پایاننامه اقتصاد سیاستهای پولی عرضه پول تولید قیمت نرخ ارز

۱۲۵ هزار تومان ۹۵ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه اقتصاد سیاستهای پولی عرضه پول تولید قیمت نرخ ارز روی دکمه سفارش خرید یا ایمیل sellthesis@gmail.com در ارتباط باشید

دانلود پایان نامه ارشد اقتصــاد


پایان نامه کارشناسی ارشد علوم اقتصادی اثرگذاری سیاستهای پولی افزایش عرضه پول بر تولید قیمت و نرخ ارز


پایاننامه اقتصاد سیاستهای پولی عرضه پول تولید قیمت نرخ ارز


چکیده

مکاتب اقتصادی نظریه های مختلفی در خصوص اثرگذاری سیاست های پولی بر متغیرهای حقیقی اقتصاد دارند. اما تمامی آنها وجود رابطه ای مثبت میان حجم پول و تورم را تایید می کنند.
برپایه ی همین اختلاف نظرهاست که مکتب کلاسیک و نئوکلاسیک با اعتقاد به خنثایی پول، اعمال سیاست های پولی از طرف دولت را مردود می شمارد و دخالت دولت در اقتصاد را جایز نمی داند. در مقابل مکتب کینزی با تکیه بر اثر گذاری این نوع سیاست ها، معتقد به لزوم دخالت دولت در اقتصاد است.
در این پایان نامه با استفاده از الگوی رگرسیون همزمان TSLS، تاثیر افزایش حجم پول بر سه متغیر تولید، قیمت و نرخ ارز بررسی می گردد.
نتیجه ی نهایی تحقیق حکایت از این دارد که افزایش حجم پول دارای اثر مثبتی بر تولید، قیمت و نرخ ارز است. افزایش حجم پول بیش از آنکه تولید را بالا ببرد، موجب افزایش سطح قیمت ها می گردد. در نتیجه می توان گفت افزایش حجم پول تاثیر عمده ی خود را بر سطح قیمت ها اعمال می کند. بر این اساس توصیه می شود که سیاست گذاران از این سیاست در جهت کنترل تورم بهره گیرند.

کلید واژه: خنثایی پول / سیاست پولی / حجم پول / تولید / قیمت / نرخ ارز/ TSLS


فهرست

1 فصل اول – کلیات      1
1-1 مسئله پژوهش      2
1-2 اهداف پژوهش      6
1-3 فرضیه       9
1-4 پرسش       10
1-5 تعاریف عملیاتی     10
2 فصل دوم – مکاتب      11
2-1 مقدمه       12
2-2 کلاسیک      15
2-3 ساختارگرایان      23
2-4 کینزی      25
2-5 پولی       33
2-6 کلاسیک جدید      37
2-7 سیکل تجاری حقیقی     41
2-8 کینزین جدید      43
2-9 اتریشی      45
2-10 مدلهای پولی نرخ ارز     51
3 فصل سوم – مطالعات      58
3-1 مقدمه       59
3-2 مطالعات خارجی پیرامون سیاست های پولی   59
3-3 مطالعات داخلی پیرامون سیاست های پولی   66
3-4 مطالعات خارجی پیرامون نرخ ارز    77
3-5 مطالعات داخلی پیرامون نرخ ارز    80
4 فصل چهارم – مدل      86
4-1 مقدمه       87
4-2 بررسی ایستایی      88
4-3 معرفی الگو      89
4-4 تخمین الگو      90
4-5 اعتبار آماری متغیرها     91
4-6 خود همبستگی      91
4-7 قدرت توجیه رگرسیون     92
4-8 بررسی همگرایی     92
4-9 پیش بینی      94
5 تفسیر نتایج و جمع بندی     96
5-1- مقدمه      97
5-2- تفسیر نتایج الگو      97
5-3- جمع بندی      98
5-4- توصیه سیاستی     99
منابع        100


مکتب کلاسیک

مکتب کلاسیک در ربع پایانی قرن 18 پس از آنکه آدام اسمیت کتاب ثروت ملل خود را به نگارش درآورد پا به عرصه گذاشت. دیدگاه کلاسیک مبتنی بر عدم دخالت دولت در اقتصاد بود. و با فرض به تعادل رسیدن اقتصاد همراه با اشتغال کامل به صورت خود به خودی، نقش مسلط را در بین دیدگاه های اقتصادی برعهده داشت. گرچه پس از گذشت یک قرن یعنی در سال 1870، مکتب نئوکلاسیک ها بر اساس همان اصول اولیه کلاسیک ها و همراه با اصلاحاتی به ظهور رسید، اما از سال 1776 تا 1936 که کتاب نظریه عمومی کینز انتشار یافت، مکتب کلاسیک – نئو کلاسیک پیشگام بود.

مکتب کمبریج

در این مکتب در روش معاملاتی به جنبه ی “قدرت خرید عمومی” پول توجه و تاکید شده است. در روش موجودی نقدی بر قدرت خریدی تاکید شده است که در فاصله ی خرید و فروش، می تواند خدمات ارائه دهد. فرض میشود مبلغی را که مردم علاقمند به نگهداری آن هستند، می تواند نسبتی از درآمد باشد و این عمل می تواند بر روی حجم خرید بالقوه تاثیر بگذارد. این رابطه می تواند به این صورت تعریف شود: M=kPy که در آن k نسبت حجم پول به درآمد می باشد و از نظر عددی برابر است با عکس V در معادله ی قبلی. این معادله توسط مارشال و رابرستون ارائه شد و معروف به معادله ی مارشال یا کمبریج است. در این روش، اقتصاددانان توجه خود را به مقدار پولی که فرد مایل به نگهداری است و یا تقاضای افراد برای پول معطوف نموده اند.

مکتب نئوکلاسیکها مارژینالیست ها نهاییون

این مکتب برای تجزیه و تحلیل های خود، ابزار هندسی و تکنیک های ریاضی را مورد استفاده قرار داد که باعث شد اقتصاد هرچه بیشتر به سمت علمی شدن هدایت شود. این مکتب تاکیدش بر تحلیل نیروهایی بود که تصمیمات فردی را شکل میدهد و این تصمیمات فردی در مشخص کردن فعالیت های اقتصادی بسیار پر اهمیت است. این عده برای تجزیه و تحلیل، دنیای واقعی را برای فهم بهتر آن، ساده می کردند. یعنی در یک زمان یک متغیر را تغییر میداند و دیگر متغیرها را ثابت نگه می داشتند. حسن این روش این بود که تحلیلگر می توانست پدیده های پیچیده را بصورت ساده و یکی یکی بررسی کند. در مدل های نئوکلاسیک، عباراتی که در سطح کلان عنوان میشود، غالبا حاصل جمع روابط در سطح خرد است. نئوکلاسیک همراه با اقتصاد کلان کینزی، تجزیه و تحلیل های مسلط اقتصادی را در شورهای غربی با عنوان “سنتز نئو کلاسیک” به خود اختصاص داد. این مکتب در علم اقتصاد به دو صورت، اول به عنوان “مکتب نئوکلاسیک” و بعد به عنوان “مکتب نهاییون” نام گذاری شد. نام اول به این دلیل است که نظریات اقتصاددانان این مکتب، زاییده ی افکار کلاسیک هاست و در نهایت به نتایج لیبرال کلاسیکها رسیدند و عقاید آنها را احیا کردند و بعد از آنجا که اصل مطلوبیت نهایی در کانون توجه آنها قرار دارد، نام نهاییون بر این مکتب نهاده شد.

مکتب ساختارگرایان آمریکایی و مکتب تاریخی آلمان

مکتب ساختارگرایان آمریکایی در سالهای 1880 تا 1930 پیشگام بود. این مکتب اولین دستاورد اقتصاددانان آمریکایی در علم اقتصاد و تاریخ عقاید اقتصادی بود. این مکتب که در امریکا توسعه یافت، بسیار زیاد از مکتب تاریخی آلمان تاثیر گرفته بود. بنیانگذار مکتب ساختارگرایان، تورستین وبلن بود که در سال 1900 کتاب خود را منتشر کرد. از دیگر اقتصاددانان مشهور این مکتب، وزلی میچل و جان کنت گالبرایت بودند. مکتب تاریخی آلمان در سالهای 1840 با انتشار کتاب ها و مقالات فردریک لیست و ویلهلم روشر شروع شد و در سال 1915 با مرگ گوستار اشمولر پایان یافت. طرفداران این مکتب همانند سوسیالیست ها، مکتب کلاسیک را به شدت مورد انتقاد قرار دادند. این مکتب در کشورهای دیگری مثل انگلستان و آمریکا هم صاحب طرفدارانی شد. ریشه ی پیدایش مکتب تاریخی آلمان تحت تاثیر چارلز داروین و تئوری انقلابی او در زیست شناسی است. موفقیت داروین در این تئوری انقلابی، مارکس و اقتصاددانان مکتب تاریخی را بر آن داشت تا یک روش انقلابی در تئوری اقتصادی در مقابل تئوری های ایستای نئو کلاسیک ها علم کنند. این مکتب چالشی جدی در مقابل اقتصاد سنتی به حساب آمد. اقتصاددانان نئوکلاسیک، انتقادات وارد بر اقتصاد سنتی متعارف از جانب این مکاتب را پذیرفتند که در نهایت موجب توسعه و پیشرفت بیشتر مکتب نئو کلاسیک شد. از بین انتقاداتی که این مکتب بر نئوکلاسیک وارد آورد، موضوع لزوم دخالت دولت به بحث ما مربوط میشود. این مکتب اجتماع را نیروی محرکه می داند، برخلاف دیدگاه نئوکلاسیکی که بر فرد تکیه دارد. پس جامعه و دولت به جای فرد محور توجه است. در آلمان آن دوران، جامعه و دولت باعث توسعه و پیشرفت اقتصادی شد. ا

مکتب کینزی

تا حدود دهه ی 1930 اقتصاد نزدیک به اشتغال کامل بود و بین نظریات کلاسیک ها و واقعیت اقتصاد تطابق وجود داشت. اما پس از وقوع بحران بزرگ در سال های 1929 تا 1933، جهان با انقلاب کینزی مواجه شد. کینز تعادل اشتغال کامل را یک وضعیت خاص در اقتصاد توصیف کرد. کینز عدم تعادل را نتیجه ی انعطاف ناپذیری قیمت و آن را نیز نتیجه ی وجود اطلاعات ناقص دانست. او چسبندگی قیمتها و دستمزدها را بر اساس مشاهدات تجربی مطرح کرد. و همین مبنای انتقادات از او شد زیرا دیدگاه وی پایه ی تئوریک خرد نداشت. کینز بحران بزرگ را نتیجه ی کمبود تقاضا دانست و گفت که تقاضا عامل اصلی و تعیین کننده ی فعالیت های اقتصادی، سطح تولید و اشتغال است. پس از آن تا اوایل سالهای دهه 1970 بین اقتصاددانان حول مسائل کلان وحدت نظر وجود داشت و مسائل کلان اقتصادی با استفاده از مدل های کینزی تحت عنوان سنتز نئوکلاسیک توضیح داده میشد. جان مینارد کینز، بنیان گذار این مکتب بر خلاف آنچه که مکتب های کلاسیکی و نئو کلاسیکی می گفتند، معتقد به دخالت دولت در اقتصاد بود. در دیدگاه کینز، اگر اقتصاد به حال خود رها شود هرگز به خودی خود به تعادل همراه با اشتغال کامل دست نمی یابد. اقتصاد به خودی خود و به سرعت به تعادل باز نخواهد گشت. از آنجا که سطح محصول کل و اشتغال توسط تقاضای کل مشخص میشود، بنابراین دولت می تواند با دخالت در اقتصاد و اتخاذ سیاست های پولی و مالی، روی تقاضای کل اثر بگذارد تا اقتصاد با سرعت بیشتری به اشتغال کامل برگردد. البته کینزین ها سیاست های مالی را موثر تر از سیاست های پولی می دانند زیرا اثرات مستقیم تری دارند، قابل پیش بینی اند و اثرگذاری سریعتری روی تقاضای کل دارند.

مکتب پولی مکتب شیکاگو

فریدمن به عنوان بنیان گذار مکتب پولی، در سال 1956 طی مقالاتی، تعریف مجددی از تقاضای پول ارائه داد. او تقاضا برای پول را ثابت می دانست زیرا معتقد بود این تقاضا به عوامل بلند مدتی چون بهداشت، تعلیم و تربیت و درآمد انتظاری فرد در طول زندگی اش بستگی دارد و از آنجا که این عوامل بصورت گسترده دستخوش نوسانات نمی شوند، در نتیجه در سرعت گردش پول هم نوسان ایجاد نمی شود. او با باثبات خواندن مصرف، نتیجه گرفت که سیاست های دولت دارای اثرات خیلی ضعیفی بر روی بخش خصوصی است.
مکتب پولی شیکاگو بر خلاف کینز، معتقد است بحران در نظام سرمایه داری به این دلیل است که دولت با ایجاد موانع و قید و بندهایی، مانع از عملکرد آزادانه قوانین بازار شده است و اگر دولت، اقتصاد را به حال خود بگذارد، سیستم به تعادل اشتغال کامل می رسد. در این مکتب که دیدگاهی توسعه یافته از مکتب کلاسیک است، افزایش عرضه ی پول موجب تورم میشود.

مکتب سیکل تجاری حقیقی

در طی دهه 1980 دیدگاه کلاسیک جدید، زمینه ساز ظهور مکتب سیکل تجاری حقیقی شد. مکتب ادوار تجاری حقیقی توسط کیدلند و پرسکات بسط داده شد و همانند کلاسیک ها معتقد بود که متغیرهای اسمی (همچون عرضه ی پول و سطح عمومی قیمت) نمی تواند بر متغیرهای حقیقی تاثیر بگذارد و نوسانات در عوامل حقیقی فقط می تواند توسط متغیرهای حقیقی توضیح داده شود. این مکتب تکمیل کننده ی مکتب کلاسیک های جدید به شمار می رفت. این گروه بر خلاف کینزینها و کلاسیکهای جدید معتقد به دوگانگی کلاسیکی بوده و بی اثری کامل سیاستهای پولی را از طریق حذف عقاید پذیرفته شده از سوی اکثر اقتصاددانان کلان یک دهه قبل می پذیرفت. در حقیقت این مکتب متغیرهای اسمی نظیر پول و سطح قیمت ها را در توضیح نوسانات متغیرهای واقعی نظیر محصول و اشتغال موثر نمی دانست. این مکتب بر مبنای این فرض بنا شد که نرخ پیشرفت فنی دارای نوسانات تصادفی بزرگی است. شوک هایی که از بخش عرضه به تابع تولید وارد می شود، نوساناتی را در تولید و اشتغال کل ایجاد میکند.

دیدگاه مکتب پولی در مورد نرخ ارز

دیدگاه مکتب پولی در مورد تئوری تراز پرداخت ها و نرخ ارز، یک دیدگاه پولی است. اقتصاددانان این مکتب معتقدند برای از بین بردن نوسانات نرخ ارز باید از پول استفاده کرد زیرا پدیده های پولی هستند که موجب نوسانات نرخ ارز میشوند. مدل های پولی از این نقطه شروع می کنند که نرخ ارز، قیمت یک پول بر حسب پول دیگر است. تاکید تمامی مدل های پولی بر نقش مهم عرضه ی نسبی پول در تشریح رفتار نرخ ارز است. بر اساس این مدلها، رفتار نرخ ارز به وسیله ی تغییرات در عرضه و تقاضای انباره ی پول ملی توضیح داده میشود. پولیون مدل های متنوعی را به همین منظور ارائه داده اند که سه تا از مهمترین آن ها عبارتند از:

مدل پولی با قیمت های انعطاف پذیر،

مدل پولی با قیمت های چسبنده و مدل اختلاف

نرخ بهره ی واقعی فرانکل. در هر سه ی این مدل ها فرض می شود که اوراق سهام داخلی و خارجی از نظر خطر پذیری کاملا شبیه هم بوده و لذا نرخ بازده انتظاری آن ها مساوی است. اما تفاوت های مهمی نیز در این مدل ها مشاهده می شود. در مدل پولی با قیمت های انعطاف پذیر فرض اینست که دستمزدها، قیمت ها و نرخ های ارز به طرف بالا و پایین چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت انعطاف پذیرند. در مدل قیمت های چسبنده، قیمتها و دستمزدها در کوتاه مدت چسبنده هستند و فقط نرخ ارز در پاسخ به تغییر سیاستهای اقتصادی تغییر می کند. اما قیمت ها و دستمزد ها تنها در میان مدت و بلند مدت نسبت به تغییرات سیاستهای اقتصادی واکنش نشان میدهند. مدل سوم نیز تلفیقی از این دو مدل است.

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.