پایاننامه ارشد روانشناسی بالینی شیوه فرزندپروری سلامت روان اختلالات رفتاری

130 هزار تومان 86 هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه ارشد روانشناسی بالینی شیوه فرزندپروری سلامت روان اختلالات رفتاری به ایمیل زیر در ارتباط باشید.

sellthesis@gmail.com


پایان‌نامه کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی مقایسه ی شیوه‌های فرزندپروری وسلامت روان مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران کودکان بهنجار5 تا 12 ساله


پایاننامه ارشد روانشناسی بالینی شیوه فرزندپروری سلامت روان اختلالات رفتاری


چکیده:

هدف: از پژوهش حاضر مقایسه شیوه‌های فرزندپروری وسلامت روان مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران کودکان بهنجار5تا 12 ساله شهرستان بندر لنگه وبندرکنگ بود. روش: این پژوهش به روش توصیفی – علی مقایسه ای طراحی و اجرا شد. نمونه شامل 80 نفر ( تعداد 40 نفر مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری شهرستان بندر لنگه وبندرکنگ و40 نفر مابقی از میان مادران کودکان عادی )نمونه‌ای به صورت در دسترس انتخاب گردید. پرسشنامه های شيوه‌هاي فرزندپروري بامریند، آزمون سلامت رواني GHQ-28 واختلالات رفتاری راتر توسط مادران اعضای نمونه تکمیل شد.داده ها با استفاده از شاخص‌هاي مركزي و پراكندگي آمار توصيفي مانند ميانگين و انحراف استاندارد براي خلاصه نمودن و توصيف اطلاعات استفاده و برای آزمودن فرضیه‌های تحقیق از آزمون مقایسه دو میانگین مستقل استفاده شد. یافته ها: آزمون T متغیر مستقل نشان داد بین سلامت روان مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران کودکان بهنجار شهرستان بندر لنگه وبندرکنگ تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین آزمون T متغیر مستقل نشان داد بین مقياس آزاد گذاري مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران کودکان بهنجار شهرستان بندر لنگه وبندرکنگ تفاوت معنادار وجود ندارد. آزمون T متغیر مستقل نشان داد بین مقياس آمرانه مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران کودکان بهنجار شهرستان بندر لنگه وبندرکنگ تفاوت معنادار وجود ندارد و آزمون T متغیر مستقل نشان داد بین مقیاس اقتدار منطقی مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران کودکان بهنجار شهرستان بندر لنگه وبندرکنگ تفاوت معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: مادران کودکان بهنجار در مقایسه با مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری در برخورد با فرزندان خود از شیوه منطقی تری استفاده می کنند اما در عین حال میزانی از آزاد گذاری و سختگیری نیز اعمال می کنند که به نظر می رسد لازمه شیوه اقتدار منطقی است. در مقابل مادران کودکان دارای اختلالات رفتاری به استفاده از شیوه های فرزند پروری سهل گیر و مستبدانه گرایش بیشتری دارند.
کلید واژه : شیوه‌های فرزندپروری ، سلامت روان ، اختلالات رفتاری


فهرست مطالب
عنوان صفحه

چکیده 1
فصل اول: كليات تحقيق
1-1- مقدمه 3
1-2-بیان مساله .4
1-3 -اهمیت و ضرورت تحقیق 8
1-4- اهداف پژوهش 9
1-4-1هدف کلی 9
1-4-2 اهداف جزیی .9
1-5-سئوالات تحقیق .10
1-6 -فرضیه های تحقیق 10
1-7- تعریف نظری و عملیاتی پژوهش 11
1-7-1 تعاریف نظری . 11
1-7-2 تعاریف عملیاتی . 12
فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-مقدمه 14
2-1- موضع گیری نظري در خصوص سلامت روانی 14
2-1-1- تاریخچه سلامت روانی . 14
2-1-2-تعریف سلامت روانی .17
2-1-3-دیدگاه های مختلف درباره سلامت روان 18
2-1-3-1-دیدگا ه زیست شناختی 18
2-1-3-2 -دیدگاه تحلیل روانی . 18
2-1-3-3-دیدگاه رفتار گرایی .19
2-1-3-4- دیدگاه انسان گرایی .20
2-1-4- عوامل تاثیر گذار بر سلامت روانی . 23
2-1-4-1 شخصیت و سلامت روانی 23
2-1-4-2 کیفیت زندگی و سلامت روانی 25
2-1-4-3 اهداف و سلامت روانی 25
2-1-4-4 ایمان به خداوند و سلامت روانی . 29
2-1-4-5 هیجانات و سلامت روانی 30
2-1-4-6 شادکامی و سلامت روانی 34
2-1-4-7 امید و سلامت روانی 35
2-2 موضع گیری نظری در خصوص شیوه های فرزندپروری .36
2-2-1- تاریخچه شیوه های فرزندپروری 36
2-2-2- اهمیت شیوه های فرزندپروری 37
2-2-3- کارکرد والدین از دیدگاه نظریه های روان شناختی 38
2-2-4- تعادل والدین- فرزندان . 39
2-2-5- شخصیت و روابط والدین با فرزندان 43
2-2-6- نقش مادردرتربیت فرزندان . 46
2-2-7- انواع شیوه های فرزندپروری 47
2-2-7-1- شیوه فرزند پروری مقتدرانه . 48
2-2-7-2- شیوه فرزندپروری مستبدانه .48
2-2-7-3- شیوه فرزندپروری سهل گیرانه . 49
2-2-8- عوامل موثر برشیوه های فرزند پروری . 50
2-2-8-1- عوامل مربوط به کودک 50
2-2-8-2- عوامل مربوط به والدین وخانواده ها 52
2-2-8-3- عوامل فرهنگی ومحیطی . 54
2-2-9- نظریه های مربوط به شیوه های فرزند پروری 55
2-2-9-1- شیوه های فرزند پروری از دیدگاه شفر . 55
2-2-9-2- شیوه های فرزند پروری از دیدگاه مک کوبی ومارتین . 56
2-2-9-3- شیوه های فرزند پروری از دیدگاه گورن . 56
2-2-10-ارتباط شیوه های فرزند پروری با اختلالات رفتاری – هیجانی کودک . 57
2-3- موضع گیری نظری در خصوص اختلالات رفتاری کودکان 58
2-3-1- تعریف اختلالات رفتاری کودکان با توجه به مفهوم بهنجاری 58
2-3-2- ملاک های اختلال رفتاری . 59
2-3-3- شیوع اختلالات رفتاری در کودکان 62
2-3-4- سبب شناسی اختلالات رفتاری در کودکان 62
2-3-5-سلامت روان در والدین کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری 67
2-3-6- مشکلات ارتباطی والدین کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری 68
2-3-7- استرس والدینی در والدین کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری 70
2-3-7-1- تشخیص اختلالات رفتاری در کودکان 73
2-3-7-2- مشکلات رفتاری وارتباطی کودکان 73
2-3-7-3- سن کودک .74
2-3-7- 4- مسائل مالی 75
2-3-7-5- واکنش جامعه .75
2-3-7-6- انزوای والدین 75
2-3-7-7- ناسازگاری در روابط زناشویی .76
2-3-7-8- مشکلات خواهران وبرادران .76
2-3-8- سازگاری با استرس در والدین کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری 76
2-4- یافته های پژوهشی در داخلی وخارجی در قلمرو موضوع مورد بررسی 78
2-4-1- یافته های پژوهشی در داخل کشور 78
2-4-2- یافته های پژوهشی در خارج کشور .80
2-5- خلاصه فصل .81
فصل سوم : روش تحقیق
3-1- مقدمه 83
2-3- قلمرو تحقیق 84
2-3-1- دوره زمانی تحقیق 84
2-3-2- مکان تحقیق . 84
2-3-3- جامعه آماری 84
2-3-4- نمونه آماری 84
3-4- روش گرد آوری داده ها .85
3-5- ابزار گرد آوری اطلاعات 85
3-6- روش ها وابزار تجزیه وتحلیل داده ها .86
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- مقدمه 88
4-2-اطلاعات جمعیت شناختی 89
4-3- آمار استنباطی .98
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادهای تحقیق
5-1-مقدمه 106
5-2- یافته های تحقیق 106
5-3- نتیجه گیری .109
5-4- محدودیت های تحقیق .111
5-5-1- پیشنهادات پژوهشی 111
5-5-2-پیشنهادات کاربردی 111
5-6- خلاصه فصل .112
منابع ومآخذ
الف: منابع فارسی .114
ب: منابع غیر فارسی 116
پیوست ها
پیوست (الف): پرسشنامه شیوه های فرزند پروری بامریند .118
پیوست (ب): پرسشنامه سلامت عمومی GH-Q28 121
پیوست (ج) : پرسشنامه اختلالات رفتاری راتر 124
چکیده انگلیسی


1-1 مقدمه

ارتباط والدين و فرزندان از جمله موارد مهمي است که سالها نظر صاحب نظران و متخصصان تعليم و تربيت را به خود جلب کرده است. خانواده نخستين پايگاهي است که پيوند بين کودک و محيط اطراف او را به وجود مي آورد. کودک در خانواده پندارهاي اوليه را در مورد جهان فرا مي گيرد; از لحاظ جسمي و ذهني رشد مي يابد; شيوه هاي سخن گفتن را مي آموزد; هنجارهاي اساسي رفتار را ياد مي گيرد; و سرانجام نگرش ها، اخلاق و روحياتش شکل مي گيرد و به عبارتي اجتماعي مي شود . هر خانواده اي شيوه هاي خاصي را در تربيت فردي – اجتماعي فرزندان خويش بکار مي گيرد. اين شيوه ها که شيوه هاي فرزندپروري ناميده مي شود متاثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي مي باشد(حسینی نسب و همکاران ،1385).
شيوه هاي پرورشي کودک در گذر سده ها دگرگون شده است. در جامعه گذشته که داراي قواعد خشک و مستبدانه بود – يعني همان جامعه اي که والدين امروز در آن پرورش يافته اند – روابط مردم در قالب مافوق و زيردست برقرار بود، پدر خانه قدرت برتر به حساب مي آمد و مادر مطيع او و فرزندان مطيع هر دو بودند. جامعه خوب و سازمان يافته بود و هر کس به نقش خود در جامعه واقف بود. اگر جامعه همان ساختار را حفظ مي کرد بسياري از مشکلات عمده ي امروزي به وجود نيامده بود. اما جامعه ايستا نيست و تغييرات وسيع آن منجر به طرح سوالات اساسي در زمينه پايه ساختار جامعه شده است (لعلی فاز و همکار،1387).
اختلال هاي روان شناختي كه خود را به صورت انواعي از الگوهاي رفتاري غيرانطباقي، كم و بيش متفاوت از زماني به زمان ديگر و از فرهنگي به فرهنگ ديگر نشان مي دهند، تا جايي كه تاريخ بشر نشان داده است، مردان، زنان و كودكان زيادي را مبتلا كرده است( پورافكاري، 1373).
همچنین متخصصان و روان شناسان کودک علت بسیاری از ناهنجاری کودکان را روابط خانوادگی و روش های فرزند پروری والدین می دانند و تاثیر وقایع و رویدادهای دوران کودکی در شکل گیری شخصیت افراد و زندگی آنها تاکید می کند. با توجه به اینکه بی شک شرایط روانی کودکان بدون تغییر در کارکرد خانواده ها، قادر به تغییر نخواهند بود و در اصلاح رفتار کودکان باید رابطه متقابل و پیچیده میان مشکلات رفتاری کودکان و متغیر خانواده مورد توجه قرار گیرند. (سید موسوی و همکاران،1387).
لذا این پژوهش با هدف مقایسه ی شیوه‌های فرزندپروری وسلامت روان مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری و مادران کودکان بهنجار5 تا 12 ساله شهرستان بندر لنگه وبندرکنگ انجام پذیرفته است.


1-2بیان مسئله :

ارتباط والدين و فرزندان از جمله موارد مهمي است كه سال‌ها نظر روان شناسان و متخصصان تعليم و تربيت را به خود جلب كرده است. خانواده نخستين پايگاهي است كه پيوند بين كودك و محيط اطراف او را به وجود مي‌آورد. كودك در خانواده پندارهاي اوليه را درباره‌ي جهان فرا مي‌گيرد، از لحاظ جسمي و ذهني رشد مي‌يابد، شيوه‌هاي سخن گفتن را مي‌آموزد، هنجارهاي اساسي رفتار را ياد مي‌گيرد و سرانجام نگرش‌ها، اخلاق و روحياتش شكل مي‌گيرد و به عبارتي اجتماعي مي‌شود. هر خانواده‌اي شيوه‌هاي خاصي را در تربيت فردي و اجتماعي فرزندان خويش به كار مي‌گيردكه شيوه‌هاي فرزندپروري ناميده مي‌شوند.شيوه‌هاي فرزندپروري به عنوان مجموعه يا منظومه‌اي از رفتارها كه تعاملات والد ـ كودك را در طول دامنه‌ي گسترده‌اي از موقعيت‌ها توصيف مي‌كند در نظر گرفته مي‌شود (آندر و گولاي ،2009).
شیوه هاي فرزندپروری والدین ‌یکی از سازه های جهانی است که بیانگر روابط عاطفی و نحوه ارتباط کلی والدین با فرزندان است و عاملی مهم برای رشد و ‌یادگیری کودکان به شمار می‌آید (زی ، 2004؛ پرات ، 2003). شیوه فرزندپروری به لحاظ مفهومی ‌تحت تاثیر دو چارچوب نظری قرار دارد: اول، نظریه دلبستگی که بر کارهای اولیه جان بالبی (بالبی ، 1969) و متعاقب آن کارهای ماری آینسوورث و همکاران او (1978) استوار است. مطابق با این نظریه ماهیت روابط کودکان با افراد مهم زندگی (نظیر والدین ‌یا هردو فرد مراقبت کننده دیگر) در سال های اولیه زندگی بسیاری از جنبه های رشد اجتماعی عاطفی و شناختی کودکان را شکل می‌دهد. دوم پژوهش های مربوط به ارتباط والدین با کودک که نگرش ها و اعمال والدین را در فرایند فرزندپروری مورد بررسی قرار داده اند (یوسفی،1386).
بر اساس تعریف دارلینگ و استینبرگ (1993؛ گلاسگو وهمکاران، 1997) می‌توان شیوه‌های فرزندپروری را اینگونه تعریف کرد: « شیوه‌های فرزندپروری مجموعه‌ای از گرایش‌ها، اعمال و جلوه‌های غیر کلامی ‌است که ماهیت تعامل کودک و والدین را در تمامی ‌موقعیت‌های گوناگون مشخص می‌کند». شیوه‌های فرزندپروری بیانگر تنوع‌های بهنجار در تلاش‌های والدین برای کنترل و اجتماعی کردن فرزندان است. بنابراین این شیوه‌ها ابزاری برای توصیف تفاوت‌های بهنجار والدینی بوده و با موضوع کنترل، ارتباط تنگاتنگ دارند، به گونه‌ای که اکثر پژوهشگران معتقدند که نقش اصلی والدین آموزش و کنترل فرزند است (جان بزرگی و همکاران،1387).

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .