطای نیابت در این گونه امور راه ندارد و باید آنرا اجاره یا قرارداد کار نامید. ولی اشکال در جایی بروز می کند که موضوع کار انجام یک سلسله اعمال حقوقی نیز هست. برای مثال می دانیم که در شرکت های سهامی مدیر عامل ممکن است خارج از شرکاء معین شود ماموری که برای انجام این اعمال، کارهای اجرایی و اداری استخدام می شود و هیات مدیره بر کار های او نظارت دارد. پس اگر رابطه او با شرکت تابع قرارداد کار است در اصطلاح مدیر فنی شرکت تلقی می گردد و نمی تواند آزادانه از شغل خود استعفا دهد هیات مدیره حق ندارد او را هرگاه که بخواهد عزل کند اما اگر مدیر، وکیل شرکت تلقی گردد رابطه او با شرکت تابع عقد وکالت است.برای تمیز عنوان واقعی این اشخاص پاره ای از نویسندگان به عامل آزادی وکیل و وابستگی کارگر و کارمند تکیه کرده اند بدین معنی که چون در قرارداد کار اجیر تحت نظارت و فرمان کار فرما است و در وکالت تصمیم گیری به عهده وکیل واگذار می شود هرگاه مدیر تعیین شده مامور اجرای تصمیم های هیات مدیره شرکت باشد باید او را کارمند شرکت به حساب آورد و رابطه را تابع قرارداد کار انگاشت ولی اگر مدیر تعیین شده بتواند به تشخیص خود درباره انجام اعمال حقوقی تصمیم بگیرد مدیر واقعی است و وکیل شرکت محسوب می شود. ولی باید توجه داشت که وکیل نیز به تناسب موارد کم و بیش به دستور موکل کار می کند و از سوی دیگر کارمند و کارگر نیز گاه از اختیار تصمیم گیری بهره مند است.

تعریف نمایندگی

نمایندگی در لغت به معنای نماینده بودن آمده و نماینده را هویدا کننده و نمایان کننده معنی کرده اند. همچنین نمایندگی به کارگزاری نیز معنا شده است. نمایندگی در اصطلاح حقوقی نیز از معنای لغوی آن دور نشده است. و در اصل و مبنا تفاوت چندانی در انظار مختلف دیده نمی شود. قبل از تعریف نمایندگی لازم است تعاریف متعددی که از رابطه نمایندگی در کتب حقوقی مطرح شده است را مطرح کنیم بعضی در تعریف نمایندگی گفته اند رابطه حقوقی بین نماینده و اصیل که به موجب آن نماینده می تواند به نام و حساب اصیل قراردادی ببندد که آثار آن به طور مستقیم دامنگیر اصیل می شود این تعریف از حیث اینکه علاوه بر نیابت قراردادی سایر مصادیق نمایندگی را در بر می گیرد در خور تحسین است. اما از حیث موضوع نمایندگی جامع نیست چراکه آنرا محدود به انعقاد قرارداد کرده در حالیکه دایره موضوع نمایندگی همانطور که در عناصر آن خواهد آمد. محدود به انعقاد قرارداد نیست بلکه نماینده می تواند از جانب اصیل انشاء ایقاع کند.

شرایط لازم برای موضوعات قابل نیابت

همانطور که اشاره شد نایب و نماینده همان واسطه در تصرف یا انشاء عمل حقوقی است. پس باید اراده نماینده بر موضوعی تعلق گیرد.فی المثل وکالت در بیع که شاخه ای از نمایندگی است دارای موضوع بوده که همان انشاءعقد بیع است این موضوع حسب مورد مقید یا مطلق است در هر صورت موضوعی وجود دارد که نمایندگی بر مبنای آن ایجاد می شود یا نکاح نمودن یا وصیت نمودن برای مولی علیه صغیر از سوی نمایندگان قانونی یا تملک نمودن اموال غیر منقول برای بیگانگان توسط نمایندگان قانونی آنها از موضوعاتی هستند که ممکن است موضوع نمایندگی قرار گیرند هر چند در امکان یا عدم امکان نمایندگی دادن آن جای بحث مفصل دارد. نکته ای که باید به آن اشاره شود این است که موضوع نمایندگی باید صرفاًفعل مثبت باشد در واقع نمی شود کسی در فعل منفی به دیگری نمایندگی دهد. چراکه این نمایندگی عقلاً مقدور نیست پس نیابت یا ولایت الزاماً در امور وجودی صورت می پذیرد.اما بحثی که مطرح می شود این است که آیا موضوع نیابت و نمایندگی باید انجام عمل حقوقی باشد یا نمایندگی در انجام عمل مادی هم امکان پذیر است.

نحوه اعطای نیابت از سوی نمایندگان قانونی

چگونگی اعطای نیابت نمایندگان قانونی به دیگری در قالبها و اشکال مختلفی ممکن است تحقق یابد و از طرفی به تعداد نایبان هم در اعطاء نیابت اشاراتی دارد.

تفویض نمایندگی

قبل از بحث تفویض و اعطای نیابت مطلبی را باید توضیح دهیم و آن اینکه اختیار و سمت نمایندگان قانونی قابل واگذاری نیست چراکه ناشی از اجرای تکالیف و به شخص وابسته است و نباید آن را حق نماینده قانونی شمرد فقط در مورد وصی منصوب از سوی ولی قهری،وصی فقط در صورتی می تواند از عنوان خود وصایت را سلب و به دیگری واگذارد که این اختیار به صراحت به او داده شده باشد. با وجود این نباید تصور کرد که مباشرت شخص نماینده قانونی برای اجرای وظایف قانونی ضرورت دارد و نمایندگان قانونی برای اجرای امور نمایندگی می توانند وکیل انتخاب کنند.

روابط حقوقی فی مابین طرفین نیابت و طرف قرارداد

آثاری که در روابط نمایندگی بحث شده است ممکن است منشاء حقوق و تعهداتی برای اصیل و نماینده انتخابی توسط نمایندگان قانونی و طرف قرارداد به نمایندگی باشد که قوانین به طور مرتب به آن نپرداخته اند. در این مبحث موضوع مورد بررسی را از مواد مختلف قانون و عرف جمع آوری کرده و به شرح آن خواهیم پرداخت. آثار نمایندگی بنا به سبب ایجاد آن مختلف است. اگر نیابت اعطایی از سوی نمایندگان قانونی به غیر باشد ارادی است و اراده نماینده قانونی اصیل حدود اختیارات و قلمرو صلاحیت نماینده انتخابی و آزادی او را تعیین می کند هر چند تعیین حدود اختیارات ارادی است.لیکن تعیین قلمرو آن بوسیله قانونگذار صورت می گیرد. برخلاف نمایندگی ناشی از عقد مثل عقد وکالت که اصل حاکمیت اراده تعیین کننده خواهد بود. به هرحال بحث حاضر حول محور روابط قراردادی نماینده انتخاب شده از سوی نماینده قانونی می گردد و آن نیابتی است که در چارچوب اختیارات خود، نماینده قانونی به دیگری تفویض می کند.

تاثیر نقش اراده و اهلیت نماینده قانونی در نحوه عملکرد اراده وکیل

در این مبحث می خواهیم پیرامون آثاری که از رابطه نمایندگی افرادی که توسط نمایندگان قانونی انتخاب می شوند بحث نمائیم و این رابطه ممکن است منشاء حقوق و تعهداتی برای اصیل و نماینده و طرف قرارداد باشد که قوانین به طور مرتب به آن نپرداختند.با عنایت به اینکه نماینده قانونی و وکیل انتخابی از سوی وی هردو در ایجاد نمایندگی و نیابت قصد انجام موضوع عمل برای اصیل را در نظر دارند نقش اراده آنها در این مقوله تاثیر فراوانی دارد.

تاثیر اراده نماینده قانونی در اراده وکیل انتخابی

 با پذیزش اختیار اعطای نیابت از سوی نمایندگان قانونی به دیگران نیابت بوجود آمده در قالب عقد وکالت و نمایندگی ارادی مورد بررسی قرار می گیرد بنابراین اولین بحثی که در نمایندگی ارادی مطرح می شود پیرامون نحوه تاثیر اراده اصیل جهت ایجاد اختیار و صلاحیت برای نماینده است. در حقوق ما بر مبنای فقه و قانون مدنی (ماده 656)وکالت بر پایگاه نیابت و اذن دستور است. بنابراین اذن اصیل سبب ایجاد اختیار در اراده نماینده می شود تا وی صلاحیت نفوذ در دارایی و اداره امور اصیل را کسب کند. در تعریف اذن گفته اند (اذن عبارت است از ازاله منع قانونی به سود یک یا چند شخص از جانب مقنن و یا شخص معین.پس اذن همان رفع مانع است).

ماهیت نقش اراده وکیل

در مورد نقش نماینده انتخابی توسط نمایندگان قانونی بحث های فراوانی وجود دارد بدین صورت که آیا نماینده پیام رسان قصد انشاء اصیل یا نماینده قانونی است یا اینکه خود دارای قصد انشاء بوده و تراضی بین او و اشخاص ثالث برقرار می شود.چنانچه نماینده نقش پیام رسان را داشته باشد اعلام تعلق اراده اصیل (منوب عنه)بر امری توسط نمایندگان قانونی صورت می گیرد که در این صورت نایب انتخابی را پیک گویند. فرد گرایان معتقد هستند منوب عنه اراده خود را بوسیله نماینده قانونی اعلام می کند. به عبارت دیگر نایب انتخابی حامل اراده شخص اصیل توسط نمایندگان قانونی هستند و نایبان انتخابی به عنوان نماینده صرفاً حامل پیام است و در این صورت نیازی به این نیست که دارای اهلیت باشد. چراکه وی صرفاً نقل کننده است یا نامه حاوی قصد انشاء نماینده قانونی را برای اصیل به طرف مقابل می رساند و نمی توان او را صاحب اراده و قصد انشاء دانست. در این صورت قرارداد مابین اصیل و طرف دیگر منعقد می شود (عقد میان غایبین)و طرف تراضی نیز اصیل خواهد بود. در این حالت بر خلاف زمانی که واسطه دارای قصد انشاء است در فرض عدم حضور نماینده قانونی قرارداد میان غائبین منعقد می شود. این مسأله در بحث زمان و مکان عقد تاثیر بسزایی دارد.

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .