پایاننامه ارشد ارتباطات اجتماعی فمنیسم تحلیل محتوای نشریات

110 هزار تومان 75 هزار تومان
افزودن به سبد خرید

جهت خرید و دانلود پاياننامه ارشد ارتباطات اجتماعي فمنيسم تحليل محتواي نشريات روی دکمه سفارش خرید یا ایمیل sellthesis@gmail.com در ارتباط باشید

دانلود پایان نامه ارشد علوم اجتماعی


پايان نامه كارشناسي ارشد ارتباطات اجتماعي بررسي پديده فمنيسم و تحليل محتواي نشريات پيام زن و زنان در اين مورد


پاياننامه ارشد ارتباطات اجتماعي فمنيسم تحليل محتواي نشريات


چکیده

فیمینیسم یکی از پدیده‏های معرفتی و اجتماعی عصر جدید است که با زمینه ‏های تاریخی ویژه شکل گرفته، در سیر تکاملی خود در مغرب زمین و کشورهای اسلامی تاثیر بسیار داشته و عکس العمل‏ های نظری و عملی متفاوتی را موجب شده است.
مطالعه این پدیده  براساس گفته ‏ها و نوشته‏ه ای مدعیان آن، برای پژوهشگران و اندیشمندان اسلامی ضروری می‏نماید.
در این مطالعه باید از زمینه‏ های تاریخی، مبانی معرفتی و اجتماعی، جنبش‏های اجتماعی و سیاسی آگاهی کافی داشت.
این مجموعه در پی آن است که گزارش واقعی و عملی از این پدیده نوظهور به دست داده، بدور از هر گونه داوری و قضاوت، مسائل مربوط به آن را به اجمال مورد مطالعه قرار دهد. از این رو گزیده‏ای از مقالات در زمینه تاریخچه، مبانی و تلقی‏های رایج از فمینیسم با دیدگاه‏های سیاسی، اجتماعی و تا حدودی اسلامی بررسی شده است.
از بررسی تاریخچه این پدیده، به مکاتب مختلف در نگرش به فمینیسم پرداخته شده و در ادامه پس از نگاهی به پیدایش و روند شکل گیری این پدیده در ایران، با تحلیل محتوای دو مجله زنان و پیام زن به جایگاه اندیشه فمینیستی در نشریات زنان توجه نموده است. با امید به اینکه این مجموعه علاقمندان را مورد پسند و فایده قرار گیرد.

واژه هاي كليدي: زنان، فمنيسم، غرب، ايران


فهرست مطالب

چكيده
فصل اول- كليات تحقيق
1-  پيشگفتار
2-  بيان مسئله
3-  هدف از تحقیق
4-  ضرورت موضوع تحقیق
5-  سوالات تحقیق
6-  تدوین فرضیه‏ها
7-  تعریف مفهوم فمنیسم

فصل دوم- چهارچوب نظری
1- تاریخچه‏تکوین نظریه‏های فمنیستی
2- تعاریف مطرح از فمنیسم
3- نظریه‏های فمنیستی
الف: فمنیسم لیبرال اولیه
ب: فمنیسم مارکسیستی
ج: فمنیسم سوسیالیستی تخیلی
د: زن بعنوان دیگری
هـ: موج دوم
و: پاسخ فمنیسم مارکسیستی وسوسیالیستی
ز: فمنیسم خانواده گرا و زن گرا
ح: نتیجه گیری
۴- نظریه های فمنیستی از دیدگاه جامعه
الف: نظریه فمنیستی لیبرالی یا اصلاح طلب
ب: فمنیسم مارکسیستی
ج: نظریه فمنیستی رادیکال یا انقلابی
د: فمنیسم سوسیالیستی
هـ: نتیجه گیری
۵-  فمنیسم در ایران
الف: مشخصه های عمومی فمینیسم در ایران
ب: راهبردها
ج: نتیجه گیری
د: طلایه داران جنبش زنان
هـ: زنان درمقابل مجلس
و: زن ایرانی و بیداری
ز: نتیجه گیری

فصل سوم: روش شناسی تحقیق
۱-  روش تحقیق
۲-  جامعه آماری
۳-  شیوه انتخاب نمونه
۴-  واحد تحقیق
۵-  مقوله های تحقیق
۶-  تعریف مفاهیم ومقوله های تحقیق
۷-  تعریف مقوله های تحقیق

فصل چهارم: چهارچوب عملی تحقیق
۱- ترسیم جداول بصورت مقایسه ای
موضوع
منبع
جهت گیری
منطقه رویداد
سبک مطلب
سطح زیرچاب
تیتر مطلب
عکس و طرح شماره های مجله
جنسیت نویسنده
۲-  ترسیم جداول بصورت مقایسه توزیع فراوانی در مقولات بالا

فصل پنجم: نتيجه گیری
۱-  یافته های تحقیق
۲-  ا ثبات یا رد فرضیات
۳-  نتیجه گیری کلی
۴-  پیشنهادات
۵-  منابع و مآخذ
فهرست منابع فارسي
فهرست منابع انگليسي
6-  چكيده انگليسي


تاریخچه تکوین نظریه‏ های فمنیستی

اندیشمندان دوره روشنگری (اواخر قرن هفدهم تا اواخر قرن هیجدهم میلادی) تحت تاثیر اختراعات و اکتشافات جدید علمی و فلسفی، جهان‏نگری جدیدی را پایه گذاری کردند. کشفیات گالیله و به خصوص نیوتن هسته اصلی این برداشت جدید از نظام جهانی در این دوره بود. از دیدگاه جهان‏نگری  نیوتن، نظم کائنات تحت تسلط یک رشته مقررات و قوانین ساده است که وجودشان از طریق  فرمول‏های ریاضی قابل اثبات و بررسی است.
تحت تاثیر چنین برداشتی، متفکران در زمینه‏های دیگر مانند سیاست و اخلاق نیز به دنبال کشف قوانین اصلی و بنیادی بودند زیرا که قوام این نظام‏ها به قانونمند شدن آن‏ها بستگی داشت. مثلا نظریه «حقوق طبیعی افراد» که اساس اعلامیه استقلال امریکا در سال 1776 میلادی و اعلامیه حقوق بشر فرانسه در سال 1789میلادی است. نتیجه‏ای است از تاثیر جهان نگری نیوتنی در تفکر سیاسی دوره روشنگری.
این نگرش مکانیکی، دنیا را به گروه تعقلی و غیر تعقلی تقسیم می‏کند. دنیای عینی و آنچه که بر اساس خرد عمل می کند و قابل توضیح است، سازنده دنیای تعلقی است. آنچه به دنیای ذهنی، ارزشهای اخلاقی،  نظریات زیبا شناسی و عواطف مربوط می‏شود دنیای غیر تعقلی را می‏سازند، که نسب به دنیای تعقلی، ثانوی محسوب می شود.
از دیدگاه اندیشمندان و بشر دوستان دوره روشنگری، زنان متعلق با این دنیای غیر تعقلی و ثانویه‏اند. بررسی نزدیک و دقیق آثار این دوران نشان می دهد که وقتی صبحت از اطلاق «حقوق طبیعی» به جامعه بشری می‏شد، منظور از این جامعه، مردان، به خصوص مردان صدر خانواده مالک بود و نه زنان و بردگان.
در بهار سال 1779، ابی گیل آدامز همسر جان آدامز رئیس جمهور وقت آمریکا و از سردمداران  اعلامیه استقلال آمریکا، با صدور نامه معروفی با عنوان «خانم ها رابه خاطر داشته باشیم» به شوهرش خاطرنشان می کند، که «ضمن نگارش قوانین جدید و اعلامیه استقلال، خانم ها را فراموش نکنید و قدرت نامحدود در دست شوهرانشان قرار ندهید. اگر چنین شود، ما خانم‏ها سر به شورش بر می‏داریم و خود را ملزوم به رعایت قوانینی نخواهیم دانست که در تدوین آنها حقی نداریم و نمی‏توانیم نماینده‏ای در جمع تدوین کنندگان آن داشته باشیم.»

تعریف فمنیسم

کمتر کسی قبول دارد که معنی اصطلاحات «فمینیسم» و «فمینیست» بدیهی است. یکی از علایم این بلاتکلیفی، تمایل به استفاده از کلمه فمینیسمها برای نشان دادن تنوع دید هایی است که فمینیستها ابراز می‏کنند. علامت دیگر، ترجیح دادن تعریفی حداقل یا به گفته روزالیند دلمار،تعریفی پایه ای است:
  دست کم می توان گفت فمینیست کسی است که معتقد باشد زنان به دلیل جنسیت گرفتار تبعیض هستند. که نیازهای مشخص دارند که نادیده و ارضا نشده می ماند،که لازمه ارضای این نیازها تغییری اساسی در نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است.
دلمار نتیجه می گیرد: «از این حد که بگذریم، همه چیز ناگهان غامض تر می شود».1
این بدان  معنی نیست که فمینیستها نمی توانند روی موضوعهای عام مورد علاقه زنان باهم کار کنند، هر چند که خواهیم دید به موضوعهایی از قبیل دستمزد مساوی، تبعیض، یا تقسیم کار در خانه از مواضعی  متفاوت برخورد می کنند. علاوه براین پیچید گیهایی که دلمار به آنها اشاره می کند به خودی خود تازگی ندارد. فمینیستهای «موج اول» در قرن نوزدهم واوایل قرن بیستم، که عمدتاً به حق رای برای زنان می‏پرداختند، بر سر این هم که گرفتاریهای  زنان را چگونه باید اصلاح کرد و مسئولیت این گرفتاریها با کیست اختلاف نظر داشتند. اما در همان حال که تمامی ایدئولوژیها پیروانی جذب می کنند که بر سر راههای رسیدن به هدفی ظاهراً مشترک اختلاف نظر دارند روش انقلابی در مقابل روش اصلاحات  اجتماعی، محیط – زیست گرایان  سبز تیره در مقابل سبز روشن، طرفداران ارگانیک حفظ محیط زیست در مقابل اختیارگرایان، دامنه اختلاف نظرهای کنونی در میان فمینیستهای «موج دوم» به گفته ویکی راندال، از «بحران هویت» چیزی کم ندارد.2
این بلاتکلیفی را تا حد زیادی  می توان با این واقعیت توضیح داد که فمنیسم در متن سنت مکتبهای  فکری موجود یا تازه پا، چه لیبرالیسم، سوسیالیسم، مارکسیسم، شگل گرفت. این موضوع دونتیجه داشت. اول، فمنیسمتها، به عنوان نمایندگان تفکر جدید و رادیکال، ناچار از جا بازکردن در هریک از این سنتها بودند. دوم، در روند این جا باز کردن، فمنیستها با مقدمات اساسی وخاص هریک از این «ایسمها» همراه شدند. بدین قرار، خط جداکننده فمینیستها از یکدیگر ناشی از همراهی خودشان با یکی از این ایدئولوژیها بود. بنایراین جا دارد که درباره تکامل فمینیستهای مشخصاً لیبرالی، سوسیالیستی یا مارکسیستی بحث کنیم.
با وجود این، آرای فمینیستی صرفاً مشتق از نظرات دیگر نیست. فمینیستها نه تها با ایدئولوژیهای موجود به داد وستد فکری پرداختند، بلکه آن ایدئولوژیها را استنطاق کردند. در این کار، شماری از مفروضات اصلی تکامل تفکر سیاسی از زمان افلاطون و ارسطو را زیر سوال کشیدند که مهم ترین شان«دوگانگی رایج» بود.1

تعریف پدر سالاری

در رادیکال ترین شکل پدر سالاری چیزی دانسته میشود بی زمان: مردان همواره در پی این بوده ،هستند و همواره خواهند بود که بر زنان تسلط داشته باشند و از هر وسیله ای چه منصفانه و چه ناشایست، برای رسیدن به این مقصود استفاده خواهند کرد. به علاوه، این تعریف گسترده اعمال قدرت مردانه به دنیاهای «عمومی» سیاست و کار محدود نمی کند: پدر سالاری چیزی قلمداد میشود که تا قلمرو «خصوصی» خانواده و حیطه شخصی روایط جنسی هم ادامه می یابد.
این عقیده به غالب بودن پدر سالاری سبب پیدایش عبارت «شخصی هم سیاسی است» گشت که بی حد و مرز بودن دامنه  پدر سالاری را نشان می دهد.

فمینیسم خانواده گرا و زن گرا

اهمیت خط مشی مبتنی بر جنسیت را همه فمینیستها، عمدتاً آنهایی که مادر بودن را وسیله ای برای قدرت بخشیدن به زنان تلقی می کنند، پذیرفته اند. از اواخر دهه 1970 ‏و طی دهه 1980  ‏این زنان مطالبی در دفاع از فمینیسم هوادار خانواده نگاشتند که به «احیای مادری» مشهور گشته است.1 از جمله، بتی فریدان، جرمین گریر (1939) و چین بتکه الشتین از راههایی گوناگون به مبارزه با این بحث برخاسته‏اند که مادر بودن با فمینیسم ناسازگار است.
 كتاب خواجه مونث (1971) نوشته گریر در مراحل شکل گیری موج دوم برای او به عنوان يك رادیکال برجسته هوادار رابطه با جنس مخالف شهرت به همراه آورد. گریر به مخالفت با ازدواج تك همسری و شیوه های متعارف پرورش فرزند در خانواده هسته ای، و به دفاع از بزرک کردن بچه های متعدد در «خانواده ریشه ای» که در برگيرنده چند نسل باشد و از اینها مهمتر، به دفاع از احیای نیروی جنسی در زنان برخاست. به اعتقاد او رفتن پی‏شور جنسی بی غل و غش زنان را از شرایط رقت آور انفعالی، وابسته کنونی که ساخته و پرداخته انگیزه ای پدرسالارانه مردان است به افرادی پرتحرک و خودساخته، بخصوص در اتاق خواب، تبدیل خواهد کرد. از این طریق، همه تفاوتها، جز تفاوتهای روانی، از میان خواهد رفت.

فمينيسم ماركسيستي

فمينيسم ماركسيستي حاصل كوششهاي زنان براي گسترش نظريه ماركسيستي است به نحوي كه براي فرودستي و استثمار زنان در جوامع سرمايه داري توضيح بسنده اي ارائه دهد. فمينستهاي ماركسيست اذعان دارند كه ماركسيسم در وضعيت كنوني نابسنده است، و براي توضيح بسنده اين كه چرا از ورود زنان به حوزه عمومي جلوگيري مي شود و در حوزه داخلي زنان مهم ترين كارگران بي مزدند، نيازمند گسترش است. آنان همچنين ناگزير بوده اند به اين «واقعيت» كه زنان در سرمايه داري فرودست نشدند، بلكه پيش از آن فرو دست بودند، بپردازند؛ و نيز اين ظن قوي را كه براندازي شيوه توليد سرمايه داري به رهايي زنان نمي انجامد، در نظر گيرند.

فمینیسم در ایران‏

1) تاکید بر اشتغال رسمی زنان به عنوان راه نجات آنها: براساس این نگرش چنین تصور می شود که اشتغال رسمی زنان راه گشای مشکلات و معضلات عمده ایشان است؛ یعنی زنان با اشتغال رسمی صاحب درآمد می شوند و به دنبال آن استقلال مالی پیدا می کنند. این امر نه تنها منزلت اجتماعی وی را ارتقاء می دهد بلکه باعث می شود او دیگر زیر دست و وابسته مرد نباشد. از طرف دیگر، براساس این باور، چنین به نظر میرسد که زنان فقط از کانال اشتغال رسمی است که می توانند به عنوان نیروهای کارآمد در فرایند توسعه اقتصادی و اجتماعی قرار بگیرند. شعارهایی از این دست که زنان نیمی از نیروی کار هر جامعه اند و فقط اشتغال کامل ایشان می تواند کشورهای جهان سوم را به سمت توسعه رهنمون شود، از جمله تبلیغات این نگرش است. روی دیگر این شعار، تقبیح «خانه داری» و ناچیز شمردن آن است. زن خانه دار موجودی تلقی می شود که به دور از جریان پویای زندگی اجتماعی، در فضای محدود خانه محصور و در دور باطل وظایف خانکی گرفتار است و تکرار وظایف خانگی او را موجودی کودن، منفعل و وابسته بار آورده است. لذا، برای تحول این نقش های سنتی. اشتغال رسمی زن امری ضروری است. باید توجه داشت که دفاع از اشتغال زنان به عنوان راه رهایی آنان از ستم جنسی تقریباً در هیچ یک از دیدگاه‏های فمینیستی مورد تایید قرار نگرفته است. برعکس، خصوصاً فمینیستهای مارکسیست و سوسیالیست به ریشه یابی گسترش پدیده اشتغال زنان در غرب پرداخته و نشان داده اند که چگونه نظام سرمایه د‏اری با کشاندن زنان به بازار کار رسمی سود ‏می برد‏. سیلویا والبی یکی از طرفداران این دیدگاه، معتقد است که برای درک نقش زنان در جامعه صنعتی باید چگونگی تلفیق نظام پدرسالاري را در نظام سرمايه داري درك كرد. بايد به خاطر داشت كه در نظام پدر سالاري ورود زنان به بازار كار رسمي منع شده بود. در حالي كه سرمایه د‏اری استخدام نیروی کار ارزان را لازم میدانست؛ یعنی سرمایه داری به دلیل خصلت ذاتی خود ‏(انباشت سرمایه) همواره به گسترش عرصه تولید و تنوع آن نیازمند است. لذا استفاده از نیروی کار زنان که به علت جنس د‏وم بود‏ن دستمزدی کمتر از مردان می‏گیرند، در دوران شکوفایی اقتصادی سودمند است. به علاوه ورود زنان به بازار کار رسمی به طور وسیعی فقط در همان حوزه ‏وظایف سنتی ایشان یعنی آموزش، بهداشت و مشاغل خدماتی عملی شده است. استفاده از نیروی کار زنان د‏ر صنایع کارخانه ای نیز بیشتر در حوزه های حاشیه ای مثل صنایع مونتاژ، بسته بندی و ظریف کاری عملی شده است، یعنی مشاغلی که حقوق کمتر و پایگاه اجتماعی پایین تری نسبت به مشاغل مردانه دارد.

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.