پایاننامه ارشد ادبیات فارسی باورهای عامیانه در قابوسنامه

۱۲۰ هزار تومان ۸۵ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه ارشد ادبیات فارسی باورهاي عاميانه در قابوسنامه با ایمیل sellthesis@gmail.com در ارتباط باشید


پایان نامه کارشناسی ارشد ادبیات فارسی باورهاي عاميانه در قابوسنامه


پایاننامه ارشد ادبیات فارسی باورهاي عاميانه در قابوسنامه


چکیده

پژوهش حاضر به منظور بررسي “باورهای عامیانه در قابوس نامه ” صورت گرفته است. با توجه به ماهيت گوناگون باورها وبا توجه به اینکه برخی باورهای عامیانه در شکل های فرهنگ عامه جلوه می کند موضوع پرداختن به جنبه های دیگر فرهنگ عامه نیز ضروری به نظر می رسد موضوعاتی نظیر توجه به طب، نجوم و برخی آداب و رسوم، مشترکاتی با باورهای عامیانه نیز دارد بدین جهت علاوه بر باورها به این موضوعات در قابوسنامه نیز پرداخته شده است.
اين پژوهش نشان مي‌دهد كه فرهنگ عامه گستره‌اي وسيع دارد و با بررسي آن  بخشي از باورهاي فرهنگي عوام در قرن پنجم تبيين مي‌شود.

كليد واژه ها:
باورهاي عامه، قابوس نامه، عنصر المعالی


فهرست مطالب

چكيده 1    
عنوان     صفحه
مقدمه 2
 فصل اول: كليات
1-1-بيان مسئله 4
1-2-اهميت موضوع  4
1-3-پرسشهاي اصلي تحقيق  4
1-4-اهداف تحقيق 5
1-5-فرضيه هاي تحقيق  5
فصل دوم:پيشينه تحقيق
2-1-پيشينه تحقيق  7
2-2-تحقيقات فرهنگ عامه 7
2-3-لزوم گرد آوري فرهنگ عامه  11
2-4-منشاء اعتقادات  12
2-5-جهاني بودن باورها 13
2-6-موضوع و قلمرو فولكلور 14
2-7- خرافات و زندگي مردم 14
2-8-آيا خرافات عصراني اند  16
2-9- خرافات و بهداشت رواني 17
2-10-زندگي سبك نويسندگي و تاليفات عصر المعالي  18
2-11-مذهب كيكاووس 19
2-12-شعر و شاعري كيكاووس 19
2-13-تاليفات  19
2-14-مشخصات سبكي قابوسنامه  20

فصل سوم :روش  تحقيق
3-1-روش تحقيق  23
3-2-ابزارهای گردآوری اطلاعات 23
فصل چهارم يافته هاي تحقيق و تجزيه و تحليل آنها.
درآمد  25
4-1- طب عاميانه.
4-1-1 -درآمد 27
4-1-2-اخلاط اربعه 28
4-1-3-سودا 28
4-1-4-صفرا 29
4-1-5-اعتدال طبایع در بهار  29
4-1-6-تشخيص افزايش اخلاط 30
4-1-7-استسقاء  30
4-1-8 –بسیار خفتن زیان دارد 30
4-1-9-برص 31
4-1-10-پرخوري عامل بیماری ها 31
4-1-11- تخمه (سوءهاضمه) 31
4-1-12-توتيا(سرمه) 31
4-1-13-خوشرويي طبيب 32
4-1-14-داغ نهادن 32
4-1-15-ديوانگي 33
4-1-16-رگ زدن  33
4-1-17-زهر و پادزهر  33
4-1-18-زهر 34
4-1-19-صرع  34
4-1-20-ضماد 34
4-1-21-طلي  35
4-1-22-فصد  35
4-1-23-ماليخوليا  35
4-1-24-مجسه  36
4-1-25-مرهم 36
4-1-26-مزاج  36
4-1-27-ناسور 37
4-1-28-ناقه 37
4-1-29-نقوع  37
4-1-30-نخفتن زیاد موجب مرگ است 38
4-1-31 -هر روز به گرمابه نرفتن  38
4-1-32-هذيان  38
4-1-33-هليله 38
4-1-34-يرقان 39
4-2-آداب و رسوم
4-2-1-درآمد  40
4-2-2-آداب و رسوم مربوطه به دربار 41
4-2-3-بار دادن  41
4-2-4-بارنامه  41
4-2-5-به مظالم نشستن  42
4-2-6-به زينهار آمدن  42
4-2-7-پروانه  42
4-2-8-خلعت دادن 42
4-2-9-زنهار نامه 43
4-2-10-صله دادن 43
4-2-11-مژدگاني  43
4-2-12-منادي كردن  43
4-2-13-شيوه هاي مجازات 44
4-2-13-1-تاوان 44
4-2-13-2-چوب زدن  44
14-2-13-3-گردن زدن  44
4-2-14-موقوف كردن اموال 44
4-2-15-نامه هاي در باري  44
4-2-15-1-کاغذ منصوری  44
14-2-15-2-ملاطفه 45
4-2-15-3-منشور  45
4-2-16-تصوف و آداب و رسوم  45
4-2-16-1-جامه مرقع پوشیدن  45
4-2-16-2-حرمت داشتن خرقه 45
4-2-16-3-خانگاه  46
4-2-16-4-خرقه دریدن  46
4-2-16-5-رقص 46
4-2-16-6-سماع وقول 47
4-2-16-7-مزدوجه  47
4-2-17-آداب و رسوم مهماني 48
4-2-17-1-پای مزد  48
4-2-17-2-دندان مزد  48
4-2-17-3-دست شستن مهمان بعد از غذا و گلاب و عطر آوردن 48
4-2-17-4-زله دادن 49
4-2-17-4-سه بار مهمان را تعارف کردن 49
4-2-17-5-عذر خواهی نکردن مداوم از مهمان  49
4-2-17-6-سه بار مهمان را تعارف کردن 49
4-2-17-7-کاسه نهادن 49
4-2-17-8-گفتگو با مهمان 49
4-2-17-9-گشاده رویی میزبان  50
4-2-17-10-میوه خوردن قبل از غذا  50
4-2-18-آداب نخجير 50
4-2-19-بوق زدن در جنگ 50
4-2-20-آداب سفر كردن 51
4-2-21-دايه گرفتن  51
4-2-22-دخمه 51
4-2-23-در خاك نشستن 52
4-2-24-در آستين داشتن  52
4-2-25-سوگند خور دن  52
4-2-26-شاگردانه  53
4-2-27-صدقه دادن  53
4-2-28-كفارت كردن  53
4-2-29-گواه شدن 53
4-2-30-مهر كردن 54
4-2-31-وقت شناسي بزرگان  54
4-3- باورهاي نجومي
4-3-1-درآمد  55
4-3-2-اثير  56
4-3-3-احكام  57
4-3-4-آفتاب  57
4-3-5-اوساط  57
4-3-6-اقبال و ادبار 58
4-3-7-اجتماع 58
4-3-8-استقبال  59
4-3-9-انتكاث 59
4-3-10-بعدالنور 59
4-3-11-تشريق و تغريب  60
4-3-12-خالي السير و وحشي السير  60
4-3-13-دفع التدبير، دفع القوه، دفع الطبيعه  60
4-3-14-قبول  61
4-3-15-كدخدا  61
4-3-16-منع ورد 61
4-3-17-مقارنه 61
4-3-18-نظر 62
4-3-19-هيلاج 62
4-3-20-تقويم 62
4-3-21-حساب زيج و تقويم  62
4-3-22-اوج و حضيض 63
4-3-23-وبال  63
4-3-24-كواكب ثابته 64
4-3-25-شرف و هبوط  64
4-3-25-1-شرف 64
4-3-25-2-هبوط  64
4-3-25-26-طالع  65
4-3-27-طالع وقتي  65
4-3-28-طالع بيني 65
4-3-29-طبايع 66
4-3-30-نمودارات  66
4-3-31-وتد 67
4-3-32-مستولي 67
4-4-امثال و حكم
4-4-1-درآمد  68
4-4-2-ضرب المثل هاي فارسي 81-69
4-4-3-ضرب المثل هاي عربي 83-81
4-5- افسانها و اشاره هاي اساطيري
4-5-1-درآمد  84
4-5-2-آدم(ع) 85
4-5-3-اسكندر  85
4-5-4-ارسطاطا لیس 86
4-5-5-افلاطون  86
4-5-6-اژدهاي هفت سر  87
4-5-7-اياز 88
4-5-8-بطليموس  88
4-5-9-برا ق 88
4-5-10-بزرجمهر  88
4-5-11-بقراط 89
4-5-12-خسرو 89
4-5-13-دلدل 89
4-5-14-ذوالقرنين 89
4-5-15-رخش 90
4-5-16-زردشت 90
4-5-17-سقراط  90
4-5-18-سليمان 91
4-5-19-شبديز  91
4-5-20-فرشته  91
4-5-21-قارون 92
4-5-22-كيخسرو  92
4-5-23-كيكاووس 93
4-5-24-گشتاسب  93
4-5-25-نوشروان عادل 93
4-5-26-وامق و عذرا 94
4-5-27-يوسف  94
4-6- بازي ها
4-6-1-درآمد  95
4-6-2-اسب سواري 96
4-6-3-چوگان 96
4-6-4-شطرنج 96
4-6-5-شنا كردن  97
4-6-6-گروگذاشتن 97
4-6-7-نخجير  98
4-6-8-نرد 98
4-6-9-كعبتين 98
4-7-باورها و اعتقادات
4-7-1- اعتقادات به بخت بد 99
4-7-2-اسراف شوم است  99
4-7-3-تاثير افلاك و كواكب برسرنوشت انسانها 99
4-7-4-تفال به چهره  100
4-7-5-چهل سالگي 100
4-7-6-خون ناحق  100
4-7-7-رزق و روزي معين 101
4-7-8- کرمی که موجب تباهی آب کوزه می شود 101
4-7-9-باورهایی که به رضایت خداوند منتهی می شود 101
4-7-10- اعتقاد به بر کت در مال 102
4-7-11-اعتقاد به طالع نیک 102
4-7-12-باور موجودات خیالی  102
4-7-13-باور به جادو و جادوگری  102
4-7-14-باور به خنده بی وقت 103
فصل پنجم:
نتيجه گيري  105
منابع  111-107
چکیده انگلیسی  112


طب عامیانه

طب صناعتی است که طبیب وی اندر حال های  تن مردم و درستی و بیماری او نگاه کند تا تن چون درست باشد بصناعت طب تندرستی بر وی نگاه کند و چون بیمار گردد به تدبیرهای صواب وی را به حال تندرستی باز می آورد چندانکه ممکن گردد.(حسین جرجانی،1384؛14)
مطالعه در فرهنگ عامة مردم مي‌تواند راهگشاي ديدگاه‌هاي فرهنگي و اجتماعي، در زمينة شناخت باورهاي اجتماع و تطبيق آن با گذشته براي برداشتن گام‌هاي سترگ در عرصة شناخت باشد.
طبّ عاميانه در گذشتة نه چندان دور در اين امر دخيل بوده، هرچند که به قولي دوا و درمان خانگي جلوه‌اي از پزشکي عاميانه است. پزشکي عاميانه يا فولکلور به آن دسته از شيوة طبابت گفته مي‌شود که تنها به دليل نقل سينه به سينة آن مورد استفاده قرار مي‌گيرد.اين نوع طب با پزشکي تجربي وپزشکي سنتي ايراني و پزشکي اسلامي که شاخه‌اي از فلسفه (طبيعيات فلسفه) است تفاوت دارد. پزشکي عاميانه فقط به دليل نقل سينه به سينة آن کاربرد دارد ولي طبّ سنتي ايراني شاخه‌اي از فلسفه دانسته مي‌شود. به علاوه، پزشکي عاميانه از نظر علمي بودن از پزشکي سنتي ايراني و پزشکي تجربي و پزشکي اسلامي ارزش پايين‌تري دارد چرا که طب عاميانه اغلب با باورهاي خرافي رابطه دارد. با اين حال پزشکي عاميانه به عنوان اطلاعات خام در صورت بررسي علمي مي‌تواند ديگر مکاتب را ياري دهد. طب عامّه ابتدايي‌ترين و ساده‌ترين راه‌ها و روش‌هاي تشخيص و درمان بيماري را در بستر گستردة فرهنگ جادويي، ديني- اعتقادي و تجربي مي‌آزمايد. اين سنّت طبّي که در جامعه‌هاي عربي به «طب الرّّکا» (طب خاله خانم باجي‌ها) يا «طب ‌العجائز» (طب پيرزنان) معروف بوده است سنّت نانوشتاري داشته و از راه عادات و آداب فرهنگي در ميان تودة مردم نسل اندر نسل انتقال يافته و بکار رفته است.
برخي از نويسندگان جنبة خرافي به طبابت عامّه داده‌اند. مثلاً عبدالرحمان افندي اسماعيل، پزشک مصري که کتابي دربارة طب‌الرّکا، در دهة آخر سدة 19 نوشته و اعمال و روش‌هاي مردم عادي به ويژه زنان را در معالجة بيماري‌ها شرح داده، و همة آن‌ها را خرافي انگاشته است، در حالي که برخلاف اين نظر، همان‌طور که در پيش گفته شد، طب عامّه بيماري‌ها را با نگرشي برآمده از قواعد اجتماعي- فرهنگي جاري در جامعه مي‌نگرد و در اين زمينه اصل و خاستگاه بيماري‌ها و عامل‌هاي بيماري‌زا در عرصه‌هاي فراطبيعي، طبيعي- بوم زيستي، جادويي و ديني– اعتقادي مي‌جويد وبراي درمان مجموعة بيماري‌هاي مربوط به هر‌ يک از اين خاستگاه‌ها، روش‌ها و آداب و اعمال خاص به کار مي‌برد.(ر. ک بلوکباشي،www.anthropologi.ir).
عنصرالمعالی یک باب از قابوسنامه را به طب و مسائل مرتبط به آن اختصاص داده است . همچنین در باب های دیگر در مواردی اشاره ای به برخی مسایل طبی و بیماری ها کرده است که آنها نیز استخراج گردیده است.در این بخش از پایان نامه تمامی اشارات پزشکی اعم از بیماری ها، داروها و شیوه های درمانی و اسباب و علت بیماری ها به ترتیب ذکر گردیده است.


اخلاط اربعه (طبایع)

بنابر باور اطباي قديم، در بدن انسان چهار خلط سودا، صفرا، دم و بلغم وجود دارد. اعتدال اين اخلاق در بدن آدمي، متضمن سلامتي اوست و هرگاه يکي از آن‌ها بر ديگري غلبه کند موجب بروز بيماري‌هايي در فرد مي‌شود.
«در اصطلاح طب قديم اركان اربعه، اخلاط اربعه، طبايع اربعه يا چهار طبع نيز ميگفتند. كه عبارت بودند از حرارت، برودت، رطوبت و يبوست. اولي سرد و تر دوم، سرد و خشك، سوم، گرم و تر، چهارم گرم و خشك.» (امیری،1353؛455)
«در طب قديم بر اين عقيده بودند كه خلط رطوبتي است در بدن و جايگاه طبيعي آن رگها و اندامهايي است كه ميان تهي هستند مانند معده و جگر و زهره. و اين خلط از غذا خيزد، و بهري از خلط ها نيك باشد و بهري بد باشد . و خلط ها چهارگانه است: خون است، و بلغم و صفرا و سودا.» (حسینی جرجانی،1384؛45)


سودا

سودا يکي از اخلاط چهار گانه است. به عقيدة قدما، بدن از آميزش خلط و خون تشکيل شده است. بايد دانست که علامت‌هاي غلبة سودا، گرفتگي و بي‌طراوتي رنگ و روي باشد و انديشه‌ها و فکرهاي بسيار و اندوهناک بودن و خلوت جستن و از هر چيزي ترسيدن و گمان‌هاي بد و بنابراين، انسان‌هاي سودايي مزاج انسان‌هايي غمگين و داراي خيالات فاسد هستند.
يکي از اخلاط اربعه که ازدياد آن موجب ماليخوليا (عشق،هوس و خيال) و خشم و غضب مي‌شود.(شميسا،660:1377)
سودا در لغت به معنی سیاه و نام یکی از اخلاط اربعه که در بدن وجود دارد.« غلبه ی آن خلط به عقیده ی پزشکان قدیم سبب نوعی جنون می شود و به همین دلیل دیوانگان را سودایی می-خوانند.» (شفیعی کدکنی،1385؛250)

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .