پایاننامه ارشد ادبیات فارسی ابزارآلات اصطلاحات موسیقی دیوان خاقانی

۱۴۵ هزار تومان ۱۱۰ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه ارشد ادبیات فارسی ابزارآلات اصطلاحات موسیقی دیوان خاقانی با ایمیل sellthesis@gmail.com در ارتباط باشید


پایان نامه کارشناسی ارشد ادبیات فارسی بررسی ابزار آلات و اصطلاحات موسیقی در دیوان خاقانی


پایاننامه ارشد ادبیات فارسی ابزارآلات اصطلاحات موسیقی دیوان خاقانی


چکیده

موسیقی ترکیب اصوات به صورت گوش نواز است . قدمت موسیقی ایران با پیدایش نژاد آریایی گره خورده است کلمات دلنشین و آهنگین به تدریج صورت شعر و ترانه پیدا کرده و به ابداع نغمه و موسیقی منجر شده است. موسیقی و ادبیات به عنوان دو فصل جدا نشدنی از دیرباز مورد توجه خاص قرار گرفته اند با نگاهی به ادبیات کلاسیک ایران در می یابیم که شعرای بزرگ فارسی زبان موسیقی شناس هم بوده اندآن چنان که از ابزارآلات و اصطلاحات موسیقی در اشعارشان برای خلق تصاویر شعری خود بهره می گرفتند . در بررسی اصطلاحات موسیقی در شعر پارسی این اصطلاحات در سه بخش قابل تفکیک و بخش بندی است :1.سازهای موسیقی 2. پرده ها وآهنگ ها 3. اصطلاحات خاص موسیقی. خاقانی شروانی شاعر قرن ششم هجری قمری از جمله شاعرانی است که در اشعار خود از ابزارآلات و اصطلاحات موسیقی استفاده کرده است . موسیقی کلام و آهنگ خوش الفاظ در بسیاری از اشعار خاقانی به قدری است که التذاذ بدون دریافت معنی هم برای خواننده میسر است در این تحقیق میزان کاربرد خاقانی از ابزار آلات و اصطلاحات موسیقی در دیوان اشعارش و درک میزان آشنایی خاقانی با موسیقی و اصطلاحات و ابزارآلات و مهارت وی در بهره برداری از انواع امکانات برای آفرینش صور خیال و زیبایی آفریبنی بررسی شده است. نتیجه تحقیق نشان میدهد که خاقانی بیشتر از ابزار آلات موسیقی مثل چنگ ، دف، بربط، نای وارغنون و اصطلاحاتی مثل پرده و گوشه استفاده کرده است و بیشتر از ابزار موسیقی مثل چنگ و بربط بهره گرفته است وخاقانی با استفاده از استعاره و تشخیص بر ابزارآلات موسیقی جان بخشیده است.
واژه های کلیدی : موسیقی، خاقانی،اصطلاحات و ابزارآلات،صور خیال.


فهرست مطالب

عنوان  صفحه
چکیده     1
فصل اول: کلیات تحقیق    2
1-1 مقدمه    3
1-2 بيان مسأله تحقيق    5
1-3 سوالات تحقیق    9
1-4- اهمیت و ضرورت انجام تحقيق    10
1-5- پیشینه ی تحقیق    10
1-6– اهداف تحقيق    10
1-7-فرضیه های تحقیق    10
1-8 – حدود قلمرو تحقیق    11
1-9-  تعاریف واژه های کلیدی    11
فصل دوم: مبانی نظری    12
2-1- مفهوم ادبیات    13
2-2- اجزای ادبیات    13
2-2-1- عاطفه    14
2-2-2- اندیشه    14
2-2-3- خیال    14
2-2-4- اسلوب    15
2-3- ادبيات غنايي    16
2-4- سبکهای شعر پارسی    21
2-5-سبک آذربایجانی در شعر پارسی    24
2-6- موسیقی    30
2-6-1- انواع سازها و ابزار موسیقی    31
2-6-2- پرده‌ها و آهنگ‌ها    32
2-6-3- واژگان و اصطلاحات موسيقي    34
2-7- موسیقی و ادبیات    34
2-8- به کارگیری اسامی ابزار و اصطلاحا ت موسیقی در شعر پارسی    37
2-9- شناخت و معرفی ادوات موسیقی    38
2-9-1- سازهای زهی در دیوان خاقانی    39
2-9-2- سازهای بادی    45
2-9-3- سازهای ضربی یا کوبه ای    47
2-9-4- اصطلاحات و واژگان موسیقیایی    52
2-9-4-1- واژگان مربوط به ابزار موسیقی    52
2-9-4-2- اصطلاحات مربوط به مفاهیم موسیقیایی    53
فصل سوم: شرح احوال ، آثار  و سبک شعری خاقانی    57
3-1-  شرح احوال شاعر    58
3-2- مذهب خاقاني    65
3-3- خصوصیات و سبک شعری خاقاني    68
3-4- آثار خاقانی    71
3-5- خاقانی پیشگام شعرای نامدر    80
3-6-  پیشروان خاقانی در شعر پارسی    84
3-7- پیروان خاقانی در شعر پارسی    88
فصل چهارم؛ جلوه های کاربرد ابزار و اصطلاحات موسیقی در اشعار خاقانی    92
4-1- کاربردهای خاقانی از اسامی ابزار و اصطلاحات موسیقی در صور خیال    93
4-2- کاربرد خاقانی از اسامی و اصطلاحات موسیقی در صناعات ادبی    107
4-3-کاربرد خاقانی از اسامی و اصطلاحات موسیقی در تلفیقی از صور خیال و صناعات ادبی    109
فصل پنجم؛ نتیجه گیری    124
نتیجه بررسی    125
پیشنهاد     127
جداول و نمودارها     128
1-1- نمودار کاربرد اصطلاحات موسیقی در قالب صور خیال    128
1-2- نمودار کاربرد اسامی ساز و ابزار نوازندگی در قالب صور خیال    128
1-3- نمودار کاربرد اسامی ساز و ابزار نوازندگی در صناعات ادبی    130
1-4- نمودار کاربرد اصطلاحات موسیقی در صناعات ادبی    131
1-5- نمودار کاربرد اسامی ساز و ابزار نوازندگی بصورت تلفیقی    132
1-6- نمودار کاربرد اصطلاحات موسیقی بصورت تلفیقی    133
منابع و مأخذ     135
چکیده انگلیسی     139


زندگینامه خاقانی

خاقانی یکی از موفق ترین شاعرانی است که به آفاق بکر و رازآمیز سخن پارسی گام گذارده و سرافراز از گستره-ی مه آلود الفاظ و معانی عبور کرده در شمار سرآمدان زبان فارسی جای گرفته است.در این مقال تلاش بر این است هرچند گذرا زندگی و سبک شعر خاقانی بررسی و بزرگی خاقانی در ابعاد مختلف از قبیل: وسعت و ترکیب،نازک خیالی های بی نظیر،اندیشه های صوفیانه،قدرت ردیف پردازی و سیطره ی خاقانی به علوم گوناگون باز نموده گردد.
تاثیر شگرف و سرنوشت ساز خاقانی بر شیوه های عمومی بیان در زبان پارسی و گویندگانی که پس از او به آرایش کاخ سخن برخاستند،هرگونه پژوهش را در زبان و بیان و شیوه های اندیشه  او بایستگی می بخشد.
سال ولادت خاقانی به تحقیق معلوم نیست اما در اشعارش چندین جا از سال 500 هجرت سخن رانده و گفته است:
از لفظ من که پانصد هجرت چو من نزاد    ماند هزار سال دگر مخبر سخاش
یا  اینکه:
دور کمال پانصد هجرت شناس و بس    کان پانصد دگر همه دور محال بود
خلق اند متفق که چو خاقانیئی نزاد    این پانصد که مدت دور کمال بود
 و از روی این ابیا ت بعضی تولد او را 500 هجری دانسته اند .در تذکره های معروف به تولد او اشاره ای نشده است بسیاری دیگر از محققین سال 520 را سال تولد او میدانند خصوصاً آقای فروزانفر  به دلائلی چند این سال را سال تولد خاقانی میداند (سجادی، 1391: 11-13)
نام او بنا بر آنچه از ذکره ها بر می آید بدیل است و علاوه خود او نیز در مواردی چند به نام خویش اشاره کرده و می گوید:
بدل من آمدم اندرجهان سنایی را    بدین دلیل پدر نام من «بدیل» نهاد
                                                                       (دیوان، 1391: 850)
اما بعضی تذکره نویسان نام او را ابراهیم و بعضی عثمان دانسته و ابوبدیل را برای او کنیه آورده اند. در زمان حیاتش به افضل الدین شهرت داشته و همین لقب هم در اشعارش در موارد زیادی آمده و معاصرینش نیز او را با این لقب یاد کرده¬اند.خود او در اشعارش چنین می گوید:
افضل ار زین فضولها راند    نام افضل بجز اضل منهید
                            (دیوان،1391: 173)
پدرش علی نجار ومادرش کنیزی ترسا کیش بوده که به تشرف اسلام درآمده است.


اجزای ادبیات

در هر هنری ماده ای خام برای آفرینش آن بکار برده می شود .برای مثال در موسیقی نیاز به هماهنگی در صوت ، در نقاشی نیاز به رنگ ، برای مجسمه سازی نیاز به مواد و مصالح و برای خلق یک اثر ادبی نیاز به زبان است. در زبان ادبیات واژه ها به صورتی زیبا و دلنشین در قالب هایی هنری بکار برده می شوند تا سرانجام اندیشه، احساس و آرزوی نویسنده یا شاعر تصویر سازی شده و به بهترین صورت ممکن به خواننده منتقل شود. بنابراین کسی که قصد نویسنده یا شاعر شدن دارد باید اندیشه ای بالا، احساس و تخیلی نیرومند داشته باشد و از رمز و راز ادبیات بخوبی مطلع بوده تا بتواند اندیشه و احساس خود را هنرمندانه به رشته تحریر درآورد.   همانطور که همه ی اشیا جانوران و غیره از سلول ها تشکیل شده اند ادبیات هم از عناصر مختلفی تشکیل یافته است. بیشتر متخصصین ادبیات بر این باورند که ادبیات از چهار عنصر تشکیل شده است. این چهار عنصر عبارتند از:

عاطفه
عواطف انسانی از گذشته تا بحال غیر قابل تغییر بوده است. مفاهیمی مانند دوستی، عشق، وفاداری و … در همه آثار ادبی از گذشته دیده می شده است و پیاده کردن آنها در آثار باعث تاثیر بخشی زیادی در خواننده می گردد این عنصر بیشتر در شعر استفاده می شود.
اندیشه
رکن بارز آثار ادبی و اساسی ترین عنصر ادبیات معنی است زیرا هر شاعر یا  نویسنده ایی که حرفی برای گفتن داشته باشد و بخواهد اندیشه و احساسات خود را به رشته کلام درآورد باید  از این خمیر مایه استفاده کند تا آثارش قابل فهم باشد

خیال

خیال عنصری دیگر در ادبیات است که در داستان ها و اشعار به وضوح قابل مشاهده است. عنصر خیال به اثر ادبی هیجان و زیبایی خاصی بخشیده و تصویر سازی را برای خواننده آسان تر می سازد.

اسلوب

اسلوب نیز عنصری با اهمیت در ادبیات است زیرا برای اینکه یک شاعر یا نویسنده اثر ادبی خلق کند باید طبق اصولی این کار را انجام دهد و نباید خارج از چهار چوب لازم عمل کند.
 که در این تقسیم بندی سه مورد اول را عناصری ذکر کرده اند که سهم معنوی اثر ادبی را بر عهده دارند و اسلوب را عنصر لفظی ادبیات نام برده اند.  این تقسیم بندی بر پایه ی این نظریه بوجود آمده که می گویند برای اینکه یک اثر هنری به ظهور برسد و از ذهنیت تبدیل به عینیت شود باید از چهار مرحله ای که در ادامه بیان می شود عبور نماید.” این چهار مرحله عبارتند از:
الف- انفعال و تاثیر درونی ادیب در مواجهه با واقعیتی خارجی ( عنصر عاطفه) ؛
ب-  فعالیت اندیشه ( عنصر اندیشه) ؛
ج- ایجاد ارتباط بین آن چیزی که در ذهن است و چیز های بیرونی از طریق تشبیه ، استعاره ، مجاز ، کنایه و … ( عنصر خیال)
 د- عنصر خارجی ( عنصر اسلوب) .
حال این سوال پیش می آید که آیا می توان هر اثری را که دارای این چهار عنصر است، یک اثر ادبی نامید یا خیر؟ در جواب به این سوال می توانیم از عبارات لوییز روزنبلت استفاده کنیم که در این باره این نظر را دارد که مرز دقیقی برای تمایز ادبیات و اثر های هنری ادبی با دیگر نوشته ها وجود ندارد که این دو را از هم جدا نماید و تنها جنبه های زیبایی شناسی و احساسی است که می تواند آثار هنری را متمایز نماید که این معیار هم دیوار چندان استواری نیست و در بسیاری موارد به هم می ریزد. (پروینی، 1380 :  172- 187)
گذشتگان به صورت کلی آثار ادبی را به صورت ظاهری آن تقسیم بندی می کردند. این اشکال عبارتند از: نظم یا شعر .نظم در صورت قالب های قصیده، غزل، مثنوی، قطعه، شعر نو و… دیده می شود و نثر که به سه قسمت ساده، مسجع و متکلف تقسیم بندی شده است.
از نظر مفهوم درونی ادبیات به چهار دسته کلی حماسی، غنایی، نمایشی و تعلیمی تقسیم می شود. که در این بین ادبیات غنایی پیوندی بیشتر از سایر شاخه های ادبی با هنر موسیقی دارد.(اقبال زاده ، 1382 : 136)

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .