پایاننامه ادبیّات فارسی صرفی افعال تاریخ بیهقی تاریخ جهانگشای جوینی

۳۰۰ هزار تومان ۲۵۰ هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پایاننامه ادبیّات فارسی صرفی افعال تاریخ بیهقی تاریخ جهانگشای جوینی خرید محصول کلیک و یا با ایمیل زیر در ارتباط باشید

sellthesis@gmail.com


پایاننامه ادبیّات فارسی صرفی افعال تاریخ بیهقی تاریخ جهانگشای جوینی


پایان‌نامه کارشناسی ارشد ادبیّات فارسی مقایسه صرفی افعال در تاریخ بیهقی و تاریخ جهانگشای جوینی


چکیده:

«فعل» کلمه‏ای است که انجام دادن کار یا روی دادن حالتی را در یکی از زمان‏های گذشته، حال یا آینده بیان کند. فعل، مهم‏ترین بخش گزاره و مرکز جمله است که با شناسه همراه است.تاریخ بیهقی، یکی از آثار بسیار گرانبهای نثر فارسی است که نثر بینابین آن هم استواری و سادگی عهد سامانی و غزنوی و هم مختصاتی از نثر فنّی را دارد. تاریخ جهانگشا مهم‏ترین اثر عطاملک جوینی است نثر کتاب مصنوع و متکلّف و در زمره‏ی بهترین متون تاریخی بازمانده از عصر مغول است. روش گردآوری مطالب، کتابخانه‏ای و روش تحقیق از نوع توصیفی – تحلیلی می‏باشد. هدف این پژوهش، بررسی مقایسه‏ای صرفی افعال تاریخ بیهقی و تاریخ جهانگشا و نحوه‏ی کاربرد هر یک از افعال در این دو اثر است. از لحاظ آماری بیشترین افعال به کار رفته، ماضی ساده و مضارع ساده و کم‏ترین افعال، فعل‏های آینده، امر و نهی بوده است. افعال مرکب با همکرد «کردن» و «شدن» به وفور یافت می‏شوند و فعل‏های ساده، مرکب و پیشوندی بیشتر به صورت معلوم و گذرا هستند.

کلید واژه‏ها: فعل، ساخت صرفی، ماضی ساده، مضارع ساده، تاریخ بیهقی، تاریخ جهانگشا.


فهرست مطالب

عنوان    صفحه
فصل اول: مقدمه و کلیات
1-1.مقدمه    2
1-2. کلیّات    3
1-2-1. بیان مسأله    3
1-2-2. پرسش‏های تحقیق    4
1-2-3. فرضیه های تحقیق    4
1-2-4. روش تحقیق و مراحل انجام پایان‏نامه    5
1-2-5.ضرورت و هدف تحقیق    6
1-2-6. پیشینه‏ی تحقیق    6
فصل دوم: بنیاد نظری
2-1. تعریف فعل    8
2-2. تعریف بن فعل – بن ماضی و بن مضارع    9
2-3. افعال با‏قاعده و افعال بی‏قاعده    9
2-4. فعل‏های پیشوندی    11
2-4-1. معانی پیشوندها    11
2-4-2. جایگاه پیشوندها    13
2-4-3. پیشوندهای تصریفی    13
2-4-4. نشانه‏های نهی و نفی    14
2-5. فعل مرکّب    14
2-6. فعل‏های گذرا و ناگذر    16
2-7. انواع فعل به اعتبار زمان    17
2-7-1. ماضی ساده    17
2-7-1-1. ماضی استمراری    18
2-7-1-2. ماضی نقلی    18
2-7-1-3. ماضی بعید    18
2-7-1-4 ماضی ابعد    19
2-7-1-5. ماضی التزامی    19
2-7-1-6. ماضی مستمر    19
2-7-2. فعل مضارع    20
2-7-2-1. مضارع اخباری    20
2-7-2-2. مضارع التزامی    20
2-7-2-3. مضارع مستمر    20
2-7-3. فعل مستقبل (آینده)    21
2-7-3-1. فعل‏های آینده در گذشته (گذشته‏ی آیندگی)    21
2-8. فعل امر    22
2-9. فعل دعا    22
2-10. فعل‏های ربطی    22
2-10-1. فعل‏های ربطی فرعی    22
2-11. فعل‏های معین (کمکی)    23
2-12. افعال شبه معین    23
2-13. فعل‏های غیرشخصی (شبه معین)    24
2-14. نمود یا حدّ فعل    24
2-14-1. وجه اخباری    26
2-14-2. وجه التزامی    26
2-14-3. وجه امری    26
2-15. جهت فعل    26
2-15-1. کاربرد فعل مجهول    27
فصل سوم: شرح احوال و آثار ابوالفضل بیهقی و جهانگشای جوینی
3. شرح احوال و آثار ابوالفضل بیهقی و جهانگشای جوینی    29
فصل چهارم: بررسی افعال دو کتاب تاریخ بیهقی و تاریخ جهانگشا
4-1. ماضی    1
4-2. مضارع    449
4-3. مقایسه ی ساخت فعل در دو کتاب تاریخ بیهقی و تاریخ جهانگشا    582
4-3-1. فعل های ماضی ساده در تاریخ بیهقی    582
4-3-2. فعل های ماضی ساده در تاریخ جهانگشا    582
4-3-3. فعل های ماضی استمراری در تاریخ بیهقی    585
4-3-4. فعل های ماضی استمراری در تاریخ جهانگشا    586
فصل پنجم: نتیجه‏گیری
5. نتیجه‏گیری    603
منابع و مأخذ    620
Abstract    623


تعریف فعل

دستورنویسان برای فعل تعریف‏های مختلفی دارند که در این‏جا برخی از آن‏ها را می‏آوریم:
– فعل کلمه‏ای است که بر کار یا حالت کسی یا چیزی (یا کسانی یا چیزهایی) در یکی از زمان‏های گذشته، حال و آینده یا هر سه زمان دلالت کند (–،‏1367 : 126).
– فعل نام کلمه‏ای است که انجام شدن کار یا روی دادن حالتی را به وسیله‏ی شخصی در زمان معین نشان می‏دهد (–، 1368 : 102).
– فعل کلمه‏ای است که همیشه مسند باشد و به عبارت دیگر دلالت کند بر وقوع یا لاوقوع کاری در زمان معینی از سه زمان گذشته، حال و آینده (–، 1384 : 68).
– یکی از اقسام سخن فعل (کنش) است. فعل در اصطلاح کلمه‏ای است که دلالت کند بر حصول معنی مصدر حدوث آن از ذاتی در یکی از زمان‏های سه گانه: گذشته، حال و استقبال (عبدالعظیم قریب و دیگران، 1370 : 94).
– فعل کلمه‏ای است که کاری یا حالتی را می‏رساند و معنی آن با زمان رابطه دارد. زمان دارای سه مرحله است: گذشته، اکنون و آینده. فعل علاوه بر زمان همیشه بر یکی از سه شخص گوینده، شنونده و دیگر کس نیز دلالت دارد (–، 1380 : 19-18).

تعریف بن فعل بن ماضی و بن مضارع

اگر در صیغه‏های مختلف یک فعل دقّت کنیم می‏بینیم که در همه‏ی آن‏ها یک قسمت هست که در هر شش ساخت آن مشترک است و معنی اصلی فعل را نیز در بر دارد و همیشه ثابت است و در هیچ ساختی تغییر نمی‏کند این جزء ثابت فعل را بن فعل می‏نامند. هر فعلی دو بُن دارد: بُن مضارع که ساخت‏های زمانِ حال (مضارع) و امر از آن ساخته می‏شود و بُن ماضی که ساخت‏های زمان گذشته و آینده از آن ساخته می‏شود (–، 1390: 14).

افعال با‏قاعده و افعال بی‏قاعده

فعل‏های زبان فارسی از بن مضارع و بن ماضی گرفته می‏شوند از این دیدگاه فعل‏ها به دو دسته تقسیم می‏شوند:
1- افعال با قاعده: فعل‏هایی که ماده‏ی ماضی آن‏ها با افزودن وند ماضی‏ساز به ماده‏ی مضارع یا اغلب ریشه به‏دست می‏آید و تغییری در آن ایجاد نمی‏شود. وندهای ماضی‏ساز عبارتند از : ت، د، ید، اد،  ِ ست.
2- افعال بی‏قاعده: به فعل‏هایی گفته می‏شود که برای ساختن بن ماضی آن‏ها طبق قاعده از مضارع استفاده نمی‏شود و دو بن ماضی و مضارع با هم تفاوت دارند که این تغییرات بر اثر تحّولات لفظی است که در طول زمان ایجاد شده و به مرور این تغییرات سماعی شده‏اند.

ساختمان فعل

فعل را در زبان فارسی از جهت ساختمان به دسته‏های زیر می‏توان تقسیم کرد: فعل‏های ساده، فعل‏های پیشوندی، فعل‏های مرکّب، فعل‏های پیشوندی مرکّب، عبارت‏های فعلی، فعل‏های ناگذر یک شخصه (–، 1390: 16). در زبان فارسی، فعل ساده تعریف‏های گوناگونی دارد که در این‏جا به دو مورد آن اکتفا می‏کنیم. 1- ساختمان فعل ساده آن‏است که بن مضارع آن‏ها تنها یک تکواژ باشد به عبارت دیگر ملاک ساده بودن فعل، بن مضارع آن است (–، 1384 : 58).

تعریف فعل‏های پیشوندی

فعل پیشوندی تعریف‏های گوناگونی دارد که به برخی از آن‏ها اشاره می‏کنیم:
1- فعل پیشوندی از یک پیشوند با فعل ساده ساخته می‏شود، و فعل معنی تازه‏ای پیدا می‏کند.
ماندن ← درماندن
2- اگر به اول بعضی از فعل‏های ساده یک «وند» افزوده شود، تبدیل به فعل پیشوندی می‏گردند. این قاعده قیاسی نیست. تکواژهای «بر، در، باز، فرو، فرا، پس، وا، ور» اگر پیش از فعل ساده بیایند – و معنی آن را تغییر دهند یا نه – فعل پیشوندی می‏سازند. گاهی این پیشوندها در معنای فعل ساده تأثیر می‏گذارند و فعلی با معنای جدید می‏سازند مثل: افتادن و بر افتادن یا انداختن و برانداختن. اما گاهی هیچ معنای تازه‏ای به فعل ساده نمی‏افزایند. مثل: شمردن و برشمردن.

تعریف فعل مرکّب

درباره‏ی فعل مرکّب در کتاب‏ها و مقاله‏های دستوری تعریف‏های مختلفی آمده است که همگی با اندکی اختلاف نشان‏دهنده‏ی تصویر واحدی از این فعل‏هاست که در اینجا به برخی از این تعریف‏ها می‏پردازیم:
1- فعل مرکّب به فعلی گفته می‏شود که از یک فعل همکرد از قبیل کردن، شدن، بردن، دادن، زدن، خوردن، گرفتن، یافتن، داشتن، آوردن، آمدن، کشیدن و … با یک اسم عامّ یا صفت ساخته می‏شود: بار دادن، زمین خوردن، ارزانی داشتن. در زبان فارسی امروز گرایش چشمگیری به استفاده از گونه‏ی مرکّب فعل به جای صورت ساده‏ی فعل پدید آمده است به طوری‏که به جای بسیاری از فعل‏های ساده صورت مرکّب آن را که با اسمی از آن و یک فعل همکرد ساخته شده در همان معنی به کار می‏برند. مثل: طلبیدن = طلب کردن (–، 1381 : 155).
2- اگر پیش از فعل ساده یا پیشوندی یک یا چند تکواژ مستقل بیاید و با آن ترکیب شود کلمه‏ی حاصل «فعل مرکّب» است: حاصل کرد، دریافت کرد، دل بست، گوش داد (– و عمرانی، 1384 : 59).
3- دسته‏ای از فعل‏های فارسی از ترکیب یک اسم یا صفت با یک فعل پدید آمده‏اند اما از مجموع کلمات آن‏ها تنها یک معنی بر می‏آید. مانند: شتاب + کردن = شتافتن پرسش + کردن = پرسیدن رنجه + داشتن= آزردن نام + نهادن = نامیدن. این‏گونه فعل‏ها را مرکّب می‏خوانیم (–، 1365 : 177).
4- فعل مرکّب فعلی است متشکل از فعلی بسیط یا یک پیشاوند، یا از یک اسم با فعلی در حکم پساوند و به عبارت دیگر فعلی است متشکل از دو لفظ دارای یک مفهوم. مثال برای قسم اول: فرو رفت، برنشست. مثال برای قسم دوم: طلب کرد، جنگ کرد (–، 1384 : 69).
5- فعل مرکّب فعلی است که از یک صفت یا اسم یا یک فعل ساده ساخته می‏شود و مجموعاً یک معنی را می‏رساند. مانند: لخت کردن، پراکنده ساختن، زمین خوردن (– و –، 1364 : 29).

تعریف فعلهای لازم و متعدّی

دستورنویسان در مورد فعل‏های متعدّی و فعل‏های لازم تعریف‏های مختلفی دارند:
1- فعل لازم فعلی است که به خودی خود دارای معنی تمام باشد و فعل متعدّی فعلی است که معنی آن به وسیله‏ی کلمه‏ی دیگری که مفعول خوانده می‏شود تمام شود (–، 1363 : 80).
2- فعل بر دو قسم است: لازم و متعدّی. فعل لازم فعلی است که نتواند مفعول صریح داشته باشد. فعل متعدّی فعلی است که می‏تواند مفعول صریح داشته باشد (–، 1384 : 68).
3- فعل ناگذر فعلی است که در جمله بر انجام گرفتن کار دلالت می‏کند ولی نتیجه و تأثیر عمل آن بر نهاد پایان می‏پذیرد و به کلمه‏ی دیگری نمی‏رسد می‏توان گفت که جمله‏ای که با فعل ناگذر ساخته شده برای کامل شدن به کلمه‏ی دیگری جز نهاد نیاز ندارد (–، 1381 : 144).
4- فعلی که بی‏مفعول معنی جمله را تمام کند یا به سخن دیگر به مفعول نیاز نداشته باشد فعل لازم نامیده می‏شود. فعلی که بی‏مفعول معنی خود را تمام نمی‏کند یا به سخن دیگر فعلی که به مفعول نیاز دارد تا معنی خود را تمام کند و از فاعل به مفعول برسد فعل متعدّی نامیده می‏شود (– و –، 1364 : 62).

انواع فعل به اعتبار زمان

منظور از زمان فعل زمانی است که فعل در آن واقع شده یا می‏شود. در زبان فارسی فعل به اعتبار زمان به چهار دسته تقسیم می‏شود:

1- ماضی 2- مضارع 3- مستقبل (آینده)

برای بیان وقوع فعل یا روی دادن حالتی در هر کدام از این زمان‏ها ساخت‏های مختلفی وجود دارد و هر کدام از این ساخت‏ها کاربردهای خاصّی دارند و در موارد خاصی به کار می‏روند. فعل‏هایی را که بر انجام گرفتن کار یا وجود حالتی در زمان گذشته دلالت دارند ماضی می‏نامیم. انواع معروف ماضی عبارتند از: ماضی ساده، ماضی استمراری، ماضی نقلی، ماضی بعید، ماضی بعید، ماضی التزامی و ماضی مستمر.

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.