پایاننامه ارشد ادبیات آموزههای اخلاقی فضایل مثنوی

۱۳۰ هزار تومان ۹۵ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه ارشد ادبیات آموزههای اخلاقی فضایل مثنوی با ایمیل sellthesis@gmail.com در ارتباط باشید


پایان نامه کارشناسی ارشد ادبیات بررسی آموزه های اخلاقی فضایل در دو دفتر اوّل و دوّم مثنوی


پایاننامه ارشد ادبیات آموزههای اخلاقی فضایل مثنوی


چکیده

تحقیق و پژوهش حاضر به منظور بررسی آموزه های اخلاقی(فضایل)در دو دفتر اوّل و دوّم مثنوی صورت گرفته است.
در تمام جوامع انسان و در همه قرون و اعصار اخلاق به عنوان رکن جامعه محسوب میشود و دارای اهمیت فراوانی است و اهمیت آن ربطی به ادیان و مذاهب و جامعه خاصی ندارد بلکه در تمام طول تاریخ و در تمام ادیان و جوامع فضیلتهای اخلاقی را ستایش و رذیلت هی اخلاقی را نکوهش مینماید.
روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی است. در این پایان نامه ابتدا به تعریف اخلاق، اهمیت و ضرورت آن، سابقه و پیشینه اخلاق، و روابط آن با علوم دیگر، تقسیم بندی اخلاق از نظر علمای بزرگ و سپس به معرفی آموزه ها و فضایل اخلاقی در مثنوی پرداخته شده است.از نتایج مهم پژوهش حاضر آن است که تقریباً کمترین صفحه ای از مثنوی و معنوی را می توان خواند که در آن به نوعی بایدها و نبایدهای اخلاقی اشاره ننموده باشد و معمولاً یک حکایت را هم چاشنی کار نموده است تا مفهوم به ذهن خواننده بنشیند و در این کار معمولاً از آیات قرآنی و روایات بهره جسته است.
کلید واژه ها: ارزشهای اخلاقی، مثنوی، عرفان، مذهب، مولانا


فهرست مطالب

مقدمه    4
فصل اول    5
کلیات تحقیق    5
1-1 درآمد    6
1-2 بیان مساله    6
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق    6
1-4 هدف ها    6
1-5 پرسش های اصلی تحقیق    7
1- 6 فرضیه های تحقیق    7
فصل دوم    8
پیشینه تحقیق    8
2-1مولوی    9
2-2شعر مولانا    10
2-3 آثار مولوی    12
2-4 پیشینه تحقیق    12
2-5-سابقه تالیفات اخلاقی    13
2-5-1مجموعه نخست:کتابهای اخلاقی-فلسفی    13
2-5-2-مجموعه دوم:کتابهای اخلاقی و عرفانی    13
2-5-3-مجموعه سوم:کتابهای اخلاقی روایی    13
2-5-4-مجموعه چهارم:کتابهای تلفیقی    14
2-6-سیر تحول کتابهای اخلاقی در فرهنگ اسلامی    14
2-7-مهمترین تالیفات اخلاقی در فرهنگ اسلامی    16
فصل سوم    18
روش تحقیق    18
3-1-روش تحقیق    19
3-2-ابزار گردآوری اطلاعات    19
3-3-نحوه تجزیه و تحلیل اطلاعات    19
فصل چهارم    20
یافته های تحقیق و تجزیه و تحلیل آنها    20
بخش اول) کلیات و تعاریف    21
3-1 معنای لغوی علم اخلاق    21
3-2 تعریف علم اخلاق    21
3-3 موضوع علم اخلاق    23
3-4 اهمیت علم اخلاق    25
3-5- هدف علم اخلاق    27
3-6- رابطه اخلاق با علوم دیگر    28
3-6-1-رابطه دین و اخلاق    28
3-6-2-علم اخلاق و فقه    28
3-6-3-علم اخلاق و عرفان عملی    29
3-6-4-علم اخلاق و علم حقوق    29
3-6-5-علم اخلاق و فلسفه اخلاق    29
3-6-6-علم اخلاق و تعلیم و تربیت    29
3-6-7علم اخلاق و روانشناسی    30
3-6-8-علم اخلاق و طب    30
3-7-ویژگی های نظام اخلاقی اسلام    31
3-8-سابقه و پیشینه مسائل اخلاقی    32
3-8-1-سابقه اخلاق در یونان باستان    32
3-8-2-دوران متمایز روشهای اخلاقی در یونان باستان    32
3-8-3-پدیده اخلاق در تمدن جامعه روم    33
3-8-4-روش اخلاقی در هند باستان    33
3-8-5-اخلاق دوران باستانی مصر    34
3-8-6-روش اخلاقی چین باستان    34
3-8-7-روش اخلاقی در ایران باستان    34
3-8-8-روش اخلاقی در قرون وسطی    35
3-8-9-اخلاق در زمان معاصر    35
3-9-گونه های اخلاقی    35
3-9-1-عالی ترین مکاتب اخلاقی    35
3-9-1-1-مکتب سعادت    36
3-9-1-2-مکتب فضیلت    36
3-9-2-تفاوتهای مکتب فضیلت و مکتب سعادت    37
3-9-3-دو مکتب و مشرب عمده اخلاقی    37
3-10-تقسیم بندی اخلاق از لحاظ موضوعات مورد بحث    39
3-11-اخلاق در مثنوی    39
3-11-فضایل و رذایل اخلاقی    40
3-12 ملاک و معیار فعل اخلاقی    41
3-13-اساس و منشا ارزش اخلاقی    42
3-14-اصول چهارگانه اخلاق    43
3-15-فضایل و رذایل اخلاقی مجموعه ورّام    45
3-15-1-ایثار    45
3-15-2-بردباری و خویشتن داری    45
3-15-3-تواضع    46
3-15-4-توکل    46
3-15-5-حسن خلق    46
3-15-6-خاموشی و نگهداری زبان    46
3-15-7-راستی و صداقت    46
3-15-8-سخاوت    46
3-16-فضایل اخلاقی کیمیای سعادت    47
3-17-شعبه های اخلاق از دیدگاه خواجه نصیر الدین طوسی    49
3-18-اخلاق فردی از دیدگاه قرآن کریم    51
3-19-اخلاق خانوادگی از دیدگاه قرآن کریم    54
3-20-اخلاق اجتماعی از دیدگاه قرآن کریم    55
3-21-اخلاق دینی از دیدگاه قرآن کریم    57
بخش دوم)آموزه های اخلاقی در مثنوی    59
فرازهایی از دعای مکارم الاخلاق    59
الف)فضایل یا بایدهای اخلاقی در مثنوی    60
4-1-تعریف فضایل اخلاقی    60
ب)رذایل یا نبایدهای اخلاقی در مثنوی    95
4-2-تعریف رذایل اخلاقی    95
فصل پنجم    119
نتیجه گیری و پیشنهادها    119
5-1-نتیجه گیری    120
منابع و مآخذ    122


زندگینامه مولوی

نام مولانا محمد ولقب وی جلال الدین است و تمامی مورخان، از او بدین نام و لقب یاد کرده اند. مولد مولوی شهر بلخ است و ولادتش در ششم ربیع الاول سنه 604 هجری قمری اتفاق افتاده و علت شهرت او به رومی و مولای روم همان طول اقامت وی در شهر قونیه که اقامتگاه و مدفن اوست، بوده ولیکن خود وی همواره خویش را از مردم خراسان شمرده و اهل شهر خود را دوست می داشته و از یاد آنان غافل نبوده است.
پدر مولانا محمد بن حسین خطیبی که به بهاء ولد معروف شده و او را سلطان العلماء لقب داده اند و پدر او حسین بن احمد خطیبی، به روایت افلاکی از افضل روزگار و علامه زمان بوده، بهاء ولد از اکابر صوفیان بود، خرقه او به احمد غزالی می پیوست خویش را به امر معروف و نهی از منکر معروف ساخته و عده بسیاری را با خود همراه کرده بود و پیوسته مجلس می گفت و نفی مذهب حکمای فلاسفه و غیره می کرد و به متابعت صاحب شریعت و دین آوری ترغیب می نمود.
«بهاء ولد که یگ خطیب بزرگ بلخ و یک واعظ و مدرس پر آوازه شهر بود، از روی دوستی و بزرگی او  را«خداوندگار» می خواند.خداوندگار برای او تمام امید ها و آرزوهایش را تجسَم می داد.با آنکه از یک زن دیگر-دختر قاضی شریف-پسری بزرگتر به نام حسین داشت، به این کودک نو رسیده که مادرش مومنه خاتون از خاندان فقیهان و سادات سرخس بود و در خانه، بی بی علوی نام داشت-به چشم دیگری می دید»(زرین کوب، 20:1370)
«بهاء ولد به واسطه رنجش خاطر خوارزمشاه در بلخ مجال قرار ندید و ناچار هجرت اختیار کرد.گویند سبب عمده وحشت خوارزمشاه آن بود که بهاء ولد بر سر منبر به حکما و فلاسفه بد می گفت و آنان را مبتدع می خواند.این مساله بر فخر رازی که استاد خوارزمشاه و سر آمد و امام حکمای عهد بود، این معانی کران می آمد و به دشمنی بهاءولد بر می انگیخت.بهاءولد تن به جلای وطن در داد.وقتی بهاءولد به قصد خروج از قلمرو خوارزمشاه خانه خود را در بلخ رها کرد و با تمام خانواده و با هرچه داشت به آهنگ حج از خراسان عزیمت عراق و حجاز نمود، خداوندگار از جلال الدین محمد، سیزده سال بیشتر نداشت و ظاهرا دوران درس مکتب را تازگی پشت سر گذاشته بود.»(زرین کوب، 20:1379)
«چون بهاءولد درگذشت، مولانا که در آن هنگام بیست و چهارمین مرحله زندگانی را می پیمود به وصیت پدر یا به خواهش علاءالدین، بر جای پدر نشست و بساط وعظ بگسترد و شغل فتوی و روایت شریعت به رونق آورد.یک سال تمام دور از طریقت، مفتی شریعت بود تا برهان الدین محقق ترمذی به او پیوست و پس از طی مقامات از خدمت برهان محقق، اجازه ارشاد و دستگیری یافت و روزها به شغل تدریس و فتوی، عمر می گذراند.
تا وقتیکه ناگهان آفتاب عشق و شمس حقیقت، پرتوی برآن جان افکند و چنان او را تافته و تابناک ساخت که چشمها از نور او خیره گردید.
شمس الدین محمد بن علی ملک داد از مردم تبریز بود و خاندان وی هم اهل تبریز بودند.
پیش از آنکه شمس الدین در افق قونیه و مجلس مولانا نور افشانی کند در شهرها می گشت و به خدمت بزرگان می رسید و گاهی مکتب داری می کرد.
شمس الدین بامداد روز شنبه بیست و ششم جمادی الاخر سنه 642 بقونیه وصول یافت.
مدت اقامت شمس در قونیه تا وقتی که مولانا را منقلب ساخت به تحقیق نپیوسته و چگونگی دیدار وی را با مولانا هم به اختلاف نوشته اند.
مطابق روایات سلطان ولد پسر مولانا در ولدنامه، عشق مولانا به شمس، مانند جستجوی موسی است از خضر که با مقام نبوت و رسالت باز هم مردان خدا را طلب می کرد و مولانا با همه کمال و جلال در طلب اکملی روز میگذاشت تا اینکه شمس را که از مستوران قباب غیرت بود بدست آورد و مرید وی شد و سر در قدمش نهاد.»(زرین کوب، 22:1379)
سرانجام مولوی، آن توانای عالم معنی در بستر بیماری افتاد و عاقبت روز یکشنبه پنجم ماه جمادی الاخر نسه 672، پرتو عنایت از پیکر جسمانی بر گرفت و از این جهان چشم فرو بست.


شعر مولانا

در شعر و شاعری، مولانا از همان آغاز وارث دو شاعر بزرگ خراسان شد.سنایی، با انکه مولوی  چندین نسل بعد از وفات او به دنیا آمد و برایش مرثیه یی عارفانه و پر معنی ساخت، و عطار که ملاقات با او در صحبت پدرش در نیشابور سال های قبل از کشتار مغول تاثیر عمیقی در خاطرش باقی گذاشت.
تاثیر این دو شاعر هم در غزلیات او نشان خود را باقی گذاشت و هم در مثنویش.با این حال، تاثیر جاذبه سبک بیان این دو پیشرو بزرگ شعر صوفیانه فارسی مانع از تجلی اصالت بی نظیری که شعر او را از هر شعر عرفانی دیگر متمایز ساخت نشد، خاصه که به گفته او، عطار و سنایی سخن همه از فراق گفته بودن و سخن وی همه از وصال بود.
نشانه هایی از تاثیر سنایی در کلام مولانا هست که علاقه وی را به سنایی قابل ملاحظه نشان می دهد.این تاثیر تنها در مثنوی که قصه ها و مضمون هایی را از الهی نامه اخذ یا شرح می کند مشهود نیست، در غزلیات هم دیده می شود، واینکه مولانا به خاطر سنایی با قانعی طوسی ملک الشعرای قونیه با خشونت سخن می گویدو چند بار او را به شدت نکوهش می کند، نشانه ای دیگر از اعتقاد وی در حق حکیم غزنه است که در مثنوی مکرر از او با تکریم یاد می کند.

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .