پایاننامه ارشد ادبیات فارسی اندیشه کلامی دیوان جامی

۲۱۰ هزار تومان ۱۴۰ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه ارشد ادبیات فارسی اندیشه کلامی دیوان جامی با ایمیل sellthesis@gmail.com در ارتباط باشید


پایان‌نامه کارشناسی ارشد ادبیات فارسی بررسی اندیشه های کلامی در دیوان جامی


پایاننامه ارشد ادبیات فارسی اندیشه کلامی دیوان جامی


چکیده

نورالدّین عبدالرّحمن جامی ( شاعر و عارف بزرگ قرن نهم هجری ) از سرامدان زبان و ادب فارسی است. وی درزمینۀ  زبان و ادب فارسی و عربی دارای تألیفاتی به نظم و نثر است. در زمان جامی مباحث و مسائل کلامی در بین اندیشمندان رواج داشت و به سبب اهمیّت این علم در شناخت دین و دفاع از آراء و عقاید دینی هرکدام از آنان که دارای تألیفاتی بودند به طرق مختلف به بیان این اندیشه ها می پرداختند تا باعث رواج و تحکیم عقاید خود در بین مردم شوند. جامی نیز بنا به دلایل مختلف در آثار خود به بیان اندیشه های کلامی پرداخته است. در این تحقیق آرای کلامی جامی با تکیه ‌بر دیوان وی موردبررسی قرارگرفته است. به دلیل اینکه این اثر وی سه دورۀ زندگی این شاعر یعنی دوران جوانی، میان‌سالی و پیری شاعر را در برمی‌گیرد بهتر می توان عقاید این شاعر را در باب مسائل کلامی روشن ساخت. طبق بررسی های صورت گرفته باید گفت که جامی در دیوان خود بیشتر به مباحث توحید و انواع آن، و مباحثی چون جبر و اختیار، قضا و قدر، توکّل، شفاعت، توبه، ذات خدا، جوهر و عرض، نبوّت، امامت و مسائل مربوط به آخرت پرداخته است. جامی در بیشتر اعتقادات خود بر مسلک اشاعره و ماتریدیه است چه این دو مسلک ازنظر اعتقادی بسیار به هم نزدیک اند. وی در مسائلی چون شفاعت و وعد و وعید دیدگاهی مانند امامیّه و اشاعره دارد. در مسألۀ لطف و عینیّت ذات و صفات دیدگاه جامی چون امامیّه و عرفا است ولی در این مورد نمی توان به‌طور حتم گفت که جامی نظر امامیّه را پذیرفته است زیرا جامی شاعری است عارف و شاید دیدگاه عرفانی وی در این زمینه غالب بوده است.
کلمات کلیدی: شعر فارسی، قرن نهم هجری، عبدالرّحمن جامی، دیوان جامی، علم کلام.


فهرست مطالب

عنوان    صفحه
پیشگفتار    ‌ز
فصل اول:  مبادی تحقیق
1-1-تعریف موضوع    2
1-2- پیشینۀ تحقیق    3
1-3- سؤالات پژوهشی    6
1-4- روش تحقیق    6
فصل دوم:  بررسی زندگی و احوال جامی
2-1- زندگانی جامی    8
2-2- تحصیلات جامی    9
2-3- ویژگی‌های اخلاقی جامی    10
2-4- سفرهای جامی    12
2-5- ازدواج جامی    13
2-6- فرزندان جامی    13
2-7- محیط جامی    14
2-8- اوضاع سیاسی زمان جامی    15
2-9- مذهب در دوران جامی    17
2-10- مذهب و تصوّف جامی    18
2-11- معرفی آثار جامی    20
2-12- سبک‌شناسی جامی    30
2-13- جایگاه ادبی جامی    31
فصل سوم:بررسی علم کلام و معرفی فرقه های کلامی
3-1- علم کلام    34
3-1-1- تعریف علم کلام    37
3-1-2- موضوع علم کلام    39
3-1-3- تاریخچۀ علم کلام    41
3-1-4- فواید و اهداف علم کلام    43
3-1-5- کلام و فلسفه    44
3-2- مکتب‌های کلامی    46
3-2-1- قَدَریِه    47
3-2-2- جَهْمیَه    48
3-2-3- مُرْجِئَه    49
3-2-4- جَبْریَه    51
3-2-5-خَوارِج    52
3-2-6- مُعْتَزَلَه    53
3-2-7- اَشاعَرَه    55
3-2-8- ماتُریدیَه    57
3-2-9- شیعه    58
3-2-9-1- وجه‌تسمیه و تاریخ پیدایش    59
3-2-9-2- فرقه های شیعه    59
3-2-9-2-1- زیدیّه    60
3-2-9-2-2- اسماعیلیّه    60
3-2-9-2-3- امامیّه اثنا عشری    61
فصل چهارم:  بررسی اندیشه‌های کلامی در دیوان جامی
4-1- توحید    64
4-1-1- مراحل توحید    66
4-1-2- توحید در علم کلام    69
4-1-3- توحید در نگاه عرفا    69
4-1-4- توحید در دیوان جامی    70
4-1-4-1- جامی و توحید در ذات    71
4-1-4-2- جامی و توحید عملی    74
4-1-4-3- جامی و توحید افعالی    76
4-2- جبر و اختیار    79
4-2-1- دیدگاه متکلّمان در باب جبر و اختیار    81
4-2-2- دیدگاه جامی در باب جبر و اختیار    82
4-3- صفات خداوند    88
4-3-1- تعریف صفت    88
4-3-2- تقسیم‌بندی صفات    89
4-3-3- صفات الهی از دیدگاه متکلّمان    89
4-3-3-1- دیدگاه معتزله    90
4-3-3-2- دیدگاه اشاعره    90
4-3-3-3- دیدگاه ماتریدیان    90
4-3-3-4- دیدگاه شیعه امامیه    91
4-3-3-5- دیدگاه عرفا    91
4-3-4- جامی و صفات باری‌تعالی    92
4-3-4-1- صفات ثبوتیه    94
4-4- حادث و قدیم    95
4-4-1- حادث و  قدیم در لغت و اصطلاح    96
4-4-2- جامی و مسألۀ حادث و قدیم    97
4-5- صفات سلبیه    102
4-5-1- رؤیت    103
4-5-1-1- رؤیت در لغت (کلام)    103
4-5-1-2- رؤیت در قرآن    104
4-5-1-3- اشاعره    105
4-5-1-4-  معتزله    106
4-5-1-5- ماتریدیه    106
4-5-1-6- مرجئه    106
4-5-1-7- شیعه    107
4-5-1-8- رؤیت در دیدگاه عرفا    107
4-5-1-9- رؤیت از دیدگاه جامی    107
4-6- جوهر و عرض    111
4-6-1- جوهر و عرض در لغت    111
4-6-2- جوهر و عرض از دیدگاه فلاسفه    111
4-6-3- جوهر و عرض از دیدگاه متکلّمان    112
4-6-4-  جوهر و عرض در نگاه عرفا    113
4-6-5- دیدگاه جامی در باب جوهر و عرض بودن خداوند    114
4-7- لطف الهی    116
4-8-  اسم    119
4-8-1- دیدگاه متکلّمان در باب توقیفیت اسماء الهی    120
4-8-2- دیدگاه جامی در باب اسماء الهی    121
4-9-  شناخت ذات خدا    123
4-9-1- راههای شناخت خداوند    124
4-9-2- شناخت خدا از دیدگاه متکلّمان    125
4-9-3- جامی و شناخت خداوند    125
4-10- شفاعت    129
4-10-1- شفاعت در قرآن    129
4-10-2- شفاعت از دیدگاه فرق کلامی    130
4-10-3- دیدگاه جامی در باب شفاعت    131
4-11- توکّل    135
4-11-1- توکّل در قرآن    135
4-11-2- فرق کلامی و مسألۀ توکّل    136
4-11-3- نگرش جامی در باب توکّل    137
4-12- قضا و قدر    141
4-12-1- قضا و قدر در قرآن    141
4-12-2- قضا و قدر در دیدگاه فرق کلامی    142
4-12-3- دیدگاه جامی در باب قضا و قدر    143
4-13- توبه    148
4-13-1- توبه در دیوان جامی    150
4-14- وعد و وعید    154
4-14-1- وعد و وعید در قرآن    155
4-14-2- وعد و وعید از دیدگاه فرق کلامی    155
4-14-3- دیدگاه جامی در باب وعد و وعید    157
4-15- نبوّت    161
4-15-1- دیدگاه متکلّمان در باب نبوّت    163
4-15-2- جامی و مسألۀ نبوّت    164
4-16- امامت    175
4-17- معاد    178
4-17-1- جامی و مسألۀ معاد    180
فصل پنجم:  نتیجه گیری
پیوست    200
منابع و مآخذ    222


زندگنامه جامی

تذکره نویسان، تاریخ ولادت جامی را سال 817 ه.ق و تاریخ وفات وی را سال 898 ه.ق دانسته اند.
خود جامی در قصیدۀ «رشح بال به شرح‌حال» تاریخ ولادت خود را این‌گونه ذکر می کند:
به سال هشت سد و هفده ز هجرت نبوی ز اوج قلّــۀ پرواز گاه عــــزّ قـــــدم        که زد ز مکّه به یثرب سرادقات جلال
بدین حضیض هوان سست کرده ام پروبال
سرانجام جامی در سپیده‌دم 18 محرم و به نقل گروهی در 17 محرم و در سن هشتادویک‌سالگی چشم از جهان فروبست.  در روز وفات وی «سلطان حسین میرزا همراه با امیرعلی شیر نوایی و همۀ امرا و دانشیان و عامۀ مردم هرات جنازۀ او را تشییع کردند و به عیدگاه بردند و بر او نماز کردند و سپس به خیابان آوردند نزدیک مزار شیخ سعدالدین کاشغری به خاک سپردند و هم سلطان و هم وزیرش به یاد جامی مجالس تعزیه بر پا کردند».
جامی فرزند نظام‌الدّین احمد دشتی از سرشناسان جام بود. خاندان وی در اصل از اهالی دشت اصفهان بوده اند که در قرن هشتم هجری به دلیل حملات ترکان و ناآرامی های آنجا، آن مکان را ترک کرده و به خراسان کوچ کردند و در جام اقامت گزیدند. ایام کودکی جامی تا قبل از چهارده‌سالگی در جام سپری شد.
در باب لقب شاعر باید بگوییم که «اغلب تذکره نویسان، نورالدّین یادکرده‌اند، درصورتی‌که لقب اصلی مولانا، به‌تصریح فخرالدین علی صفی در رشحات و عبدالغفور لاری در تکلمه و برخی دیگر از تاریخ گزاران، عمادالدّین است».
در باب تخلّص شاعر باید بگوییم در شعر «جامی» تخلص می کرد و خود جامی دریک قطعه علّت برگزیدن آن  را بیان کرده است:
مولدم جام و رشحۀ قلمم
        جرعۀ جام شیخ الاسلامی است
لاجـرم در جریدۀ اشـــعار
        بدو معنی تخلّصم جامی اســت
یکی از القابی که به نادرست به این شاعر برجستۀ زبان و ادب فارسی اختصاص داده اند لقب «خاتم الشعراء» است. این شهرت ادبی در هیچ‌یک از نگارش های تاریخی و ادبی زمان جامی دیده نمی شود و وجود شاعران بزرگی چون: صائب تبریزی، کلیم کاشانی، طالب آملی در تاریخ ادبیات کلاسیک این شهرت ادبی را برای جامی حفظ نخواهد کرد. شاید یکی از دلایلی که این لقب به این شاعر زبان و ادب فارسی داده‌شده این باشد که تاریخ شعر فارسی در پایان قرن نهم به‌گونه‌ای پایان‌یافته تلقی می شده و چون جامی در پایان تاریخ شعر فارسی قرار می گرفت به این لقب مشهور شده بود.  قول دیگر بر انتساب شاعر به این لقب این است که وی را خاتم‌الشعرای سبک عراقی دانسته اند.
عبدالرّحمن در طول زندگی خود همواره موردتوجه مردم و فرمانروایان و خواص مملکت و حتی ممالک هم‌جوار بوده است. قدر و منزلت او به‌قدری بود که حتی گاهی بزرگان و وزیران برای حصول درخواست های خود از شفاعت جامی در نزد پادشاه استفاده می کردند.


تحصیلات جامی

جامی، تحصیلات خود را از همان اوان کودکی آغاز کرد به گونه ای که از چهارسالگی خواندن را یاد گرفته بود. «جامی تا اوان بلوغ شرعی (اندکی پیش از چهارده‌سالگی) در جام زیسته است. در نزد پدرش آموزش‌دیده و صرف و نحو عربی را از او آموخته است. اینکه جامی در دوران کمال مدعی است که: ما به حقیقت شاگرد پدر خودیم که زبان از وی آموختیم؛ از تأثیر آموزه های پدر بر او حکایت دارد».  وی در سن 12 سالگی از جام به هرات آمد و در محلۀ نظامیه به مجلس درس جنید اصولی حاضر شد و به مطالعۀ مختصر تلخیص مطوّل و حاشیۀ آن باآنکه هنوز به حد بلوغ شرعی نرسیده بود پرداخت. وی منطق و حکمت و اکثر علوم عقلی را نزد خواجه علی سمرقندی و شهاب‌الدّین محمّد جاجرمی فراگرفت.
در سن 22-23 سالگی «پس از آموختن علوم ادبی و کلامی در هرات به‌قصد فراگیری بیشتر به سمرقند رفت و نزد قاضی‌زادۀ رومی (که یکی از دانشمندان رصدخانۀ الغ‌بیگ محسوب بود) به تحصیل علم نجوم و هیئت پرداخت».
جامی در طول دوران تحصیل به آموختن علوم دیگر نیز همت گماشت و به یادگیری موسیقی و مطالعۀ کتب تاریخی و ادبی  پرداخت. تبحّر و احاطۀ جامی در علوم مختلف، شاید تأثیری از محیط وی باشد؛ زیرا «دانشیان عصر او، محوریّت دانش مقبولشان را در فضای دایرۀ وسیع معارف گم‌کرده و سطحیّت دایرة‌المعارفی را بر محوریّت تخصصی دانش ترجیح می داده اند. او هم یکی از دانشوران چنین عصری محسوب است با دانشی دایرة‌المعارفی که دربارۀ بیشترینۀ دانش های شناختۀ قرن 9 ه.ق از تفسیر، حدیث، سیره و تاریخ دینی، فلسفه، عقاید، کلام، فقه، لغت و دستور زبان، زمینه های ادبی، موسیقی، عرفان و تصوّف شرقی و غربی در جهان اسلام قلم ‌زده است».


ویژگی‌های اخلاقی جامی

یکی از ویژگی های بارز اخلاقی نورالدّین عبدالرّحمن جامی حس انسان‌دوستی و ترحم و شفقت نسبت به اقشار مختلف مردم است و بر همین اساس است که بیشتر درخواست هایی که از دستگاه سلطنت می کند مربوط به قشرهای مختلف از طبقات بالاگرفته تا طبقات زحمتکش است.
در منابع تاریخی آمده است که: «او مردی وارسته و دارای عزّت نفس و استغنا به شمار می-رفته و بسیار ساده زندگی می کرده و در نیکوخواهی و ذوق و خوش طبعی و ظرافت و گشاده‌رویی و کرم در زمان خویش مشهور بوده است».
جامی همواره پادشاهان را از ظلم کردن در حق مظلومان بازمی‌دارد و با نصیحت کردن ملوک آنان را به عدل و انصاف فرا می‌خواند. در اشعارش نمونه های فراوانی از نصایح و پند های اخلاقی که صفت‌های خوب را ترویج می کند و از خصلت های بد بازمی‌دارد وجود دارد. «از دیگر صفات حمیدۀ جامی که ممکن است ناشی از ملکۀ غرور وی باشد اباء نفس وی از مدح و چاپلوسی در قبال أغنیاء و أقویاست و این صفتی است که نزد شعرای زمان کمتر یافت می شده».
دیگر از صفات پسندیدۀ این عارف بزرگ، تواضع و فروتنی بود به‌گونه‌ای که «در هر مجلس که وارد می شد، بی‌هیچ تکلّف، هر جا که دست می داد می نشست. درنهایت درویشی و سادگی بود. خانه‌ای ساده و جامه‌ای بی تکلّف داشت. کسی که او را با قبای ساده و عمامۀ محقّر می دید، نمی-توانست تصوّر کند که حشمت و نفوذ این مرد در تمام قلمرو سلطان مورد رشک و حسرت امیران و وزیران وقت است».
مطایبت، شوخ‌طبعی، تجرّد و تک‌روی، گوشه‌نشینی، عدم تظاهر و خودنمایی، دستگیری ضعیفان، لطف بر زیردستان و دست گیری از بی نوایان از دیگر صفات پسندیدۀ این شاعر عارف و نامی است به‌گونه‌ای که در این صفات سرمشق همگان بود.
تمام آنچه از صفات و ویژگی های این شاعر ذکر شد، نشان‌دهندۀ سرشت و حس انسان-دوستی این شاعر فرهیخته است. جامی این صفات را در وجود خود به اعلی درجۀ کمال رسانده بود. وی در طول حیاتش همواره به خدمت خلق مشغول بود. حتی از مال خود مسجد، پل، مدرسه و… می ساخته که همگی این کارها گواهی بر حس انسان دوستی وی است. علاوه بر این، «هیچ گاه، داعیۀ مرشدی از او به ظهور نرسید. شاید همین بی نیازی خود یکی از موجبات جایگاه بلند معنوی او بود».

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .