پایاننامه ارشد حقوق تطبیقی جایگاه حقوقی احزاب

۱۲۰ هزار تومان ۹۰ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه ارشد حقوق تطبيقي جايگاه حقوقي احزاب با آدرس ایمیل sellthesis@gmail.com در ارتباط باشید.


پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق بررسي تطبيقي جايگاه حقوقي احزاب در ايران ، مصرو عراق


پایاننامه ارشد حقوق تطبيقي جايگاه حقوقي احزاب


چكيده:

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسي تطبيقي جايگاه حقوقي احزاب در ايران ، مصرو عراق می باشد. این پژوهش در یک طرح توصیفی- تحلیلی با استفاده از مطالعه اسناد و مکتوبات به صورت کتابخانه ای انجام شده است.
 حزب یک نهاد سیاسی مدرن است و به گروه یا مجموعه ای سازمان یافته از افراد اطلاق می شود که دارای اهداف و تفکرات مشترکی بوده و برای تحقق آنها می کوشند. از اهداف مهم احزاب می توان به: داشتن نقش در برگذاری صحیح انتخابات، بسط و تعمیق مردم سالاری، میانجی بودن بین مردم و نظام های سیاسی و بالاخره کارکرد اصلی حزب انتقال خواسته ها و مطالبات مردمی به مراکز تصمیم سازی اشاره کرد. امروزه تمام انواع نظام های سیاسی وکشورها خود را نیازمند حزب می دانند. در بسیاری از این کشورها احزاب جایگاه واقعی خود را پیدا کرده است و توانسته اند رسالت اصلی خود را به عنوان میانجی و هیات واسط حکومت و جامعه به نحو احسن به انجام برسانند. اما کمتر کشوری را در جهان اسلام می توان یافت که به اندازه ایران دارای تنوع احزاب و گروه های سیاسی باشد. البته بسیاری از این احزاب از دایره موسسان حزب فراتر نرفته و عملا نتوانسته اند در سازماندهی و مشارکت مردم عملکرد قابل قبولی از خود به نمایش بگذارند. از این رو فرایند تکوین نظام حزبی در ایران در مرحله گسترش قرار دارد و هنوز به مرحله نهادمندی پا نگذاشته است. در مورد کشورهای مصر و عراق نیز می توان احزاب در معنی واقعی خود نتوانستند وظایفشان را انجام دهند و به اهداف تعیین شده خود دست یابند، و هنوز تا رسیدن به جایگاه واقعی و فاصله گرفتن از دست یابی به منافع رهبران آنها و قدرت گرایی فاصله زیادی دارا هستند.

کلید واژه‌ها: حزب، مردم‌سالاری ، آزادی های عمومی، ایران، مصر، عراق


فهرست مطالب

عنوان            صفحه
فصل اول: کلیات تحقیق
تقدیم به:    ‌ه
1-1-مقدمه      2
1-2- بیان مسئله         14
1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق    4
1-4- اهداف تحقیق    4
1-4-1- هدف اصلی    4
1-4-2- اهداف فرعی تحقیق    4
1-5- سوالات تحقیق    4
1-5-1- سوال اصلی    4
1-5-2- سوالات فرعی    4
1-6- فرضيه‏هاي تحقیق:    5
1-6-1- فرضیه اصلی تحقیق    5
1-6-2- فرضیات فرعی تحقیق    5
1-7- تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني    5
فصل دوم:مبانی اخلاقی، دینی و فرهنگی احزاب ایران، مصر و عراق
2-1- مبانی نظری احزاب    8
2-1-1- احزاب    8
2-1-2 مفهوم احزاب         19
2-1-3- مفهوم حزب در اسلام    10
2-1-4- تعریف حزب از دیدگاه امام خمینی و شخصیتهای اسلامی    11
2-1-5- مفهوم حزب در فرهنگ و ادبیات اسلامی ایران    11
2-1-6- مفهوم حزب از منظر ساختارگرایان و کارکرد گرایان    12
2-2- منشأ پیدایش احزاب    12
2-3- جناح بندی سیاسی در ایران    14
2-3-1- جناح بندی سیاسی در ایران از دهه 1360 تا دوم خرداد 1376    14
2-3-2- جناح بندی سیاسی در ایران از دهه 1360 تا دوم خرداد 1376    17
2-4- تاریخ پیدایش گروهها و احزاب    19
2-4-1- احزاب در نهضت مشروطه    19
2-4-2- احزاب پس از پیروزی مشروطه    20
2-4-3- حزب سوسیال دموکرات    21
2-4-4- حزب دموکرات    22
2-4-5- حزب اجتماعیون اعتدالیون    22
2-4-6- حزب اتفاق و ترقی    22
2-4-7- حزب ترقی خواهان لیبرال    22
2-4-8- هیئت علمیه    23
2-5- احزاب پس از رضاشاه تا آغاز نهضت امام خمینی (ره)    23
2-5-1- احزاب پس از آغاز نهضت امام خمینی (1341)    23
2-5-2-گروههای وابسته به رجال سیاسی    26
2-5-3-گروههای ملی گرا    27
2-6- احزاب پس از آغاز نهضت امام خمینی (1341)    30
2-7- احزاب دولتی و نقش آنها در تاریخ معاصر ایران    30
2-8- فهرست حزب های سیاسی ایران    33
2- 9- سابقه تاریخی شکل گیری احزاب در ایران    37
بخش دوم: مبانی احزاب در مصر    38
بخش سوم: مبانی احزاب در عراق    38
2-10- تحقیقات انجام شده مرتبط با تحقیق:    40
فصل سوم: شرایط تشکیل احزاب در ایران، مصر و عراق
3-1- شرایط تشکیل احزاب    43
3-2-3- سیستم سه حزبی    44
3-3- جایگاه احزاب سیاسی در ایران    44
3-4- کشور مصر    51
3-4-3-1- احزاب مصر:    54
3-4-5-فراینددموکراتیک مصر و نقش اسلامگراها در دولت محمد مرسی    58
فصل چهارم: نقش حقوقی و قضایی احزاب بر قوای حاکمه
4-1- نقش احزاب بر عملکرد قوای حاکمه       71
4-2- نقش احزاب در انتخابات        78
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1-2- مبانی شکل گیری احزاب    83
5-1-3- اهمیت شکل گیری احزاب    85
5-2- احزاب در کشور ایران    86
5-3 مقایسه قوانین احزاب مصر و عراق       100
5-4- جمع بندی         102.
5-5- پیشنهادات تحقیق    92
5-6- محدودیت های تحقیق    92
منابع    93


احزاب

دگردیسی های اجتماعی در تبدیل جامعه ی طبیعی به جامعه مدنی نیازمند تحولات هنجاری و ساختاری متعددی است. از مهمترین تحولات در دوران گذار، وجود آمدن نهادهای مردمی متعددی هستند که برآمده از جایگاه شخصیت مستقل جامعه می باشد. این نهادهای اجتماعی به طور کاملا واضحی بر نیاز به سازمان صعه می گذارند. این سازمان ها متاثر از هر مکتب و قائده ای که باشند کار ویژه شان عملی ساختن اهداف و برنامه های مورد نظر است. دولت مهم ترین دست آورد این تحول است، زیرا مسئولیت سازمان دادن به بسیاری از امور اجتماعی را که هیچ یک از افراد جامعه و یا حتی اشخاص حقوقی نمی توانند آنها را انجام دهند، بر عهده دارد.
احزاب و سازمان های مردم نهاد حاصل همین توجه سازمان یافته اجتماعی به امور عمومی جامعه ی ملی، منطقه ای و حتی بین المللی هستند. اینکه یک آرمان چگونه انسجام لازم را برای اجرایی شدن پیدا کند و یک نهاد از آن آرمان مورد نظر در حوزه های خرد و کلان حمایت کند و به این وسیله ابزار تضمینی و تامینی لازم را برای آن آرمان از نظر تا عمل فراهم سازد، از مبانی ساخت این مشارکت های اجتماعی در قالب های مذکور می باشد.


مفهوم احزاب

حزب در اصطلاح با داشتن شخصیت حقوقی مستقل به سازمان سیاسی ای اطلاق می شود که از « همفکران وطرفداران یک آرمان تشکیل شده است و با داشتن یک تشکیلاتت منظم، برنامه های سیاسی کوتاه مدت و دراز مدت برای نیل به آرمانشان از دیگر اشکل سازمانی مانند جبهه و گروه سیاسی مشخص می شود، و معمولا برای گرفتن قدرت دولتی و یا شرکت در آن مبارزه می کند ». با وجود این از یک سو احزاب صرفا جهت گیری سیاسی ندارند و در هر حوزه ای به فراخور اندیشه ی مطلوب خود، مانند اقتصاد، حقوق، اخلاق و فرهنگ هم وارد می شوند و از سوی دیگر اگر چه محور فعالیت های احزاب با دیگر سازمان های مردم نهاد از حیث گرایش احزاب به قدرت جدا می شود، ولی اینکه قدرت تنها در دولت خلاصه می شود تلقی صحیحی به نظر نمی آید. زیرا قلمرو قدرت می تواند در عرصه های دیگری همچون امور عمومی غیردولتی و یا حتی نهادهای منطقه ای و بین المللی قابل توجه و در مواردی بسیار بیشتر از قدرت دولتی باشد. براین اساس حزب به «شخصیت حقوقی مستقلی در حوطه ی قدرت اجتماعی گفته می شود که متشکل از طیف همفکرانو طرفداران یک آرمان مشترک در قالب یک سازمان منظم و با برنامه ی مشخص می باشد.


جناح بندی سیاسی در ایران

جناح بندی سیاسی در ایران از دهه 1360 تا دوم خرداد 1376

مساله جناح بندی از پدیده های سیاسی مهم، مشهود و ملموس امروز کشور است.
در اوایل دهه 1360 مسئله جناح بندی به عنوان یکی از مسائل محوری در حوزه سیاسی کشور ایران مطرح شد اندیشه جناحی و اندیشه غیرجناحی.
اندیشه جناحی حدود سال 1374 در ایران باب شد که نظریه پردازان این اندیشه، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران بودند که در این راه ابتکار سیاسی و فکری به خرج دادند و در برابر نظری که وجود جناح ها را به رسمیت نمی شناخت افکار خود را خلاف روش معمول جامعه، ایران و فارغ از احساسات و در چارچوبی استدلالی ارائه کردند که اقدام مهمی در پیشبرد فکر سیاسی در ایران بود. در مقابل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران که پیشتاز اندیشه جناحی بود دو خط فکری مخالف ظهور کرد. گروه اول معتقد بودند که جناح و جناح نبوی در نظام جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد و اکثراً در داخل نظام بودند و گروه دوم که در بسیاری از نظرها با گروه اول هم عقیده بودند اما موضع سیاسی متفاوتی داشتند که از مخالفان نظام جمهوری اسلامی بودند.
رهبران جناح ها شخصیت های پرقدرت و پرجذبه ای محسوب می شوند که کمبودهای تشکیلات سیاسی را با قدرت شخصی خود پر می کنند در شرایطی که احزاب سیاسی در کشور وجود ندارد اما تحول سیاسی به حدی صورت گرفته است که جناح های سیاسی فعال شده اند( برزین، 1377).
در دهه 1360 تا 1376 چهار جناح سیاسی در حاکمیت نظام جمهوری اسلامی ایران حضور داشتند که در 8 مرحله صف بندی شدند.

1- صف بندی اول یا شکل گیری جناح لیبرال
اولین جناحی که در داخل جمهوری اسلامی شکل گرفت جناح موسوم به لیبرل به رهبری دولت بازرگان بود که اولین دولت پس از انقلاب را تشکیل داد و نه ماه سرکار بود که پس از چندی درگیری با نیروهای انقلابی و به دنبال اشغال سفارت آمریکا در تهران استعفا و عقب نشینی کرد. جناح لیبرال سپس فعالیت خود را در مجلس و خارج از آن متمرکز و تا اوایل دهه 1360 حضور علنی داشت و به دنبال حرکت مسلحانه سازمان مجاهدین خلق که عملاً به نوعی جنگ داخلی مبدل شده بود به فعالیت نیمه رسمی و غیررسمی روی آورد و در اوایل دهه 1370 باز شدن نسبی فضای سیاسی توانست تا حدودی نمود مشخص تری به خود بگیرد در انتخابات مجلس پنجم جناح لیبرال به رهبری نهضت آزادی و تنی چند از فعالان سیاسی موجب شد تا حضور محدودی پیدا کند اما با توجه به نبود جو مناسب از شرکت در انتخابات خودداری کرد.

2- صف بندی دوم شکل گیری حزب الله بود.
حزب الله یکی از قدیمی ترین گرایش های سیاسی در حاکمیت نظام دست به این گرایش پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی به وجود آمد و مشخصه آن این بود که خارج از دستگاه به وجود آمد.

3- صف بندی سوم تحکیم حزب الله بود:
گرایش انقلابی در درگیری با ائتلاف بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق بود عنوان حزب الله نخست در مورد گروههای مذهبی خیابانی که با اعضای گروههای مخالف درگیر می شوند به کار می رفت و جریان رسمی گرایش انقلابی در حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود جناح حزب الله و جناح بنی صدر مجاهدین خلق وارد برخورد مهلک و خونینی شدند که حرکت مسلحانه مجاهدین و دستگیری و مجازاتهای وسیع در پی داشت که سرانجام به شکست جناح بنی صدر انجامید پس از بمب گذاری در ساختمان مرکزی حزب جمهوری اسلامی عنوان و اصطلاح حزب الله که تا آن موقع اصولاً در مورد گروههای خیابانی به کار گرفته می شد جنبه رسمی یافت و در سطح کابینه تحکیم شد و دولت خود را دولت حزب الله خواند.

4- صف بندی چهارم یا شکل گیری جناح میانه و راست
در سال 1363 هـ . ش اختلاف نظرهایی در قبال مسائل بین المللی پیش آمد جناح حزب الله به رهبری میرحسین موسوی برتری سیاسی خود را حفظ کرد و مخالفان را منزوی نمود و از اینجا نطفه دو جناح جدید بسته شد. آنهایی که در مورد مسائل اقتصادی با حزب الله اختلاف نظر داشتند جناحی را تشکیل دادند که بعدها به نام جناح راست معروف شد و آن گروهی که در مسائل سیاست بین المللی با حزب الله اختلاف نظر داشت جناحی را پایه ریزی کرد که بعدها به نام جناح مصلحت اندیش یا عملگرا یا پراگماتیست یا میانه معروف شد دو جناح میانه و راست از مرکز قدرت دور شدند ولی برای مبارزه سیاسی صف آرایی کردند.

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.