پایاننامه ارشد ادبیات فارسی بازتاب توکّل رضا متون نثر عرفانی

۱۶۰ هزار تومان ۱۲۰ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه ارشد ادبیات فارسی بازتاب توکّل رضا متون نثر عرفانی با آدرس ایمیل sellthesis@gmail.com در ارتباط باشید.


پایان نامه کارشناسی ارشد ادبیات فارسی بررسی بازتاب توکّل و رضا در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری


پایاننامه ارشد ادبیات فارسی بازتاب توکّل رضا متون نثر عرفانی


چكيده

یکی از شیوه های متنوع در راستای معرفت هستی و خالق آن، عرفان است. متون نثر عرفانی برای شناخت عرفان ، کاربرد اصطلاحات عرفانی و تأثیر پذیری نویسندگان به ویژه؛از دو اصطلاح «توکّل ورضا» حائز اهمیّت است. این پایان نامه در پنج فصل کوشیده است ،با روش مطالعه ،پژوهش و تحلیل ؛به بررسی بازتاب«توکل»و«رضا» در آثار عرفانی:«رساله قشیریّه، منازل السائرین، کشف المحجوب، کشف الاسرار، الانسان الکامل، مرصادالعباد، تذکره الاولیا، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه» بپردازد.به این منظورفصل اوّل، به کلیات تحقیق،فصل دوم به مبانی نظری تحقیق در زمینه ی عرفان،احوال،مقامات،اقوال عرفاومشایخ و فصل سوم،به شرح احوال و زندگینامه نویسندگان متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری،«قشیری،خواجه عبدالله انصاری،هجویری،میبدی،نسفی،نجم الدّین رازی،عطار نیشابوری و عزّالدّین محمودبن علی کاشانی»پرداخته است.فصل چهارم بررسی و تحلیل نمونه های متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری است.در فصل پنجم از این پایان نامه نتایج قابل توجه و ارزنده ای ارائه شده است.مانند:به اصطلاح «رضا» بیش از «توکل» توجه شده است. قشیری ،میبدی و عطار، نیشابوری به دلیل حفظ انتقال درست مفاهیم «توکل» و«رضا» به اختلاف میان خراسانیان و عراقیان در باره ی مقام«رضا»پرداخته اند. در بررسی و کاربرد آیات قرآنی، میبدی در کشف الاسرار  تأثیر بسیاری  پذیرفته است.آشنایی و تأثیر پذیری نویسندگان با کتاب الهی قرآن ؛در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری آشکار است. آثار عرفانی ارزشمندقرن چهار تا هشت هجری حاصل تلاش نویسندگان است که از خود به یادگار گذاشته اند.

کلید واژه ها: قرآن، عرفان، عارف، مقام، توکّل، رضا، متون نثر عرفانی


فهرست مطالب
عنوان    صفحه                                                                                            

چکیده فارسی
1-    فصل اوّل-(کلیات تحقیق):
1-1  مقدمه تحقیق    2
1-2  بیان مسأله     5
1-3  سؤالات تحقیق    6
1-4 اهمیّت و ضرورت تحقیق    6   
1-5  پیشینه تحقیق    6
1-6  اهداف تحقیق    7
1-7  فرضیه های تحقیق    7
1-8  تعاریف واژه های کلیدی    7
1-9  روش تحقیق    8
1-10 حدود و قلمرو تحقیق    8

فصل دوم- بنیاد نظری:(توکّل و رضا)
2-1  مقدمه    9
2-1-1   تعریف لغوی و اصطلاحی عرفان    9
2-1-2   حال و مقام در عرفان    12
2-1-3   تعریف لغوی و اصطلاحی توکّل    13
2-1-4   انواع توکل    14
2-1-5   مراتب و درجات توکل    14
2-1-6   مقام توکل    16
2-1-7   توکل در قرآن    16
2-1-7-1 اوصاف اهل توکل در قرآن    17
2-1-7-2 ایمان اهل توکل    18
2-1-7-3  تقوا و صبر اهل توکل    18
2-1-7-4  پیروزی اهل توکل    18
2-1-7-5  کسب روزی اهل توکل    19
2-1-7-6 اطاعت اهل توکل ازطبیب    19
2-1-7-7  مبارزه ی اهل توکل با سحر و جادو    20
2-1-7-8  کاروتلاش اهل توکل    20
2-1-7-9  پاداش اهل توکل    20
2-1-7-10 عدم تسلط شیطان بر اهل توکل    21
2-1-8    حقیقت توکل در قرآن    22
2-1-9    توکل انبیا از منظر قرآن    23
2-1-10   توکل در متون تفسیری    26
2-1-11   توکل در روایت و احادیث    27
2-1-12   عواقب اهل توکل نبودن    27
2-1-12-1 ذلّت ودوری از خدا؛آثار سوءاعتماد به غیر خدا    28
2-1-12-2  شداید دنیا؛ابزاری برای هوشیاری ازغفلت خدا    28
2-1-13    توکّل از دیدگاه  عرفا و نویسندگان بزرگ    29
2-1-13-1  سری سقطی    29
2-1-13-2  ابراهیم خواص    29
2-1-13-3  حمدون قصار    29
2-1-13-4  ابو السعید ابوالخیر    29
2-1-13-5   قطب الدّین ابوالمظفر منصوربن اردشیر    29
2-1-13-6  امام محمّد غزّالی    30
2-1-13-7   عطار نیشابوری    30
2-1-13-8   نجم الدّین کبری    30
2-1-13-9   عبدالله بن علی سراج    30
2-1-13-10  عزیزالدّین نسفی    31
2-1-13-11  مولوی    31
2-1-13-12  عزّالدّین محمودبن علی کاشانی    31
2-1-13-13  حاج ملا احمد نراقی    31

بررسی اصطلاح رضا در متون نثر قرن چهار تا هشت هجری
2-2 تعریف لغوی و اصطلاحی رضا    33
2-2-1   انواع رضا    33
2-2-2   مراتب و درجات رضا    34
2-2-3   حقیقت رضا    34
2-2-4   مقام رضا    35
2-2-5   رضا در قرآن    35
2-2-6  اهل پاداش اهل رضا در قرآن    36
2-2-6-1 یقین اهل رضا    36
2-2-6-2 تسلیم قضای الهی    37
2-2-6-3  رضا، فراتر از توکل    37
2-2-7   رضا در متون تفسیری    38
2-2-8   رضا در روایات و احادیث    39
    2-2-9   رضا از دیدگاه عرفا و نویسندگان بزرگ    41
2-2-9-1  ابوبکر وراق    41
2-2-9-2  ابو نصر السراج الطوسی    41
2-2-9-3  نجم الدّین رازی    42
2-2-9-4  قطب الدّین ابو المظفر منصوربن اردشیر    42
2-2-9-5  مولوی    42
2-2-9-6  عزّالدّین محمودبن علی کاشانی    42
2-2-9-7  ملا محمّد مهدی نراقی    43

قصل سوم- شرح احوال وآثارنویسندگان متون نثر عرفانی قرن 4 تا8 هجری
3-1  مقدمه    44
3-1-1  ابوالقاسم قشیری    44
3-1-2 زندگینامه    44
3-1-3  نام ولقب    44
3-1-4  اوضاع تاریخی عصر قشیری    45
3-1-5  فعالیّت های علمی و اجتماعی قشیری    46
3-1-6  شاگردان و راویان قشیری    47
3-1-7  وفات قشیری    47
3-1-8  آثار قشیری    47
3-1-9  رساله قشیریّه    48
3-1-10  سبک قشیری    50
3-2    خواجه عبدالله انصاری    51
3-2-1  زندگینامه    51
3-2-2  آثار خواجه عبدالله انصاری    52
    3-2-3  علل المقامات    52
3-2-4  مناجات های خواجه عبد الله انصاری    53
3-2-5  منازل السّائرین    53
3-2-6  وفات خواجه عبدالله انصاری    53
3-2-7  سبک خواجه عبدالله انصاری    54
3-3   ابوالحسن علی ابن عثمان هجویری     54
3-3-1  زندگینامه    54
3-3-2  آثارهجویری    55    3-3-3  کشف المحجوب    56
3-3-4  وفات ابوالحسن علی بن عثمان هجویری    57
3-3-5  سبک کشف المحجوب    57
3-4    ابو الفضل رشید الدین میبدی     58
3-4-1  زندگینامه    58
3-4-2  کشف الاسرار    59    3-4-3  وفات میبدی     59
3-4-4  سبک میبدی    60
3-5    عزیز الدّین نسفی    61
3-5-1  زندگینامه    61
3-5-2  چند نکته تاریخ از زندگی نسفی    62
3-5-3  آثار نسفی     62
3-5-4  الانسان الکامل    62
3-5-5  وفات نسفی    63
3-5-6  سبک نسفی    63
3-6  نجم الدّین رازی    64
3-6-1  زندگینامه    64
3-6-2  عقاید نجم الدّین رازی    65
3-6-3  تصوّف نجم الدّین رازی    66
3-6-4  اخلاق و روش زندگی نجم الدّین رازی    66
3-6-5  وفات نجم الدّین رازی.     66
3-6-6  آثار نجم الدّین رازی    67
3-6-7  سبک مرصادالعباد    67    3-7   عطار نیشابوری    68
3-7-1 زندگینامه    68
3-7-2  وفات عطار نیشابوری    69
3-7-3  آثار عطار نیشابوری    70
3-7-4   تذکره الاولیا    71
3-7-5  سبک عطار نیشابوری    72
3-8   عزّالدّین محمودبن علی کاشانی     73
3-8-1  زندگینامه    73
3-8-2  آثار عزّالدّین محمودبن علی کاشانی    75
3-8-3  مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه    75
3-8-4  وفات عزّالدّین محمودبن علی کاشانی    80
3-8-5  سبک مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه     80

فصل چهارم- بررسی بازتاب توکّل و رضا درمتون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری
4-1مقدمه    82
4-1-1 تعریف لغوی و اصطلاحی توکّل در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری    82
4-1-2 انواع توکّل در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری    91
4-1-3  مراتب و درجات توکّل در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری    91
4-1-4  مقام توکّل در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری    93
4-1-5 حقیقت توکّل در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری    95  بررسی اصطلاح(رضا)در متون نثر عرفانی قرن(چهار تا هشت) هجری
4-2  تعریف لغوی و  اصطلاحی رضا در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری    99
4-2-1 انواع رضا در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری    112
4-2-2  مراتب و درجات رضا در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری    123
4-2-3  مقام رضا در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری    125
4-2-4 حقیقت رضا در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری    134

فصل پنجم- (نتیجه گیری و ارائه ی پیشنهاد)
5-1 نتیجه گیری    138
5-2 ارائه ی پیشنهاد    140
5-3  پیوست ها(جداول و نمودار ها)

تعاریف پایاننامه ارشد ادبیات فارسی بازتاب توکّل رضا متون نثر عرفانی


تعریف لغوی و اصطلاحی عرفان

کلمه عارف را در معنی فاضل تر و عالی تر از لفظ درویش و صوفی استعمال کرده اند. در کتاب اسرارالتوحید آمده: «خواجه امام مظفّر فوقانی به شیخ ابو سعید ابوالخیر گفت که صوفی است نگویم، درویشت هم نگویم بلکه عارفت گویم به کمال. شیخ ابوسعید گفت: آن بود که گوی.(عطار/1387: 496،497)
 مفهوم خاص «عارف » کسی که  حقایق  اشیا را به طریق کشف و شهود چنان که هست ببیند و بداند و متوغّل در امور الهی باشد.به عبارت دیگر عارف کسی است که هم دارای دین و مذهب باشد و هم اهل ریاضت و کشف و شهود، به طوری که از مقام علم الیقین به مرتبه عین الیقین و حق الیقین رسیده باشد، و منظورش از ریاضت و عبادت فقط خدا باشد و بس نه از ترس عذاب دوزخ یا طمع در بهشت.(رجایی بخارایی/1368: 497،498).
عرفان درگلشن راز شیخ محمود شبستری؛ به معنای شناخت حق آورده شده است.(محمدی باغ ملایی/1379:311)در فرهنگ معین، در لغت به معنی شناخت و آگاهی آورده شده است. در جایی دیگر،   1- شناختن، باز شناختن، معرفت. 2- شناختن حق تعالی، معرفت حق 3- در مفهوم کلی و عام، و آن عبارت از وقوف بدقایق و رموز چیزی است، مقابل علم سطحی و قشری(معین/1379: 2292). شبستری در اصطلاح آن را «نام یکی از علوم الهی می دانست که موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات اوست».(شبستری/1387: 22).

حال و مقامات در عرفان

در فرهنگ اسلامی «احوال» و«مقامات» عرفانی ابتدا به صورت مفاهیم ایمانی، اخلاقی و معنوی در قرآن کریم و سنّت رسول اکرم (ص) مطرح شده است. به تدریج و با درجات مختلف در عمل اصحاب و تابعین و دیگر مسلمانان راه یافت .با توجه به جنبه ی باطنی و معنوی حالات و مقامات و تغییرات و تحولاتی که در روح انسان ایجاد می کننداز مفاهیم اخلاقی و ایمانی به عوامل سیر و سلوک باطنی تبدیل شدند. «احوال»و«مقامات» ابتدااز طریق حضرت علی (ع) وسپس اصحاب خاصّ ایشان مورد توجه قرار گرفت و به بالندگی رسید. حال، در لغت به معنی کیفیت و چگونگی است. جمع احوال است. در اصطلاح اهل حق وارد قلبی است از جنس طرب یا حزن یا قبض یا بسط و یا هیبت بدون تصنع و اجتلاب و اکتساب که به ظهور صفات نفس زایل شود و اگر ادامه یابد و ملکه گردد. آن را مقام گویند. پس احوال از نوع مواهب است و مقام از قسم مکاسب، احوال از چشمه عنایت سرچشمه گیرد و از عین جود بود و مقامات بذل مجهود حاصل. (رحمانی، اقدامی/1389: 733)
هجویری به دلیل اهمیّت حال و مقام؛ تفاوت آن ها را به تفسیر بیان کرده است. حال را واردی از سوی خدا بر دل می داند بدون آن که بنده تلاشی برای کسبش انجام دهد امّا مقام را ازجمله اعمالی می داند که بنده موظّف به کسب آن است.
هجویری گوید: «حال معنی باشد که از حق به دل پیوندد بی آنکه از خود آن را به کسب دفع توان کرده، چون بیاید و یا به تکلّف جذب توان کرد، چون برود حال عبارت بود از فضل خداوند تعالی و لطف وی به دل بنده بی تعلق مجاهدت وی. بدان از آنچه مقام از جمله اعمال بود و حال از جمله افاضل و مقام از جمله مکاسب و حال از جمله مواهب. پس صاحب مقام به مجاهدت خود قایم بود و صاحب حال از خود فانی بود، قیام وی به حالی بود که حق تعالی اندر وی آفریند.» (همان:459)
عزّالدّین محمودبن علی کاشانی نیز مانند هجویری اعتقاد دارد: «مراد از حال نزدیک صوفیان واردی است غیبی که از عالم علوی گاه گاه به دل سالک فرود آید و در آمد و شد بود تا آنگاه که او را به کند جاذبه ی الهی از مقام ادنی به اعلی کشد…»(همان:223) مشهورترین احوال عبارتنداز: حال قرب و محبت و خوف و رجاء و….

تعریف لغوی و اصطلاحی توکّل

«توکیل ـ مص (ع) ت، کِ وکیل قرار دادن و وکیل کردن کسی را از طرف خود وکیل ساختن و کاری را به عهده ی او واگذار کردن».(عمید/1389: 475)«توکّل(Tavakkol)(ع) 1ـ (مص ل.) کار باز گذاشتن، کار با کسی افکندن، بدیگری اعتماد کردن 2 ـ کار خودبه خدا حواله کردن. بامید خدا بودن توکیل ـ توکّلات…-(Tavakkol) (ع) (مص، اِ.) ج: توکّل (هـ. م) توکّل کردن (t-kavdan) (ع.ف) کار خود را به خدا حواله کردن »( معین /1379 : 1170، 11669) توکّل در لغت  به معنی تکیه کردن و اعتماد کردن بر کسی و اعتراف کردن به عجز خود است و در اصطلاح سالکان واگذاری امور است بر مالک علی الاطلاق(سبحانی/1389: 272).
خواجه نصیرطوسی می گوید: «توکّل کار با کسی واگذاشتن باشد، در این موضوع مراد از توکّل بنده است در کاری که ازو صادر شود،  یا او را پیش آید. چون وی را یقین باشد که خدای تعالی از او داناتر است، و تواناتر، با او واگذارد تا چنانکه تقدیر اوست آن کار را می سازد، و به آنچه او تقدیر کند و کرده باشد، خرسند و راضی باشد، « وَ مَنْ یَتوکّل عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إنَّ اللهَ بالغُ أمْرِه».(الطلاق/3) و خرسندی او توکّل شریف ترین حال مبتدیانست  ظاهراً نو صوفی از همان مراحل اوّلیّه که با زهد سر و کار پیدا می کرد با این حال و چگونگی آن آشنا می شد و یقین می نمود که توکّل ترک اختیارست در همه امور و اعتماد بخداوند متعالست در همه مسائل، خاصه در کسب رزق و معیشت روزانه. دکتر صادق گوهرین  در تعریف آن آورده است که: «توکّل اعتماد کردنست بر قضا و تمسک نمودنست بفضل خداوند، آن مقدار که در طلب معیشت خود و کسب مهمات خود روزگار برد». (گوهرین/1368 :330)

انواع توکل

درباره انواع توکّل، بحث بسیار است و اشاره می شود به قول صاحب قوت القلوب که می نویسد: «توکّل خاصان، در صبر بر آزار مردمان است؛ چه گفتاری و چه رفتاری، خدابه پیامبرفرمان داد:« فَاتخِذْه وَكِيلاًوَاصبرْ عَلي مَا يَقُولُونَ».(مزمّل/9،10) و «پیامبران به خدا قول دادند که در برابر آزار مردمان شکیبا باشند و بر خداتوکّل کنند»:«وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى‏ ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتوکّل الْمُتوکّلونَ».(ابراهیم/12) و هم خدای فرمود: «وَدَعَ اِذاهُمْ وَ توکّل عَلَی الله…» (احزاب/48) دیگر توکّل است در صبر بر نیک رفتاری و ترک طلب به سبب حیا و ترس از خدا و محبّت نسبت بدو و بزرگداشت وی. دیگر توکّل است بر او در تسلیم بودن به فرمان وی و رضا دادن بدان… چه، اگرکسی خدای را وکیل خویش شمرد، بایدکه هرچه او اراده می کند خوش دارد. دیگر توکّل بر او در روزی و تسلیم بودن بدانچه تعیین کرده است از تلخ و شیرین و نیک و بد»(رجایی بخارایی/1368: 145،146). امام صادق (علیه اسلام) می فرمایند که خداوند گفته است: «منفّک  نمی شود متوکّل از اختیار کردن یکی از دو چیز:یکی آنکه غرض متوکّل از توکّل،   بی نیازی باشد ازخلق. یعنی: نخواهد که در دنیا در زیر بار کسی باشد و نظرش به مال کسی و احسان کسی باشد و از این جهت اختیار توکّل می کند و به داده خدا و احساناو عزّشأنه، اکتفا نموده چشم از خلق و احسان خلق می پوشد. این قسم از توکّل، هرچند مرغوب و ممدوح است، امّاتوکّل کامل نیست؛ چرا که خالص نیست و مغشوش است و صاحب این قسم از توکّل، هنوز در مرتبه حجاب است و از رسیدن مرتبه قرب و وصول به درجه علیای توکّل، محروم است. قسم دوم توکّل، که توکّل کامل و خالص است، آن است که اختیار کند علّت حقیقی توکّل را که قرب الهی باشد. یعنی: غرض متوکّل از توکّل، قرب الهی باشد و بٌعد از هر چه غیر او است و متوکّل این چنینی با خدا است و هرگز از او جدا نیست و به مضمون بلاغت مشحون: «كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ و بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ»، فائز و عامل است. پس اگر خواهی که متوکّل به معنی ثانی باشی، که حقّ توکّل است و غیر مولای حقیقی و صاحب تحقیقی،هیچ چیز دیگر منظور تو نباشد، پس خود را مرده گیر و پنج تکبیر که از برای نماز میّت مقرّر است بر خود گفته گیر و بگذر از همه آرزو ها و وداع کن از همه تعلّقات، و از برای تحصیل حیات ابدی از حیات عارضی که مشوب است به آلام و مکاره بگذر، و به حکم: «موتوا قبل ان تموتوا »، در زندگی خود را مرده گیر».(گیلانی/1377 : 464 ،465)

مراتب و درجات توکّل

توکّل مراتبی دارد؛ مرتبه ی اوّل آن است که حال توکّل انسان به خدا و اعتماد به کفالت و عنایت او، مانند اعتماد انسان به وکیل معتقد خویش باشد. در این مرتبه شخص از روی اختیار و تدبیر توکّل      می کند و نسبت به توکّل خویش آگاهی نیز دارد. در مرتبه  دوم، که قویتر است، حال انسان با خدا مانند کودک است با مادر که جز او کسی را نمی شناسد و به غیر او پناه نمی برد و اعتماد نمی کند. این توکّل از روی فکر و تدبیر نیست، متوکّل نسبت به خود توجه و آگاهی ندارد، از توکّل خودفانی است و تنها وکیل می بیند. سومین و برترین مرتبه توکّل آن است که انسان نسبت به خداوند مانند مرده در دست های غسال باشد و خود را مجرای قدرت و حرکت و علم  و اراده حق بداند و در انتظار باشد(غزّالی/1361: ۱۳۷، ۱۳۸).

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .